Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
inventory control
کنترل موجودی
inventory control
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
Other Matches
to take an inventory of
صورت دارایی
to take an inventory of
سیاهه
to take an inventory of
قهرست
to take an inventory of
سیاهه ماترک
to take inventory
صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
inventory
لیست موجودی
inventory
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
inventory
صورت دارایی موجودی
inventory
فهرست
inventory
پرسشنامه
inventory
صورت اموال
inventory
موجودی کالا
inventory
فهرست اموال سیاهه
inventory
دفتر دارایی
inventory
فهرست موجودی
inventory
ذخیره موجودی اماد
inventory
صورت کالا
inventory discrepancy
اختلاف موجودی
adjustment inventory
پرسشنامه سازگاری
inventory lot
نوبه ذخیره مهمات
continuous inventory
موجودی مستمر
biographical inventory
پرسشنامه زندگینامهای
complete inventory
موجودی کامل
inventory lot
نوبه انبار
inventory lot
نوبه مهمات ذخیره شده در انبار
inventory management
مدیریت موجودی
inventory reconciliation
تطبیق اسناد موجودی
consigned inventory
اماد امانی
draw up inventory
تنظیم صورت دارایی
inventory reconciliation
تطابق موجودی با دارایی یکان
interest inventory
پرسشنامه رغبت سنج
controlled inventory
اقلام ذخیره کنترل شده
financial inventory
ذخایر پولی
consigned inventory
کالای امانی
financial inventory
ذخایر مالی
inventory discrepancy
اختلاف دفتردارایی
controlled inventory
موادکنترل شده اقلام بررسی شده
perpetual inventory
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
personality inventory
پرسشنامه شخصیت
inventory fraction
نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات
bernreuter personality inventory
پرسشنامه شخصیتی برن رویتر
california psychological inventory
پرسشنامه روانی کالیفرنیا
eysenck personality inventory
پرسشنامه شخصیتی ایسنک
maudsley personality inventory
پرسشنامه شخصیتی مادزلی
bell adjustment inventory
پرسشنامه سازگاری بل
self-control
خودداری
self-control
خویشتنداری
self-control
خودگردانی
self control
مسک نفس
I cant help it. It is beyond my control.
دست خودم نیست
control
بازدید
self control
قوه خودداری
to keep under control
تحت نظارت نگه داشتن
self control
کف نفس
self control
خودداری
control
کنترل کردن فرمان
control
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control
بازرسی کردن
control
نظارت کردن
control
نظارت و ممیزی کردن
control
کنترل
control
نظارت
control
بازرسی
control
فرمان
control
وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
control
مهار
control
کنترل کردن مهار کردن
control
کاربری
control
کنترل بازبینی
control
توپزن دقیق
control
کنترل کردن
control
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
control
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
control
اختیار
control
واپاد
control
نظارت کردن تنظیم کردن
control
بازرسی نظارت جلوگیری
flood control
سیل بندی
external control
کنترل خارجی
flow control
کنترل جریان
fly control
برج کنترل
experimental control
کنترل ازمایشی
exchange control
کنترل ارزی
control towers
برج مراقبت
esi control
control Index ExternallySpecified کنترل با فراست
exchange control
کنترل ارز
exchange control
نظارت ارز
exchange control
نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
framing control
پیچ تنظیم تصویر
voltage control
کنترل ولتاژ
volume control
پیچ صدا
focusing control
تنظیم تمرکز
fly control
قسمت کنترل پرواز
forms control
کنترل فرم ها
exchange control
جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
fiscal control
نظارت مالی
fiscal control
کنترل مالی
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
fire control
دستگاه کنترل اتش توپخانه
fire control
کنترل اتش
fire control
کنترل کردن اتش کنترل اتش
fire control
کنترل یا هدایت اتش
wage control
کنترل دستمزد
fire control
سیستم کنترل اتش
fire control
جلوگیری از اتش سوزی
fire control
اطفاء حریق
fighter control
کنترل عملیات هواپیماهای جنگنده
fighter control
کنترل شکاریها
field control
کنترل میدان
field control
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
flight control
کنترل پرواز
flight control
سیستم کنترل هواپیماها
volume control
کنترل شدت صوت
error control
کنترل خطا
control signals
سیگنالهای کنترلی
control switch
کلید فرمان
control system
سیستم فرمان
control system
سیستم کنترل
control total
جمع فیلدهای عددی برای بررسی صحت ورودی پردازش داده یا داده خروجی
control transmitter
دستگاههای همگرد
control unit
واحد کنترل
control vane
تیغه متحرکی برای کنترل وضعیت و مسیر پرواز
control variable
متغیر کنترل شده
control vehicle
تانک نافم حرکت
control vehicle
خودرونافم ستون یا نافم حرکت
control wheel
صفحه کنترل
control wheel
صفحه تنظیم کننده
control word
کلمه کنترل
control keys
کلیدهایکنترل
control surface
سطح فرمان
control surface
سطح کنترل
control signals
علائم کنترلی
control slide
کشوی کنترل
control slide
غلتگاه کنترل
control statement
جمله کنترلی
control statement
حکم کنترل دستور کنترل
control station
ایستگاه کنترل
control status
وضعیت کنترلی
control status
وضعیت کنترل اتش
control stick
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
control store
انباره کنترل
control structure
ساخت کنترل
control structure
ساختار کنترلی
control structure
ساختارکنترل
control surface
کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
control words
کلمات کنترلی
control zone
منطقه کنترل هوایی
centring control
دکمهکنترلصفحه
decentralized control
کنترل غیر تمرکزی
delusion of control
هذیان کنترل شدگی
digital control
کنترل دیجیتالی
direct control
کنترل مستقیم
disaster control
روش کنترل سوانح
disaster control
روش مقابله با سوانح و بلایا
electric control
کنترل الکتریکی
electronic control
تنظیم الکترونیکی
electronic control
کنترل الکترونیکی
electronic control
فرمان الکترونیکی
control towers
برج کنترل
emission control
کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
engagement control
کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
data control
کنترل داده ها
climate control
کنترلدما
colour control
کنترلرنگ
control zone
منطقه فضای هوایی تحت کنترل
corrosion control
جلوگیری و کنترل خوردگی
cortical control
کنترل مغزی
cruise control
کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
crystal control
تنظیم با بلور
control unit
قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
cursor control
کنترل مکان نما
control deck
کنترلعرشه
control box
جعبهکنترل
damage control
کنترل خسارات
damage control
کنترل کردن خسارات
damage control
اسیب گیری
control bar
میلهکنترل
erosion control
جلوگیری از فرسایش
start up control
کنترل اغازی
monetary control
نظارت پولی
motor control
کنترل حرکتی
movement control
کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
net control
کنترل شبکه
net control
ایستگاه کنترل شبکه
numerical control
کنترل عددی
sequence control
کنترل متوالی
organization control
کنترل سازمانی
output control
تنظیم انرژی خروجی
sequence control
کنترل ترتیبی
peaking control
نافم اوج دهندگی
monetary control
کنترل پولی
mixture control
کنترل مخلوط
speed control
کنترل عده دور
speed control
کنترل سرعت
manpower control
کنترل نیروی انسانی
manual control
کنترل دستی
spark control
نافم جرقه
span of control
حوزه نظارت
social control
کنترل اجتماعی
material control
کنترل مواد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com