English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (5 milliseconds)
English Persian
freedom of choice ازادی انتخاب
Other Matches
choice پسند
freedom حریت
freedom قار بودن به بررسی رکوردهای کامپیوتر
freedom آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freedom of the will اختیار
at choice برحسب دلخواه
at choice باختیار خود
freedom of the will فاعل مختاری
to take ones choice یکی ازچند شق رابرگزیدن یااختیارکردن
freedom روانی
choice گزینه
choice منتخب
choice چیز نخبه برگزیده
choice انتخاب
freedom ازادی
freedom استقلال
freedom معافیت اسانی
medal of freedom مدال ازادی
freedom to choose ازادی در انتخاب
market freedom ازادی تجاری
market freedom ازادی بازار
freedom of the press ازادی نگارش
freedom of seas ازادی رفت وامد کشتی ها در خارج ازابهای ساحلی کشور مجاوردر زمان صلح بدون اینکه کسی بتواند به نحوی از انحامعترض انها بشود
freedom of seas ازادی دریاها
freedom of experssion ازادی بیان
freedom of trade ازادی تجارت
freedom of enterprise ازادی تجارت
object choice شیئی گزینی
scracity and choice کمیابی و انتخاب
word choice بیان
choice of words بیان
word choice کلمه بندی
choice of words کلمه بندی
word choice جمله بندی
choice of words جمله بندی
To speak with freedom. آزادانه صحبت کردن .
freedom fighter گروههایبراندازوضدرژیم
multiple-choice وابسته به پرسش چند پاسخی
Hobson's choice انتخاب از روی ناچاری ناگزیر
degree of freedom درجه ازادی
consumer's choice انتخاب مصرف کننده
choice point نقطه گزینش
choice of technology انتخاب تکنولوژی
academic freedom آزادی طلاب و محققین در تدریس وتحقیق و نشر افکار خود بدون انکه موسسهای که دراستخدام انند بتواند به انان تعرضی بکند و یا ایشان را درفشار بگذارد
academic freedom آزادی بحث و تحقیق
academic freedom آزادی علمی
academic freedom آزادی عمل و بیان
to make a choice of برگزیدن
Hobson's choice پیشنهادی که چارهای جز قبول ان نیست
consumer choice انتخاب مصرف کننده
degrees of freedom درجات ازادی
freedom from defect عاری بودن ازعیب
to make a choice of انتخاب کردن
freedom of the press ازادی مطبوعات
economic freedom ازادی اقتصادی
freedom from defect بی عیبی
economic choice انتخاب اقتصادی
domicile of choice اقامتگاه انتخابی
freedom of belief ازادی عقیده
forced choice گزینه- بایست
freedom of entry and exit ازادی ورود و خروج
freedom of information act قانون فدرالی که به شهروندان عادی اجازه میدهد تا به اطلاعاتی که توسط نمایندگی فدرالی جمع اوری شده است دسترسی یابند
freedom from evil record نداشتن پیشینه بد
free choice method روش گزینش ازاد
freedom from evil record عدم سو سابقه
To taste the jouys of freedom . مزه آزادی را چشیدن
multiple choice test ازمون چند گزینهای
theory of consumer's choice نظریه انتخاب مصرف کننده
word choice test ازمون واژه گزینی
error choice technique شیوه خطا گزینی
multiple choice item پرسش چند گزینهای
I had no choice ( alternative ) but to marry her . محکوم بودم که با اوازدواج کنم
He left fily a few choice words. چند تا حرف مفت ( ناسزا )تحویل داد
a copious choice of food and drink غذا و نوشیدنی فراوان
toss a coin for choice of service of cou شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com