English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English Persian
glide path مسیر فرود ازاد
glide path مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
glide path مسیر پرواز در حال سرخوردن
Other Matches
glide نرم رفتن
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide سرخوردن
glide خزیدن
glide پرواز کردن بدون نیروی موتور
glide سر خوردن
glide خرامش
glide سریدن اسان رفتن
glide سبک پریدن
glide ratio نسبت سریدن
glide mode روش پرواز ازاد
glide bomb بمب یا موشک لغزنده در هوا بمب لغزنده
glide mode روش پرواز با مسیر باد
glide slope زاویه فرود ازاد هواپیما یاموشک
glide ratio نسبت مسافت طی شده به هرپای فرود با هواپیمای بی موتور
glide plane سطح لغزش
I have been down that path. مزه اش را چشیده ام ( بسرم آمده است )
path فرمان PATH
by path جاده فرعی
f. this path ازاین راه برو
path name نام مسیر
path گذرگاه
the f. path جاده پیش یاجلویی
path باریک راه
path پیاده رو
path مسیر
path جاده مال رو
path مسیر طریقت
path راه
path جاده
path مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه
path مسیر از یک نقط ه در شبکه ارتباطی به دیگری
path لیست زیر دایرکتوریها که سیستم عامل باید دنبال فایل نامدار بگردد
path محل فایل در لیست زیر دایرکتوری منجر به آن
nerve path گذرگاه عصبی
motor path گذرگاه حرکتی
mean free path مسافت ازاد میانگین
mean free path مسافت ازاد متوسط
lightning path مسیر برق
light path مسیر نور
magnetic path مسیر خطوط قوا
path analysis تحلیل مسیر
to beat a path کوبیدن یک جاده
time path مسیر زمانی
the primrose path عیش و نوش جویی
scan path مسیر پیمایش
roller path ریل دواربرجک توپ
roller path صفحه بلبرینگ
primrose path راه تسلیم ورضا
primrose path راه عیش وخوشی
path sweeping مین روبی مسیر دریایی
path sweeping پاک کردن مسیر
path of flight مسیر هواپیما
path of flight مسیر پرواز
path of expansion مسیر گسترش
path of expansion مسیر توسعه
train path اجازه عبور ترن روی یک خط
leakage path مسیر خزش
critical path مسیر بحرانی
bicycle path راه دوچرخه رو
base path مسیر بین پایگاهها
bridle path راه باریک
current path مسیر عبور جریان برق
expansion path مسیر گسترش
expansion path مسیر افزایش حجم عملیات بنگاه گر یک نقشه منحنیهای متساوی التولید
flight path مسیر پرواز
leakage path مسیر نشت
bicycle path مسیر دوچرخه سواری
bridle path جاده اسب رو
critical path مسیربحرانی
foot path کوره راه
mean free path absorption مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
absorption mean free path مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
mean free path for attenuation مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
His path was strewn with flowers . مقدم اورا گلباران کردند
attenuation mean free path مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
critical path analysis تحلیل مسیر بحرانی
magnetic path length طول مسیر خطوط قوا
scattering mean free path مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
critical path method سی پی ام
critical path method روش مسیر بحرانی
critical path analysis تعریف کارها و زمانی که هر یک نیاز دارند تابه اهداف خود برسند و نیز PERT
critical path analysis منبعی که در هر زمان فقط توسط یک پردازنده قابل استفاده است
critical path analysis استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
To be itching fo r a fight . To be on the war path. سر دعوا داشتن
path [corridor] for emergency vehicles راه [باز شده در جاده] برای وسایل اورژانس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com