English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
master file شاه پرونده
master file فایل اصلی پرونده اصلی
Search result with all words
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master file maintenance فرایند بروز دراوردن
master file maintenance تغییردادن یا اصلاح فایلهای اصلی
Other Matches
master مخدوم
master قطعه کار اصلی
master جامع
master 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
master اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست
master سیگنال زمانی که تمام قط عات سیستم با آن سنکرون می شوند
master کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
master نرم افزاری که عملیات سیستم را کنترل میکند
master استاد شطرنج
master رام کردن
master اصلی
master تسلط یافتن
master ماهر شدن در چیزی
master کسب مهارت کردن
master کاپیتان کشتی
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master داده مرجع که در فایل اصلی ذخیره شده است
master رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
master چیره دست شدن
master's فوقلیسانسه-دارایمدرکMAیاMSc
old master نقاشی هر یک از این هنرمندان
old master هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
master of سرپرست گروه شکار روباه
to be a master of دارا بودن
the master در
the master خداوند
to be a master of در اختیار خودداشتن
master ماهر شدن
master ارباب صاحب
master سیستمی که هر پردازنده آن اصلی و مخصوص یک کار است
master نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
master و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
master ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
master مهمترین شخص یا وسیله در سیستم . به روزترین و درست ترین فایل
master آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
master off استاد شمشیربازی
master تسلط یافتن بر
master استادشدن
master مدل اصلی
master دانشور
master چیره دست
master ارباب استاد
master کارفرما
master رئیس
master مدیر مرشد
master پیر
master صاحب
master ماهرشدن
master خوب یادگرفتن
master service انشعاب اصلی
master slave ارباب و برده
master tape شاه نوار
master slice شاه قاچ
master station شاه ایستگاه
master station ایستگاه اصلی
master station پست اصلی مخابرات
master stroke استادی
master stroke هنر نمایی
master stroke شاهکار
master sergeant سرگروهبان
master sergeant استوار ارشد نیروی زمینی
master tooth پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
master plot نقشه راهنمای اصلی عکس برداری هوایی
master program شاه برنامه
globe master نوعی هواپیمای باری سنگین چهار موتوره
master race نژاد برتر
french master فرانسه
french master اموزگار
master rod شاتون اصلی
master routine شاه روال
master tournament مسابقه ازاد سالانه گلف بین قهرمانان دعوت شده
master workman سر کارگر
ship's master کاپیتان کشتی تجاری
ship's master افسرارشد کشتی
singing master اموزگار سرایش
international master استاد بین المللی شطرنج
taxing master مامور وصول مالیات هزینه دادرسی
drop master سرپرست پرش
drop master مدیر پرش
drill master مشق دهنده
dock master راهنمای حوض
sailing master افسری که موافب راندن کرجیهای تفرجی است
ring master رئیس سیرک
master workman استاد کار
master workman سرکارگر
master's certificate گواهینامه فرماندهی
scout master در پیشاهنگی :سر رسد
mint master رئیس ضرابخانه
missile master دستگاه توزیع اتش کامپیوتری پدافند هوایی
pilot master سر راهنما
property master متصدی اثاثیهای که در روی صفحه نمایش بکار میرود
truck master مامور یا سرپرست چندکامیون
master data دادههای اصلی
master builder معمارباشی
master builder بنای مقاطعه کار
master builder معمار
master at arms درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
master document مدرک اصلی
language master زبان اموز
language master اموزگار زبان
iron master رئیس کارخانه اهن سازی یا اهن ریزی
iron master اهن ساز
master data شاه دادهها
master data شاه داده
master console پیشخوان اصلی
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
master clock زمان سنج اصلی
master clock شاه زمان سنج
master clear کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
master carpenter سرنجار
master carpenter سردرودگر
master in lunacy مامور رسیدگی به دیوانگی ها
master mariner ناخدای کشتی بازرگانی
he is a past master in او در استاد یا کهنه کار است
harbour master مسئول بندر متصدی لنگرگاه
harbour master متصدی بندر
harbour master رئیس بندر
harbor master راهنمای بندر
harbor master مامور تنظیم حمل ونقل وامور بندرگاه
harbor master رئیس بندر
master physician سر پزشک
head master رئیس
head master مدیر مدرسه
master menu لیست مبنای جیره غذایی اصلی
master menu برنامه غذایی اصلی یکان
master mind فکر بزرگ
master mind عقل کل
master mode وضعیت اصلی
master mode حالت راهبر
master of the horse کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
master of the time صاحب الزمان
head master مدیر اموزشگاه
master pick پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
master cord ریسماناصلی
beach master افسر لجستیک در عملیات اب خاکی رئیس اسکله
master agreement توافق اولیه
master agreement چهارچوب توافق [حقوق]
station master رئیس ایستگاه
master switches کلید اصلی
master switch کلید اصلی
beach master رئیس بارانداز
candidate master نامزد استادی شطرنج
Master of Science فوقلیسانسMSc-
question-master فردپرسشگردریکمسابقهیاامتحان
master of the court مدیر دفتر دادگاه
chess master استاد شطرنج
To be a master of ones craft. درفن خود استاد بودن
cargo master نوعی هواپیمای باری
cargo master هواپیمای کارگوماستر
They all acknowledge him master . همه او را به استادی قبول دارند
past master استاد قدیمی
past master استاد پیشین
master plans نقشه مجموعه
Master of Arts صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
master key کلید چندین قفل
master key قاعده کلی شاه کلید
master of ceremonies متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
wagon master مسئول واگن
master keys کلید چندین قفل
master of ceremonies رئیس تشریفات
master plans نقشه کلیات
master keys قاعده کلی شاه کلید
master plan نقشه مجموعه
wagon master رئیس قطار
master plan نقشه کلیات
whore master جنده باز
master control program برنامه کنترل اصلی
master control program شاه برنامه کنترل
master gate valve مدخلدریچهاصلی
Jack of all trades , master of none . همه کاره وهیچ کاره
master slave system سیستم ارباب و برده
master boot record رکورد راه اندازی اصلی
senior master sergeant سرگروهبان
He is a jack of all trades, but master of none. <idiom> او مرد همه کاره است و هیچ کاره.
Jack of all trades and master of none.. <proverb> همه کاره هیچ کاره است .
master slave manipulator یک شانه
master slave manipulator بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
master slave system سیستم راهبر پیرو
Chief of protocol. Master of ceremonies. رئیس تشریفات
master slave computer system یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
previous master of a liberated slave معتق
master chief petty officer استوار یکم
master chief petty officer ناو استواریکم
associated file وقتی فایل را انتخاب می کنید
com file در سیستم عاملهای PC مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان کننده این است که فایل حاوی کد ماشین است به صورت دودویی وتوسط سیستم عامل قابل اجراست
com file COفایل
file بایگانی
file اصلاح کردن
file ستون کردن بایگانی کردن
file ساییدن پرداخت کردن
file به خط کردن
file ردیف صف به صف کردن
keep on file بایگانی کردن
file سوهان زدن
file پرونده ستون
to file off رژه رفتن
file دسته کاغذهای مرتب
file در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
associated file سیستم عامل به طور خود کار از ابتدای برنامه کار بردی آغاز میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com