English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (2 milliseconds)
English Persian
market segmentation تقسیم بازار
market segmentation تجزیه بازار
Other Matches
segmentation تقطیع
segmentation قطعه بندی
segmentation تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
segmentation قطعه سازی
trivial segmentation ذخیره شدن هر قلم داده در یک قطعه مجزا
market بازار فروش [اقتصاد]
in the market for <idiom> خواستن یا آماده خرید چیزی شدن
market درمعرض فروش قرار دادن
down-market رجوع شود به downscale
market value قیمت مناسب برای خریداروفروشنده
market value در بازار قیمت بازار
market value ارزش بازاری
market value قیمت بازار
market value ارزش
market بازار
off-market <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
market در بازار دادوستد کردن
market به بازار عرضه کردن
market محل داد وستد
outside market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
market مرکزتجارت
market فروختن
price market وضع کردن قیمت در انحصار
market leader دارای رهبریت بازار
market system نظام بازار
narrow market بازار محدود
oil market بازار نفت
market leader پیشرو بازار
organized market بازار سازمان یافته
perfect market بازار کامل
rig the market با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
securities market بازار اوراق بهادار
security market بازار اوراق بهادار
market leader پیشقدم در بازار
market information اطلاعات و دادههای بازار
market mechanism طرز کار بازار
market mechanism مکانیسم بازار
market prices قیمتهای بازار
market price قیمت بازار
market penetration نفوذ به بازار
market overt بازار عمومی محل خرید و فروش درفضای باز
market survey بررسی بازار
market overt بازار اشکار
market oriented در جهت بازار
market oriented بازاری
market risk خطر بازار
market opportunity فرصت بازار
market share سهم بازار
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
market structure ساخت بازار
market structure بنیان بازار
market prices قیمتهای تعیین شده در بازار
market trends روندهای بازار
market review بررسی بازار
to put on the market درمعرض فروش قرار دادن
to place on the market به بازار عرضه کردن
to put on the market به بازار عرضه کردن
carpet market بازار فرش
flea market <idiom> بازارمکاره (بازارکهنه فروشها)
to place on the market درمعرض فروش قرار دادن
to put on the market فروختن
financial market بازار مالی
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
off-market purchases خرید در بیرون از بورس
to place on the market فروختن
There is no market for it in Iran . درایران مصرفی ندارد
On the free market . دربازار آزاد
market gardening شغلسبزیکاریوکاشتمیوه
the market is dull بازار راکد است
target market بازاری که سخت افزار یا نرم افزار مخصوصا برای ان طراحی شود
spot market بازار معاملات نقدی
spot market بازار نقدی
soft market بازار با تقاضای خوب
sharing the market تقسیم بازار
seller's market بازاری که در ان اختیار معامله وتصمیم گیری در دست فروشنده است
seller's market بازار فروشنده
the market is dull بازار کساداست
to make a market of معامله کردن
market gardener باغکار سبزیکار
market garden مزرعهکاشتسبزیجاتومیوهجاتجهتفروش
labour market متقاضیکار
cattle market محلفروشاحشام
widening of market گسترش بازار
wage market بازار دستمزد
to rig the market با احتکارویکجاخریدن کالاافزایش وکاهش مصنوعی دربهای کالافراهم کردن
to make a market of با کالای دیگرمعاوضه کردن
To depress the market . بازار را کساد کردن
market imperfection ناقص بودن بازار
dead market بازار کم فروش
bullish market بازار رو به رونق
bullish market بازار احتکاری
bullion market بازار شمش
bull the market بازار را گرم کردن
break into the market در بازار رسوخ کردن
bearish market بازار رو به افول
black market دربازارسیاه معامله کردن
black market بازار سیاه
buyer's market بازار خرید
buyer's market بازاری که درکنترل خریدارست
buyer's market بازار مناسب برای خریدار
dead market بازار کساد
credit market بازار اعتباری
cornering the market خرید کلی و یکجای کالاهای بازار
cornering the market قبضه نمودن بازار
commodity market بازار کالای مصرفی
commodity market بازار مواد اولیه
commodity market بازار کالا
capital market بازار سرمایه
buyers market بازار خرید
stock market بورس کالاهای مختلف
stock market بورس سهام وارز
Common Market بلژیک
Common Market بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
Common Market جامعه اقتصادی اروپا
Common Market بازار مشترک
free market بازار ازاد
open market بازار ازاد بازاری که دارای رقابت کامل میباشد
open market بازار باز
open market بازار ازاد
Common Market فرانسه لوکزامبورگ و هلند
market economies اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies اقتصاد بازار
flea market بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea market سمساری
money market بازار پول
market place بازار
market research بررسی بازار
market research تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
market research بازارپژوهی
market research تحقیقات علمی در بازار ودادوستد کالا
market economy اقتصاد بازار
market economy اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market places بازار
market channels مجاری توزیع
market forces نیروهای بازار
market imperfection نقص بازار
market failure شکست بازار نارسائی بازار
market appraisal سنجش بازار
market failure ناتوانی بازار
market equilibrium تعادل بازار
futures market بازار خرید و فروش سلف
gold market بازار طلا
home market بازار داخلی
home market بازار داخل کشور
idols of the market اوهام ناشی از سخن وامیزش
imperfect market بازار ناقص
labor market بازار کار
loan market بازار وام
market acceptance پذیرش کالا توسط بازار
market demand تقاضای بازار
market forces عوامل موثردر بازار
foreign market بازار خارج
fair market بازار مکاره
domestic market بازار داخلی
easty market بازاراست تا
exchange market بازار داد و ستد
exchange market بازار اسعار
fair market هفته بازار
market functions وفائف بازار
market freedom ازادی تجاری
market freedom ازادی بازار
falling market بازار رو به زوال
market trust بازار انحصاری
market clearing price قیمت تعادل در بازار
market demand schedule صورت تقاضاهای خریدارجزء در بازار
market grades and grading طبقه بندی بازار
curb market [American E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
kerb market [British E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
market directed economy اقتصاد مبتنی بر بازار
market rate of interest نرخ بهره بازار
mass market product محصول پر فروش
demand and supply market بازار عرضه و تقاضا
open market operation عملیات دولت در بازار ازاد خرید و فروشهایی که دولت از طریق خزانه داری کل میکند
open market operations عملیات بازار ازاد
open market price قیمت بازار ازاد
the islamic inspector of the market محتسب
open market rate نرخ بازار ازاد
dual labor market بازار کار دوگانه
foreign exchange market بازار ارز
free market economy اقتصاد بازار ازاد
The gold market is booming . بازار طلااینروزها گرم است
free market system نظام بازار ازاد
aggregate market demand تقاضای کل بازار
aggregate market supply عرضه کل بازار
black market operations عملیات بازار سیاه
developed market economy countries کشورهای مرفه
developed market economy countries کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
He eats bread at the ruling market price. <proverb> نان را به نرخ روز مى خورد .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com