Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
longitudinal redundancy check
مقابله افزونگی طولی
Other Matches
redundancy check
تستی متکی بر انتقال بیت ها وکاراکترهایی که بیش ازحداقل تعداد لازم برای بیان خود پیام هستند
redundancy check
بررسی افزونگی
vertical redundancy check
بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
cyclic redundancy check
بررسی افزونگی چرخهای کاراکتر بررسی و کنترل افزونگی چرخهای
redundancy
بررسی بلاکهای دریافتی داده برای تشخیص خطا
redundancy
تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
redundancy
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy
تکراراطلاعات میان فایلهای گوناگون افزونگی
redundancy
اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
redundancy
بررسی پریتی روی هر حرف بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
redundancy
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
redundancy
حشو
redundancy
سخن
redundancy
زائد فراوانی
redundancy
ربع
redundancy
اطناب
redundancy
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancy
افزونگی
data redundancy
حشو داده ها
data redundancy
زائد بودن داده ها
longitudinal
دنده طولی
longitudinal
طولی
longitudinal
دندههای طولی موتور
longitudinal
وابسته بطول جغرافیایی
longitudinal
در طول
longitudinal reinforcement
[فولاد گزاری طولی در بتن]
longitudinal turning
تراشکاری طولی
longitudinal screed
شمشه طولی
longitudinal profile
پروفیل طولی
longitudinal section
برش طولی
longitudinal joint
درز طولی
longitudinal groove
شیار طولی
longitudinal girder
تیر طولی
longitudinal girder
شاه تیر طولی
longitudinal dispersion
پراکندگی طول
longitudinal dihedral
اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
longitudinal compression
فشار طولی
longitudinal axis
محور طولی
longitudinal acceleration
شتاب طولی
longitudinal dunes
تلماسهیطولی
longitudinal reinforcement
ارماتور طولی
longitudinal stress
تنش طولی
longitudinal studies
بررسیهای طولی
longitudinal valley
دره طولی
longitudinal wave
موج طولی
longitudinal section
برش طولی
longitudinal welding
جوشکاری طولی
longitudinal joint
درز از درازا
longitudinal stability
پایداری طولی
longitudinal sleeper
تراورس طولی
longitudinal section
نیمرخ طولی
longitudinal reinforcement
فولادگذاری طولی
longitudinal screed
شمشه طولی
longitudinal seam
درز طولی
longitudinal seam
بخیه طولی
longitudinal shearing stress
تنش برشی طولی
Please check the ...
لطفا ... را کنترل کنید.
in check
<idiom>
غیرقابل کنترل
check off
تغییرروش بازی درتجمع
second check
بررسی دوباره
check out
تصفیه حساب کردن
check out
بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
check
ممانعت کردن
check
نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
to check up
درست رسیدگی یاحساب کردن
to check off
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
check up
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
check up
معاینه کردن
to check in
نام نویسی کردن
[هتل]
to check out something
چیزی را بررسی یا امتحان کردن
second check
بررسی نهایی
check
سنجیدن
check
تطبیق
check
مقابله
check
چک
check
امتحان کردن بازرسی
check
امتحان
check
چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
check
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check
سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
منع
check
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check
کیش
check
جلوگیری کردن از
check
سرزنش کردن رسیدگی کردن
check
مقابله کردن مقابله
check
بررسی
check
بررسی کردن
check
تطبیق کردن
check
نشان گذاردن
check
چک بانک
check
دریچه تنظیم
check
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check
بازرسی کردن
check
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check
بازرسی شد
check
وارسی
check
و شدن بوی شکار
check
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check
ارزیابی کردن
check
تحقیق کردن
check
بررسی کردن
check
مطالعه کردن
check
تجزیه کردن
check
محک زدن
check
عیار گرفتن
check-up
بازبینی
check-up
کنترل
check-up
بازبینی کردن
check-up
کنترل کردن
check-in
نام نویسی کردن مراسم ورود
check-in
وارد شدن
check in
نام نویسی کردن مراسم ورود
check
بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
check
اجرای خشک یک برنامه
check
او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
check
اطمینان از صحت چیزی
check
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check
مقابله کردن بررسی
check in
وارد شدن
hook check
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
hip check
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
odd even check
بررسی فرد و زوج
overflow check
بررسی سرریزی
overflow check
بررسی سرریز
overflow check
مقابله سرریز
parity check
مقابله کردن توازن
parity check
بررسی توازن
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
odd even check
مقابله فرد و زوج
modulo n check
مقابله به پیمانه
limit check
بررسی حدی
check gate
دریچه تنظیم
limit check
مقابله حدود
indian check
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
machine check
برسی ماشین
marginal check
مقابله مرزی
marginal check
برسی مرزی
hardware check
مقابله سخت افزاری
parity check
مقابله توازن
identity check
بازرسی شناسنامه
rain check
بلیط مجانی یا مجدد
wraparound check
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
visual check
مقابله بصری
visual check
مقابله دیداری
validity check
بررسی اعتبار
validity check
مقابله اعتبار
twin check
بررسی توام
twin check
مقابله توام
traveler's check
چک مسافرتی
rain check
بلیط باران
rain check
نوید یا قول دعوت بعدی
check-rail
ریلتنظیم
identity check
بررسی هویت
Please check the battery.
لطفا باطری را کنترل کنید.
Please check the oil.
لطفا روغن را کنترل کنید.
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
What time should I check in?
چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
redudancy check
بررسی افزونگی
rain check
<idiom>
بلیط مجانی برای چیزی که به علت باران کنسل شده
rain check
<idiom>
رد کردن درخواستی برای یک تاریخ معین و موکول آن به زمان دیگر
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
security check
چکامنیتی
transfer check
انتقال
transfer check
مقابله
system check
بررسی سیستم
reasonableness check
بررسی و کنترل معقولانه و مستدل
reasonableness check
بررسی معقول بودن
range check
بررسی محدوده
programmed check
بررسی برنامه ریزی شده
programmed check
مقابله برنامه ریزی شده
programmable check
مقابله برنامه ریزی شده
priority of check
تقدم کیش
poke check
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
perpetual check
کیش دایم
pay check
چک حقوق
residue check
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
sales check
صورت فروش
selection check
مقابله گزینش
system check
مقابله سیستم
synchronization check
کنترل همزمانی
summation check
بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
sum check
مقابله جمعی
stock check
کنترل موجودی
stick check
دور کردن گوی از گوی دار بااستفاده از چوب
spite check
کیش دفع الوقت
sight check
مقابله نظری
sight check
مقابله چشمی
sequence check
بررسی ترتیبی
sequence check
مقابله ترتیب
parity check
مقابله ایستایی
check nut
مهره چاکدار
spot check
مقابله موضعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com