English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (10 milliseconds)
English Persian
large scale بمقدار زیاد
large scale نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large scale در مقیاس بزرگ
large scale مقیاس بزرگ
Search result with all words
large-scale بمقدار زیاد
large-scale نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large-scale در مقیاس بزرگ
large-scale مقیاس بزرگ
large scale computer سیستم کامپیوتر قوی
large scale computer که میتواند به حافظه با فرفیت بالا دستیابی داشته باشد و نیز وسایل پشتیبان مثل کاربران چندتایی
large scale integration مجتمع سازی در مقیاس بزرگ
large scale map نقشه مقیاس بزرگ
large scale production method روش تولیدانبوه
large scale production method روش تولیدبه مقیاس وسیع
sale on a large scale فروش زیاد
super large scale integration قط عه
ultra large scale integration مجتمع سازی در مقیاس ماوراء بزرگ
very large scale integration قطعه
very large scale integration مجتمع سازی در مقیاس بسیار بزرگ
large scale raid حمله ناگهانی تعداد زیاد پلیس
Other Matches
large بزرگ
large سترگ بسیط
large کامل
large جامع
large حجیم
by and large <idiom> روی هم رفته
at large به طور کلی [معمولا]
large هنگفت
so large باین بزرگی
by and large رویهمرفته
by and large کلا
large درشت لبریز
large پهن
large جادار
large n سر بسته همینطوری
large n مفصلا بطور کلی
large n ازادانه
large n ازادی
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
the large one بزرگه
large وسیع
in large بمقیاس زیاد
large n بتفضیل
in large بمقدار زیاد
set at large ازاد کردن
to a large extent زیاد
to set at large ازاد کردن
to a large extent تا حد زیادی
to a large extent خیلی
large adv بیشتر
to set at large رهاکردن
large blade تیغهبزرگ
large wheel چرخبزرگ
large adv زیاد
large aircraft هواپیمای بزرگ
of a large size بزرگ
large sized a بزرگ
considerably large بس بزرگ
in large quantities بمقادیرزیاد
was grinted in large t. با حروف درشت چاب
in large quantities خیلی خیلی
set at large ول کردن
it is unusually large فوق العاده بزرگ است
gentleman at large کسیکه وابسته بدرباراست و کار ویژهای ندارد
it is unusually large ازاندازه معمول بزرگتراست
large sized بزرگ
statute at large چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
gentleman at large قای بیکار
large detail جزء بزرگ
large white خوک سفید انگلیسی
large intestine معاء غلاظ
large leaved گل بوته
large minded ادم فرفیت دار
large minded ادم فهمیده
large minded متفکر
large ship ناو بزرگ
large minded دارای فکر وسیع
large model مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
large ship کشتی بزرگ
large ship کشتی که بیش از 731 مترطول داشته باشد
large spread مروحه خیلی باز است
large spread فاصله گلوله ها راکم کنید
large intestine روده بزرگ
large hearted نظر بلند
large hearted سخاوتمند بخشنده
large hearted همدرد
a large car یک اتومبیل بزرگ
large intestine قولون روده فراخ
large handed دست باز
large hande a حریص
large hande a دارای دست بگیر گیرنده
large hearted مساعد
large hande a دست باز
He left a large fortuue. ثروت هنگفتی را به ارث (باقی )گذاشت
large chopping knife ساطور
There he is in the flesh. there he is as large as life. خودش حی وحاضر است
very large data base پایگاه داده بسیار بزرگ
he inherited a large fortune دارایی زیادی بمیراث برد دارایی زیادی به او رسید
large detached house خانهویلایی
large leaved hybrid petunia اطلسی دهن اژدر
scale down کاهش تدریجی
scale down کاهش
scale down به نسبت ثابت
scale down کاهش مقیاس
m f scale مقیاس نرینگی- مادینگی
scale up افزایش
k scale مقیاس ک
to scale up or down مقیاس چیزیرابزرگتر یاکوچکتر کردن
t scale مقیاس T
scale value ارزش مقیاسی
scale up افزایش مقیاس
scale up افزایش به نسبت ثابت
f scale مقیاس اف
to scale down پایین اوردن ومطابق مقیاس قراردادن
scale درجه بندی
scale قپان
scale ترازو
scale جدول
scale ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale شاخص
scale ن
scale میزان مقیاس درجه
scale طبله
scale طبلک درجه
scale مقیاس
scale مقیاس نقشه
scale فلس پشم [این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
scale دسته بندی
z scale مقیاس " زی "
scale حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
scale مقیاس کردن
scale قطعه
scale مشابه 8865
scale کمتریا افزایش نسبت
scale نرخ دو مقدار
scale مقیاس گذاشتن
scale خطکش
two scale دودویی
x scale در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
two scale دو مقیاسی
x scale مقیاس طولی عکس
y scale در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
scale درجه
z scale نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
scale کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
product scale مقیاس فراورده
ration scale مقیاس نسبتی
tempo scale میزانتمپو
rating scale مقیاس درجه بندی
plotting scale خط کش مختصات
plotting scale خط کش مسافت یاب
point scale مقیاس امتیازی
range scale طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
precision scale مقیاس دقیق
range scale طبله مسافت
psychological scale مقیاس روانی
plateform scale قپان سکوب دار
ration scale مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
scale factor پیمایش
scale factor ضریب اندازه
scale factor ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
scale factor ضریب مقیاس
scale of preferences مقیاس برتریها
scale of production مقیاس تولید
scale of project اندازه طرح
scale of project وسعت طرح
scale of weights جدول وزنهایی که اسب مسابقه باید تحمل کند
scale of balance کپه
scale board تخته نازک
scale armor زره پولک دار
scale of preferences مقیاس رجحانها
return to scale بازده نسبت به مقیاس
reasonable scale مخارج متعارفه
scale factor مقیاس گذاری
to scale awall بالارفتن ازدیوار
spectral scale مقیاس طیفی
windage scale مقیاس تغییر سمت
windage scale مقیاس تصحیح سمت دستگاه درجه
site scale دستگاه تراز توپ
site scale طبله تراز
sight scale مقیاس نشانه روی
Richter Scale میزان ریشتر
sight scale طبله نشانه روی
splash scale طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
vertical scale عقربه نشان دهنده میزان صعود هواپیما عقربه صعود مقیاس ارتفاع
to sink in the scale پایین رفتن
to sink in the scale در مقام تنزل کردن
to turn the scale قاطع بودن
the scale preponderates کفه ترازو پایین میرود
to turn the scale قطعی بودن
tonal scale مقیاس صوتی
transverse scale مقیاس عرضی
temperature scale مقیاس دما
swan scale تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
Richter Scale درجهی ریشتر
altitude scale ارتفاعدیجیتالی
scale leaf برگقطعهای
transfer scale پایهانتقال
vernier scale قالبنمایش
At the rate of . On a scale of . به میزان
exposure scale جدول پرتوگیری [عکاسی]
on a grand scale <adv.> به مقدار زیاد
on a grand scale <adv.> در مقیاس بزرگ
letter scale مقیاسنامهها
latitude scale مقیاسجغرافیایی
aperture scale دهانهمقیاسدرجه
belly scale شکمصاف
Celsius scale درجهیسیلیوس
cine scale صفحهنشانگر
depth scale مقیاسعمیق
distance scale مقیاسمسافت
graduated scale ترازویدرجهدار
height scale پایهارتفاع
kitchen scale ترازویآشپزخانه
stanine scale مقیاس نه بخشی
grey scale سایه هایی که از نمایش بخشهای رنگی روی صفحه تک رنگ تولید میشود
elevation scale طبلک درجه
elevation scale مقیاس درجه
economies of scale صرفه جوئیهای مقیاس
economies of scale صرفه جوئیهای تولید انبوه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com