Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
high polymer
بسپار سنگین
high polymer
بسپار بزرگ
Other Matches
polymer
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
polymer
پلیمر
polymer
بسپار
addition polymer
بسیار افزایشی
atactic polymer
بسپار بی ارایش
branched polymer
بسپار شاخهای
linear polymer
بسپار خطی
polymolecular polymer
بسپار چند مولکولی
regular polymer
بسپار منظم
stereoirregular polymer
بسپار بدون نظم فضایی
stereoregular polymer
بسپار فضا ویژه
stereospecific polymer
بسپار فضا ویژه
synthetic polymer
بسپار زنجیری
syndiotactic polymer
بسپار هم ارایش
condensation polymer
بسپار تراکمی
inorganic polymer
بسپار معدنی
irregular polymer
بسپار نامنظم
isotactic polymer
بسپار تک ارایش
living polymer
بسپار زنده
organic polymer
بسپار الی
polymer chemistry
شیمی بسپار
three dimensional polymer
بسپار سه بعدی
heat resistance polymer
بسپار گرمایی
long chain polymer
بسپار بلند زنجیر
head to tail polymer
بسپار سر به دم
carbon chain polymer
بسپار زنجیر کربنی
dye polymer recording
در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است
hetero organic polymer
ناجور بسپار الی
tail to tail polymer
بسپار دم به دم
head to head polymer
بسپار سر به سر
you were then that high
ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
high
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high
خیلی بزرگ
high-up
فردیباقدرتونفوذفراوان
high value
گران قیمت
high (1 9 to 36)
بلند
high value
قیمتی
on high
در اسمان
on high
در بالا
on high
به اسمان
very high
ارتفاع خیلی بالا
about as high
تقریبا` همان اندازه بلند
high
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high
واچرخه
high
زیاد
high
زبان سطح بالا
high
متعال رشید
high
بلند پایه
high
جای مرتفع
high
عالی
high
مرتفع
high
روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high
بلند
high
فراز
high
وافر گران گزاف
high
ت
high
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high
عظیم
high
خشمگینانه
high
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high
بوگرفته
high
اندکی فاسد
high
بالا
high
بزرگ
high
تند زیاد باصدای زیر
high
سخت گران
high
خشن متکبر
high
متکبرانه
high
رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high
باصدای بلند
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high
وسیله گران یا با کارایی بالا
high run
حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
high grade
خیلی پیشرفته پرقدرت
high grade
قوی
high grown
بلند بالا
high precison
دقت بالا
high road
شاهراه
high resolution
وضوح بالا
high sticking
خطا با ضربه چوب لاکراس
high road
جاده عمده
high spin
چرخش زیاد
high spin
پر اسپین
high spirited
جسور
high spirited
متکبر
high spirited
دارای روح خودسری وجسارت
high status
بلندپایه
high gloss
پر جلاء
high stick
بالا بردن غیرمجاز چوب
high sticking
بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
high storage
انباره بالا
high strung
بسیار حساس
high strung
عصبانی
high strung
کوک
high temperature
دمای بالا
high tender
مزایده
high spin
پرچرخش
high speed
دنده سریع
high sea
دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
high sea
دریای ازاد
high seas
ابهای برون مرزی
high seasoned
پرادویه
high grade
مرغوب
high grade
عالی
high grade
درجه اعلی
high seas
دریای ازاد
high seas
ابهای بین المللی
high seas
دریاهای ازاد
high seasoned
خوش طعم پرچاشنی
high souled
با جرات
high souled
با همت
high speed
سریع السیر
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
high tender
به مزایده گذاشتن
high grown
دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high land
زمین کوهستانی
high light
نکات برجسته یا جالب
high light
تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
high lights
موضوعات مهم مطالب مهم
high limit
حد نهایی
high line
پل رابط اصلی
high line
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
high mind
با مناعت دارای احساسات بلند
high minded
بامناعت
high minded
بزرگ منش
high minded
مغرور
high money
پول گران
high jumper
پرنده پرش ارتفاع
high jack
دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high interest
بهره سنگین
high handed
امرانه
high handed
خودخواهانه
high handed
مکارانه
high hat
کلاه بلند
high hat
متکبر وپر افاده اشرافی ماب
high hat
افاده کردن
high horse
مغرور
high horse
پر افاده
high hurdles
مسابقه کوتاه دو بامانع
high hurle
مانع بلند
high impedance
امپدانس بالا
high interest
بهره گران
high moral
روحیه عالی
high moral
روحیه قوی
high priced
پر قیمت
high priced
پر بها
high priest
کشیش اعظم
high priest
کاهن اعظم
high proof
سنگین
high proof
تند
high proof
برنده
high ranking
عالی رتبه
high relief
نقوش برجسته
high lights
نکات مهم
high relief
نقش تمام برجسته
high resistance
پر مقاومت
high priced
گران بها
high pressure
فشار زیاد
high pressure
قوی
high oblique
عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
high octane
دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
high grown
بلند قد
high order
رتبه بالا
high pass
پاس بلند
high pheasant
تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
high port
حالت دست فنگ
high port
حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
high potential
فشار قوی
high power
تفنگ شکاری بزرگ
high precison
دقت زیاد
high pressure
دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
high resistance
پرمقاومت
high tension
فشار قوی
high-class
مرغوب
high-rise
ساختمان چندین اشکوبه
high-rise
ساختمان بلند
high-rise
وابسته به ساختمان چند اشکوبه
high card
کارتبالا
high altar
مهمترینمحرابکلیسا
high and mighty
ازخودراضی - ازخودمتشکر
High Commission
کنسولگری - دفتریکهبهاعضایعالیرتبهخودجاومکانمیدهد
High Court
دادگاهویژهجرائممهم
high heels
کفشپاشنهبلند
high point
نقطهاوج
high season
فصلتوریست
high-powered
مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
high-powered
توانمند
high-class
درجه یک
high-pitched
متعال
high-pitched
والا
high-pitched
ارجمند
high-pitched
هیجان زده
high-pitched
شوریده
high-pitched
بسیار شیبدار
high-pitched
میان فراز
high-powered
پر نیرو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com