Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
high water line
خط مد دریا
Other Matches
mean high water
اب بالای میانگین
mean high water
مد میانگین
high water
مد
high water
فراز اب
high water
حداکثر ارتفاع اب مد دریا
high water
مد دریا
high water
طغیان اب
high water
دریا درحال مد
lower high water
پایین ترین پیشرفت اب دریا
freshet
[high water]
طغیان آب
come hell or high water
<idiom>
هیچ فرقی نمیکنه چه اتفاقی بیافته
mean high water neaps
متوسط ارتفاع اب دریا
hell and high water
<idiom>
هر نوع مشکلاتیاسختی
mean higher high water
ارتفاع متوسط پیشرفت اب دریا
freshet
[high water]
سیل
high-water mark
بالاترین داغ اب
high water mark
بالاترین داغ اب
high-water marks
بالاترین داغ اب
high line
پل رابط اصلی
high line
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
water line
خط ابخور ناو
high tension line
خط فشار قوی
high potential line
خط فشارقوی
high pressure line
خط فشار قوی
high voltage line
خط فشار قوی
cooling water line
مسیر اب سرد
high voltage transmission line
خط انتقال فشار قوی
intermediate high voltage line
خط فشار متوسط
high tension transmission line
خط انتقال فشار قوی
cold-water supply line
خطمنبعآبسرد
high bit-rate digital subscriber line
[HDSL]
خط مشترک دیجیتال برای نرخ بیت بالا
[مخابرات ]
line by line milling
فرز کردن سطری
line by line milling
فرز کردن سطر به سطر
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
line to line spacing
فاصله سطور
line to line fault
تماس خطوط
line to line fault
اتصال کوتاه بین دو فاز
line to line voltage
ولتاژ زنجیر شده
line to line voltage
ولتاژ بین دو خط
line to line fault
اتصال کوتاه دوقطبی
line by line analysis
تجزیه سطر به سطر
high
باصدای بلند
high
بوگرفته
high
اندکی فاسد
high
بالا
high
بزرگ
very high
ارتفاع خیلی بالا
high
تند زیاد باصدای زیر
high
متکبرانه
high
خشن متکبر
high
فراز
high
بلند
high
مرتفع
high
جای مرتفع
high
بلند پایه
high
متعال رشید
high
زیاد
high
وافر گران گزاف
high
خشمگینانه
high
سخت گران
high
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high
وسیله گران یا با کارایی بالا
high
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high
خیلی بزرگ
high-up
فردیباقدرتونفوذفراوان
on high
در اسمان
on high
به اسمان
on high
در بالا
high
رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high
زبان سطح بالا
high
عظیم
high
واچرخه
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high
ت
high
روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
about as high
تقریبا` همان اندازه بلند
high (1 9 to 36)
بلند
high
عالی
high value
گران قیمت
high value
قیمتی
you were then that high
ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
water way
ابراهه
water
اب دادن
water
مایع
f.water
عرق رازیانه
water
پیشاب
She let the water out .
آب را ول کرد
water
ابگونه
water
اب
to water
آب دادن
to water
آب ریختن
water way
مسیل
to water something
آب دادن
[گیاه]
above water
<adj.>
روی آب
first water
بالاترین مقام
first water
درجه اول
to keep ones he above water
از زیر بدهی بیرون آمدن
above water
<adj.>
شناور
water way
راه ابی
mean water
میان اب
on the water
در کشتی
water course
حق المجری
water still
دستگاه تقطیر اب
water course
حق الشرب
water down
<idiom>
ضعیف شدن
water
آب
by water
با کشتی
by water
از راه دریا
by water
از راه رودخانه
water course
مجرای اب
of the first water
بهترین
to p something with water
اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
high dutch
زبان المانی
high efficiency
راندمان بالا
high efficiency
ضریب بهره بالا
high end
گرانترین محصول یا مدل
high crowned
نوک بلند
high energy
پر انرژی
high contrast
تغایر بالا
high contrast
تغایر عالی
high explosive
ماده منفجره
high court of
دیوانعالی تمیز
high density
چگالی عالی
high court of
دیوانعالی کشور
high grown
بلند قد
high day
روز عید
high-pitched
والا
high day
روز جشن
high season
فصلتوریست
high grown
بلند بالا
high grade
خیلی پیشرفته پرقدرت
high grown
دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high explosive
مواد منفجره قوی
high frequency
پربسامد
high flown
اغراق امیز
high frequency
فرکانس بالا
high frequency
فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
high flown
پرطمطراق قلنبه
high flying
بلند پرواز
high flying
بلند خیال
high flying
یاوه اندیش
high flying
خیال پرور
high flown
گزاف
high grade
قوی
high grade
مرغوب
high explosive
سوختار شدید
high explosive
ماده منفجره شدید
high grade
عالی
high-pitched
ارجمند
high field
میدان قوی
high flier
مرغ یا شخص بلند پرواز
high frequency
دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
high-pitched
هیجان زده
high gloss
پر جلاء
high gear
دنده قوی خودرو
high frequency
بسامد بالا
high conductivity
قابلیت هدایت زیاد
high-rise
وابسته به ساختمان چند اشکوبه
(be in) high spirits
<idiom>
پر انرژی بودن
high seas
<idiom>
اقیانوس
(the) high life
<idiom>
زندگی تجملاتی
high-handed
<idiom>
رئیس بازی درآوردن
high gear
<idiom>
آخر سرعت
high and mighty
<idiom>
متکبر
high and low
<idiom>
هرجایی ،هرمکانی
high and dry
<idiom>
استاندارد
high dollar value
سنگین قیمت
get on one's high horse
<idiom>
رفتار با تکبر
flying high
<idiom>
خیلی شادوشنگول
high card
کارتبالا
extremely high
فوق العاده زیاد
high dollar value
قیمتی
high time
<idiom>
زمان قبل از اینکه کاری بیش ازآن انجام شده
high-pitched
شوریده
off one's high horse
<idiom>
تحقیرآمیز و مغرورانه عمل نکردن
high-rise
ساختمان بلند
high-rise
ساختمان چندین اشکوبه
knee high
بزانو رسیده
knee high
تا زانو
high-powered
مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
it is high time to go
وقت رفتن رسیده است
high-powered
توانمند
high-powered
پر توان
high-powered
پر زور
high-powered
پر نیرو
high-pitched
میان فراز
high-pitched
بسیار شیبدار
riding high
<idiom>
جالب توجه
on one's high horse
<idiom>
مغرور
high spirited
جسور
high-heeled
کفشپاشنهبلند
high beam
نقطه درخشان ونورانی جلووسایل نقلیه
high beam
نور بالای چراغ اتومبیل
high bids
مزایده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com