Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
high sticking
بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
high sticking
خطا با ضربه چوب لاکراس
Other Matches
sticking
چسبنده
sticking
چسبناک
sticking point
نکتهی مورد بحث یا منازعه
sticking point
نقطهی عدم تحرک
sticking voltage
ولتاژ وقفه
sticking point
مرز ناجنبایی
sticking point
حدی که پس از آن شخص یا چیز از جا حرکت نمیکند
sticking point
نکتهیاصلی
sticking plasters
مشمع چسب دار مخصوص روی زخم
sticking plaster
مشمع چسب دار مخصوص روی زخم
sticking points
نکتهیاصلی
sticking points
نکتهی مورد بحث یا منازعه
You are asking for it. You are sticking your neck out.
مثل اینکه تنت می خارد
sticking points
حدی که پس از آن شخص یا چیز از جا حرکت نمیکند
sticking points
مرز ناجنبایی
sticking points
نقطهی عدم تحرک
Looks likes he is asking for trouble . looks like he is sticking his neck out .
مثل اینکه سرش به گردنش ( تنش ) زیادی می کند
high
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high
وسیله گران یا با کارایی بالا
high
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high
رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high
زبان سطح بالا
high
روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
high
ت
high
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high
خیلی بزرگ
you were then that high
ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
very high
ارتفاع خیلی بالا
high value
گران قیمت
about as high
تقریبا` همان اندازه بلند
on high
به اسمان
on high
در بالا
on high
در اسمان
high-up
فردیباقدرتونفوذفراوان
high
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high value
قیمتی
high
سخت گران
high
متکبرانه
high
جای مرتفع
high
خشن متکبر
high
خشمگینانه
high
وافر گران گزاف
high
زیاد
high
متعال رشید
high
بلند پایه
high
عالی
high
مرتفع
high
بلند
high
فراز
high (1 9 to 36)
بلند
high
تند زیاد باصدای زیر
high
باصدای بلند
high
بوگرفته
high
بزرگ
high
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high
واچرخه
high
عظیم
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high
اندکی فاسد
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high
بالا
high land
زمین کوهستانی
with a high hand
امرانه
very high frequency
فرکانس خیلی زیاد
high handed
مکارانه
high hat
کلاه بلند
high impedance
امپدانس بالا
high hurle
مانع بلند
high hat
متکبر وپر افاده اشرافی ماب
high hurdles
مسابقه کوتاه دو بامانع
high hat
افاده کردن
high jinks
جست و خیز
high horse
پر افاده
high horse
مغرور
high jinks
جشن و پایکوبی
high moral
روحیه عالی
high interest
بهره گران
high lights
موضوعات مهم مطالب مهم
high limit
حد نهایی
high line
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
high money
پول گران
mean high water
اب بالای میانگین
high mind
با مناعت دارای احساسات بلند
high minded
بامناعت
high minded
بزرگ منش
high lights
نکات مهم
high light
تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
high interest
بهره سنگین
high jack
دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high line
پل رابط اصلی
high jumper
پرنده پرش ارتفاع
to fly high
بلندهمت بودن
to fly high
بلندپروازی کردن
to be in a high feather
سرخلق بودن
high light
نکات برجسته یا جالب
high minded
مغرور
high card
کارتبالا
high-pitched
ارجمند
high-pitched
والا
high seasoned
پرادویه
high-pitched
متعال
high-pitched
زیر
high-class
درجه یک
high-class
مرغوب
high-class
کهبد
high-pitched
هیجان زده
high-pitched
شوریده
high-pitched
بسیار شیبدار
high-rise
وابسته به ساختمان چند اشکوبه
high-rise
ساختمان چندین اشکوبه
high-powered
مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
high-powered
توانمند
high-powered
پر توان
high-powered
پر زور
high-powered
پر نیرو
high-pitched
میان فراز
high-class
والا مقام
high-class
از طبقات بالا
high life
نوعی رقص تند
high life
زندگی پر ریخت و پاش
high life
زندگی شیک و پر تجمل
high jinks
جشن و بیا و برو
high grown
بلند بالا
high grown
بلند قد
high grown
دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high handed
امرانه
high wire
سیم بندبازی
high grade
خیلی پیشرفته پرقدرت
high grade
قوی
high-class
بلندپایه
high gear
دنده قوی خودرو
high gloss
پر جلاء
high wires
سیم بندبازی
high grade
درجه اعلی
high grade
عالی
high grade
مرغوب
high handed
خودخواهانه
high priced
گران بها
high resolution
وضوح بالا
high road
شاهراه
high road
جاده عمده
high run
حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
high sea
دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
high sea
دریای ازاد
high seas
ابهای برون مرزی
high seas
دریای ازاد
high seas
ابهای بین المللی
high resistance
پرمقاومت
high resistance
پر مقاومت
high priced
پر قیمت
high priced
پر بها
high priest
کشیش اعظم
high priest
کاهن اعظم
high proof
سنگین
high proof
تند
high proof
برنده
high ranking
عالی رتبه
high relief
نقوش برجسته
high relief
نقش تمام برجسته
high seas
دریاهای ازاد
high seas
دریاهای باز
high status
بلندپایه
high stick
بالا بردن غیرمجاز چوب
high tender
به مزایده گذاشتن
high storage
انباره بالا
high tension
فشارقوی
high strung
بسیار حساس
high strung
عصبانی
high strung
کوک
high tension
فشار قوی
high spirited
دارای روح خودسری وجسارت
high spirited
متکبر
high seasoned
خوش طعم پرچاشنی
high souled
با جرات
high souled
با همت
high speed
سریع السیر
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
high speed
دنده سریع
high spin
پرچرخش
high spin
چرخش زیاد
high spin
پر اسپین
high spirited
جسور
high temperature
دمای بالا
high test
امتحان سختی را گذرانده دارای قوه فراره زیاد
high moral
روحیه قوی
high pheasant
تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
high polymer
بسپار سنگین
high polymer
بسپار بزرگ
high port
حالت دست فنگ
high port
حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
high potential
فشار قوی
high yield
پربازده
high yield
با بازده زیاد
high yield
پر بازده
high wrought
شدید
high tender
مزایده
hole high
توقف گوی در کنار سوراخ
mean high water
مد میانگین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com