English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (2 milliseconds)
English Persian
hidden pocket جیبمخفی
Other Matches
hidden اثری که در حین آزمایش برنامه دیده نشده بود
hidden آنچه قابل دیدن نیست
hidden فرمول ریاضی که خط وط پنهان را از تصویر دو بعدی شی D پاک میکند
hidden پاک کننده خط وطی که در هنگام مشاهده شکل دوبعدی یک شی سه بعدی نباید دیده شوند
hidden خط وی تشکیل دهنده شی سه بعدی ولی هنگام نمایش آن به صورت دوبعدی پاک می شوند
hidden فایلهای سیستم مهم که در لیست دایرکتوری نشان داده نمیشوند و توسط کاربر قابل خواندن نیستند
hidden مخفی شده
hidden مخفی
hidden غایب
hidden مکتوم
hidden پنهان کرده شده پوشیده
hidden پنهان کرده
hidden inflation تورم خزنده
hidden inflation تورم پنهان
hidden information اطلاعات پنهان کرده
hidden file فایل پنهان
hidden codes رمزهای مخفی
hidden codes کدهای پنهان
hidden line خط پنهان
hidden objects اشیاء پنهان
hidden unemployment بیکاری پنهان
hidden file فایل مخفی
hidden agenda جلسهمخفیوغیرعلنیسیاستمداران
hidden surface سطح پنهان
hidden surface سطح ناپیدا
hidden line removal حذف خط پنهان
hidden figures test ازمون شکلهای نهفته
hidden momentum of population growth نیروی محرکه پنهان رشدجمعیت فرایندی پویا ولی غیرفعال ازافزایش جمعیت که حتی پس ازکاهش نرخهای زاد و ولد ادامه مییابد
hidden momentum of population growth به دلیل این که یک جمعیت وسیع جوان
hidden momentum of population growth سبب گستردگی والدین اینده میشود
pocket جیب دار درجیب گذاردن
she had him in her pocket کاملابراواختیارمیکرد
she had him in her pocket خوب جلوش را گرفته بود
pocket محاصره شدن
pocket کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pocket پیش رفتگی خط جبهه
pocket فرورفتگی
pocket بجیب زدن
pocket درجیب پنهان کردن
pocket پولی
pocket پاکت تشکیل کیسه در بدن
pocket حباب
pocket کوچک جیبی
pocket جیب
pocket نقدی
pocket کیسه هوایی
fork pocket محفظهانشعابی
front pocket جیبجلو
gusset pocket جیبپاکتی
vest pocket جیب جلیقه
inset pocket جیبمخفی
interior pocket جیبداخلی
mock pocket جیبساختگی
outside ticket pocket جیبکوچکبیرونی
foot pocket قالب پا
flap pocket جیبلبهدار
centre pocket مرکزی
bottom pocket سوراخمیزبیلیاردبرایتوپ
batten pocket بادبان
door pocket جیبدر
back pocket جیبپشتی
watch pocket جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
exterior pocket کیفبازشو
watch pocket جیب ساعتی
centre pocket گودال
seam pocket جیبرویدرز
stake pocket جیبتودهای
pocket rules خط کش های تاشو [ابزار]
pocket rules خط کش های جیبی [ابزار]
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
pocket calculator ماشین حساب جیبی
trouser pocket جیب شلوار
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
patch pocket جیبرویسینه
air pocket دست انداز هوایی
top pocket حفرهفوقانی
vertical pocket جیبعمودی
welt pocket جیبنواری
pocket-sized جیبی
pocket money . پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
Take your money out of your pocket. پولت را از جیب دربیاور
They picked my pocket. جیبم رازدند
pocket watch ساعت جیبی
vest pocket مخصوص
pocket money پول جیب
i am rials in pocket سه ریال در جیب دارم
i am rials in pocket سه ریال سود بردم
i am 0 rials out of pocket 05 ریال زیان
i am 0 rials out of pocket کرده ام
lime pocket پوشش اهک
one pocket billiard بیلیارد با 51 گوی هدف که هر بازیگر سعی دارد 8 گوی را در کیسه انتخابی خوداندازد
out of pocket expenses هزینهای که از جیب شخص درامده باشد
out of pocket expenses هزینه واقعی
pocket battleship رزمناو تندرو و سبک
pocket billiards بیلیارد امریکایی با 51 گوی رنگی و 6 کیسه از شماره 1تا 51 بین 2 بازیگر
empty pocket ادم بی پول یا تهی کیسه
chip pocket شیار دندانههای اره
called pocket کیسه تعیین شده از طرف بازیگر
pocket calculator حسابگر جیبی
pocket calculators حسابگر جیبی
pocket handkerchief دستمال جیبی
pocket handkerchiefs دستمال جیبی
pocket knife چاقوی جیبی
pocket knives چاقوی جیبی
air pocket منفذ
air pocket بادگیر
air pocket چاه هوایی
armature pocket شیار ارمیچر
pocket book کیف بغلی
pocket book دفتر بغلی
pocket borough حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
pocket lamp لامپ کوچک
pocket lamp چراغ قوه
pocket meter سنجه جیبی
pocket picking جیب بری
pocket piece سکه ازدواج افتاده یا چیزی مانندان که درجیب نگاه دارندتابرکت جیب باشد
pocket pistol طپانچه جیبی
pocket pistol بغلی عرق
pocket split باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
pocket veto رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
slash pocket جیب عمودی درجهت درزلباس
the furniture of ones pocket دارایی جیب
pocket judgment سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
vest pocket جیبی
pocket expenses هزینه مختصر شخصی
pocket judgment سند قطعی لازم الاجرا
pocket edition چاپ جیبی کتاب
pocket computer کامپیوتر جیبی
poker pocket billiards بیلیارد کیسهای دونفره یابیشتر با گوی اصلی و 61گوی شماره دار
ast welt pocket جیبپیشسینهای
hand-warmer pocket جیبگرم کنندهیدست
trousers pocket [American E] جیب شلوار
pants pocket [American E] جیب شلوار
hand warmer pocket جیببقل
To put ones hand in ones pocket. دست توی جیب کردن ( پول خرج کردن )
burn a hole in one's pocket <idiom> پولی که تومیخواهی سریعا خرج کنی
to pocket a tidy sum <idiom> پول خوبی به جیب زدن
front top pocket جیببالایجلویشلوار
To pick somebodys pocket. جیب کسی را زدن
bottle pocket billiard بیلیارد کیسه دار با 2 گوی ومهره بطری مانند
broad welt side pocket جیبپهنپهلو
Money burnes a hole in his pocket. پول تو جیب اش بند نمی شود
money burns a hole in his pocket <idiom> پول تو دستش بند نمی شود
He has feathered his nest. He has lined his pocket. اودیگر بارش را بسته است ( ازنظر مالی تأمین است )
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction. د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com