Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
market opportunity
فرصت بازار
Other Matches
Do not let this opportunity slip.Do not lose ( pass up ) this opportunity .
این فرصت را از دست ندهید
We would like to take this opportunity to …
مواقع را مغتنم شمرده ...
opportunity
دست یافت فراغت
opportunity
مجال
opportunity
فرصت
to seize the opportunity
فرصت را غنیمت شمردن
to seize the opportunity
ازموقع استفاده کردن
opportunity cost
هزینههای کالای تولیدی
opportunity cost
هزینه فرصت
To take advantage of an opportunity.
از فرصت استفاده کردن
opportunity cost
هزینه فرصت از دست رفته
To seize an opportunity .
فرصت را غنیمت شمردن
golden opportunity
<idiom>
موقعیت طلایی وعالی
opportunity target
هدف ناگهانی
gain opportunity
فرصت را مغتنم شمردن
gain opportunity
اغتنام فرصت کردن
gain opportunity
اغتنام وقت کردن
opportunity to invest
فرصت سرمایه گذاری
opportunity target
هدفی که غیرمنتظره فاهر میشود
target of opportunity
هدف ناگهانی
if i find an opportunity
اگر دست دهد
target of opportunity
هدف انی
if i find an opportunity
اگر فرصتی پیداکنم
to cathan an opportunity
فرصت راغنیمت شمردن
if i find an opportunity
اگر مجالی باشد
to wait for a favorable opportunity
منتظر یک فرصت مطلوب بودن
Every crisis should be viewed
[seen]
as an opportunity.
هر بحرانی باید به عنوان یک فرصت دیده شود.
throw away a chance or opportunity
<idiom>
لگدزدن به بخت واقبال
I had no opportunity to discuss the matter .
فرصت نشد که موضوع را مورد بحث قرار بدهم
To make ( find , get ) an opportunity .
فرصت ( فرصتی ) بدست آوردن
To seize the opportunity . To take time by the forelock . He is an opportunist.
فرصت را غنیمن ( مغتنم ) شمردن
in the market for
<idiom>
خواستن یا آماده خرید چیزی شدن
market value
قیمت بازار
market value
ارزش بازاری
down-market
رجوع شود به downscale
market value
در بازار قیمت بازار
market value
قیمت مناسب برای خریداروفروشنده
market value
ارزش
market
بازار فروش
[اقتصاد]
market
در بازار دادوستد کردن
market
فروختن
market
مرکزتجارت
market
محل داد وستد
market
بازار
outside market
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
market
درمعرض فروش قرار دادن
market
به بازار عرضه کردن
off-market
<adj.>
خارج از بورس
[فروخته شده ]
rig the market
با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
market prices
قیمتهای تعیین شده در بازار
market prices
قیمتهای بازار
price market
وضع کردن قیمت در انحصار
market price
قیمت بازار
market penetration
نفوذ به بازار
perfect market
بازار کامل
market overt
بازار عمومی محل خرید و فروش درفضای باز
market overt
بازار اشکار
organized market
بازار سازمان یافته
market review
بررسی بازار
market trends
روندهای بازار
market system
نظام بازار
narrow market
بازار محدود
oil market
بازار نفت
market structure
بنیان بازار
market structure
ساخت بازار
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
market share
سهم بازار
market segmentation
تجزیه بازار
market segmentation
تقسیم بازار
market risk
خطر بازار
market survey
بررسی بازار
market trust
بازار انحصاری
to put on the market
درمعرض فروش قرار دادن
to place on the market
به بازار عرضه کردن
to put on the market
به بازار عرضه کردن
carpet market
بازار فرش
to make a market of
با کالای دیگرمعاوضه کردن
flea market
<idiom>
بازارمکاره (بازارکهنه فروشها)
to place on the market
درمعرض فروش قرار دادن
to put on the market
فروختن
to place on the market
فروختن
financial market
بازار مالی
over-the-counter market
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
off-market purchases
خرید در بیرون از بورس
There is no market for it in Iran .
درایران مصرفی ندارد
To depress the market .
بازار را کساد کردن
On the free market .
دربازار آزاد
target market
بازاری که سخت افزار یا نرم افزار مخصوصا برای ان طراحی شود
spot market
بازار معاملات نقدی
spot market
بازار نقدی
soft market
بازار با تقاضای خوب
sharing the market
تقسیم بازار
seller's market
بازاری که در ان اختیار معامله وتصمیم گیری در دست فروشنده است
seller's market
بازار فروشنده
security market
بازار اوراق بهادار
the market is dull
بازار راکد است
the market is dull
بازار کساداست
to make a market of
معامله کردن
market gardening
شغلسبزیکاریوکاشتمیوه
market gardener
باغکار سبزیکار
market garden
مزرعهکاشتسبزیجاتومیوهجاتجهتفروش
labour market
متقاضیکار
cattle market
محلفروشاحشام
widening of market
گسترش بازار
wage market
بازار دستمزد
to rig the market
با احتکارویکجاخریدن کالاافزایش وکاهش مصنوعی دربهای کالافراهم کردن
securities market
بازار اوراق بهادار
market oriented
در جهت بازار
domestic market
بازار داخلی
buyer's market
بازار خرید
bullish market
بازار رو به رونق
bullish market
بازار احتکاری
bullion market
بازار شمش
bull the market
بازار را گرم کردن
break into the market
در بازار رسوخ کردن
bearish market
بازار رو به افول
black market
دربازارسیاه معامله کردن
black market
بازار سیاه
buyer's market
بازاری که درکنترل خریدارست
buyer's market
بازار مناسب برای خریدار
dead market
بازار کم فروش
dead market
بازار کساد
credit market
بازار اعتباری
cornering the market
خرید کلی و یکجای کالاهای بازار
cornering the market
قبضه نمودن بازار
commodity market
بازار کالای مصرفی
commodity market
بازار مواد اولیه
commodity market
بازار کالا
capital market
بازار سرمایه
buyers market
بازار خرید
stock market
بورس کالاهای مختلف
stock market
بورس سهام وارز
Common Market
بلژیک
Common Market
بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
Common Market
جامعه اقتصادی اروپا
Common Market
بازار مشترک
free market
بازار ازاد
open market
بازار ازاد بازاری که دارای رقابت کامل میباشد
open market
بازار باز
open market
بازار ازاد
Common Market
فرانسه لوکزامبورگ و هلند
market economies
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
flea market
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea market
سمساری
money market
بازار پول
market place
بازار
market research
بررسی بازار
market research
تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
market research
بازارپژوهی
market research
تحقیقات علمی در بازار ودادوستد کالا
market economy
اقتصاد بازار
market economy
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies
اقتصاد بازار
market places
بازار
easty market
بازاراست تا
market mechanism
مکانیسم بازار
market forces
نیروهای بازار
market failure
شکست بازار نارسائی بازار
market equilibrium
تعادل بازار
market demand
تقاضای بازار
market channels
مجاری توزیع
market oriented
بازاری
market appraisal
سنجش بازار
market failure
ناتوانی بازار
market acceptance
پذیرش کالا توسط بازار
market forces
عوامل موثردر بازار
market freedom
ازادی بازار
market mechanism
طرز کار بازار
market leader
دارای رهبریت بازار
market leader
پیشرو بازار
market leader
پیشقدم در بازار
market information
اطلاعات و دادههای بازار
market imperfection
ناقص بودن بازار
market imperfection
نقص بازار
market functions
وفائف بازار
market freedom
ازادی تجاری
loan market
بازار وام
labor market
بازار کار
foreign market
بازار خارج
fair market
هفته بازار
exchange market
بازار اسعار
fair market
بازار مکاره
exchange market
بازار داد و ستد
gold market
بازار طلا
falling market
بازار رو به زوال
home market
بازار داخلی
imperfect market
بازار ناقص
futures market
بازار خرید و فروش سلف
idols of the market
اوهام ناشی از سخن وامیزش
home market
بازار داخل کشور
market grades and grading
طبقه بندی بازار
the islamic inspector of the market
محتسب
demand and supply market
بازار عرضه و تقاضا
market rate of interest
نرخ بهره بازار
kerb market
[British E]
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
dual labor market
بازار کار دوگانه
curb market
[American E]
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
open market operation
عملیات دولت در بازار ازاد خرید و فروشهایی که دولت از طریق خزانه داری کل میکند
foreign exchange market
بازار ارز
The gold market is booming .
بازار طلااینروزها گرم است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com