English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
high conductivity قابلیت هدایت زیاد
Search result with all words
high frequency conductivity قابلیت هدایت فرکانس بالا
Other Matches
conductivity رسانندگی
conductivity رسانندگی الکتریکی
conductivity ضریب هدایت
conductivity رسانایی
conductivity ضریب هدایت یا انتشار
conductivity قابلیت هدایت
conductivity برق رسانایی
conductivity رسانایی قابلیت رسانایی
hydraulic conductivity ضریب ابگذری
increase in conductivity افزایش قابلیت هدایت
heat conductivity هدایت حرارتی
magnetic conductivity رسانندگی مغناطیسی
electrical conductivity رسانایی
induced conductivity قابلیت هدایت القاء شده
ideal conductivity قابلیت هدایت ایده ال
impurity conductivity رسانندگی ناخالصی
heat conductivity قابلیت هدایت حرارت
heat conductivity رسانندگی گرمایی
magneto conductivity رسانایی مغناطیسی
intrinsic conductivity رسانندگی ذاتی
hydraulic conductivity هدایت ابی
electrical conductivity رسانندگی
electrical conductivity رسانندگی الکتریکی
super conductivity ابررسانایی
thermal conductivity رسانائی گرمایی یا حرارتی
thermal conductivity رسانندگی گرمایی
total conductivity هدایت کل
total conductivity رسانایی کل
asymmetrical conductivity برقرسانایی بی تقارن
conductivity meter دستگاه اندازه گیری قابلیت هدایت
electrical conductivity هدایت الکتریکی
conductivity bridge پل برق رسانایی
specific electrical conductivity هدایت الکتریکی مخصوص
lattice heat conductivity رسانندگی گرمایی شبکه
on high به اسمان
high اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high-up فردیباقدرتونفوذفراوان
high value گران قیمت
you were then that high ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
high (1 9 to 36) بلند
about as high تقریبا` همان اندازه بلند
on high در اسمان
on high در بالا
very high ارتفاع خیلی بالا
high متعال رشید
high value قیمتی
high فراز
high بزرگ
high سخت گران
high ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high عظیم
high واچرخه
high معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high بالا
high اندکی فاسد
high مرتفع
high عالی
high جای مرتفع
high بلند پایه
high زیاد
high وافر گران گزاف
high خشمگینانه
high خشن متکبر
high متکبرانه
high تند زیاد باصدای زیر
high باصدای بلند
high بوگرفته
high برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high زبان سطح بالا
high بلند
high خیلی بزرگ
high وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high وسیله گران یا با کارایی بالا
high فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
high ت
high status بلندپایه
high spirited متکبر
high strung کوک
high spirited جسور
high stick بالا بردن غیرمجاز چوب
high spin پر اسپین
high road شاهراه
high sticking بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
high spirited دارای روح خودسری وجسارت
high tender مزایده
high sticking خطا با ضربه چوب لاکراس
high temperature دمای بالا
high storage انباره بالا
high strung بسیار حساس
high strung عصبانی
high spin چرخش زیاد
high spin پرچرخش
high speed دنده سریع
high seas ابهای برون مرزی
high sea دریای ازاد
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
high run حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
high road جاده عمده
high seas ابهای بین المللی
high seas دریاهای باز
high seasoned پرادویه
high seasoned خوش طعم پرچاشنی
high souled با جرات
high seas دریاهای ازاد
high souled با همت
high speed سریع السیر
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
high grade درجه اعلی
high impedance امپدانس بالا
high interest بهره گران
high interest بهره سنگین
high jack دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high jumper پرنده پرش ارتفاع
high land زمین کوهستانی
high light نکات برجسته یا جالب
high light تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
high lights نکات مهم
high lights موضوعات مهم مطالب مهم
high limit حد نهایی
high line پل طنابی نقل مکان بین ناوها
high mind با مناعت دارای احساسات بلند
high minded بامناعت
high minded بزرگ منش
high hurle مانع بلند
high hurdles مسابقه کوتاه دو بامانع
high horse پر افاده
high grade عالی
high grade مرغوب
high grade قوی
high grade خیلی پیشرفته پرقدرت
high grown بلند بالا
high grown بلند قد
high grown دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high handed امرانه
high handed خودخواهانه
high handed مکارانه
high hat کلاه بلند
high hat متکبر وپر افاده اشرافی ماب
high hat افاده کردن
high horse مغرور
high minded مغرور
high money پول گران
high pressure فشار زیاد
high priced گران بها
high priced پر قیمت
high priced پر بها
high priest کشیش اعظم
high priest کاهن اعظم
high proof سنگین
high proof تند
high proof برنده
high ranking عالی رتبه
high relief نقوش برجسته
high relief نقش تمام برجسته
high resistance پر مقاومت
high resistance پرمقاومت
high resolution وضوح بالا
high pressure قوی
high pressure دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
high precison دقت بالا
high moral روحیه عالی
high moral روحیه قوی
high-pitched متعال
high oblique عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
high octane دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
high order رتبه بالا
high pass پاس بلند
high pheasant تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
high polymer بسپار سنگین
high polymer بسپار بزرگ
high port حالت دست فنگ
high port حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
high potential فشار قوی
high power تفنگ شکاری بزرگ
high precison دقت زیاد
high line پل رابط اصلی
high tender به مزایده گذاشتن
high-class درجه یک
high-rise ساختمان بلند
high-rise وابسته به ساختمان چند اشکوبه
high card کارتبالا
high altar مهمترینمحرابکلیسا
high and mighty ازخودراضی - ازخودمتشکر
High Commission کنسولگری - دفتریکهبهاعضایعالیرتبهخودجاومکانمیدهد
High Court دادگاهویژهجرائممهم
high heels کفشپاشنهبلند
high point نقطهاوج
high season فصلتوریست
high spot جذابترین لذتبخشترین
high-rise ساختمان چندین اشکوبه
high-powered مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
high-pitched زیر
high-pitched والا
high-pitched ارجمند
high-pitched هیجان زده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com