English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (4 milliseconds)
English Persian
his joys p from baseless hope خوشیهای اوناشی ازامیدهای بی اساس است
Other Matches
To give up hope [abandon hope] قطع امید کردن
baseless بی اساس
baseless بی ماخذ
joys شادی
joys لذت بردن از
joys خوشحالی کردن
joys شادی کردن
joys مسرت
joys سرور
joys خوشی
joys لذت حظ
There is little hope امید چندانی نمی رود (نیست )
hope امیدواری چشم داشت چشم انتظاری
hope against hope <idiom> در نومیدی بسی امید است
hope انتظار داشتن ارزو داشتن
hope [for something] امید [برای چیزیی]
hope امید
hope امیدواربودن
hope-sick <adj.> حسرت به دل
While there is life there is hope . <proverb> تا زندگى هست امید هست.
ray of hope روزنه امید
to cherish the hope that ... امید بپرورند که ...
hope-sick <adj.> آرزو به دل
In the hope of. Hopingg that . . . . به امید …
white hope بوکسور سفیدپوست درمقابل بوکسور سیاه پوست
bereft of hope مایوس
forlorn hope دستهای که قبلا مامور حمله و بمباران جای محصوری میشوند
forlorn hope طلایه
his hope was snuffed out چراغ امیدش خاموش شد
hope chest جعبهای که زن جوان جهیزیه والبسه خود را در ان میگذارد
it is past all hope جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
bereft of hope نا امید
nothing rest but hope هیچ
nothing rest but hope نمیماندجزامید
to build one's hope upon امید خودراروی 0000قراردادن
to indulge a hope امید پروردن
Nothing ungoward ( unfortunate)I hope . انشاء الله خیر است
cross one's heart and hope to die <idiom> قسم خوردن
To give up in despaer . To lose hope . قطع امید کردن
I cross my heart and hope to die. به خدا قسم می خورم.
I hope it serves ( answerew ) your purpose ( meets your view ) . امید وارم نظرتان را تأمین کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com