English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 173 (9 milliseconds)
English Persian
maximal oxygen consumption per minute حداکثر اکسیژن مصرفی دردقیقه بیشینه اکسیژن مصرفی در دقیقه
Other Matches
maximal oxygen consumption حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal oxygen uptake حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal حداکثر
maximal بیشین
maximal وابسته به ضرب المثل
maximal وابسته به حداکثر
maximal aerobic power بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر اکسیژن مصرفی حداکثر توان توازی
oxygen اکسیژن
oxygen اکسیژن دار
oxygen گاز اکسیژن
oxygen هوادادن
oxygen O :symb
oxygen tent چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen mask ماسکاکسیژن
oxygen valve شیراکسیژن
atmospheric oxygen اکسیژن هوا
oxygen convertor مبدل اکسیژن مایع به اکسیژن گازی در سیستمهای تنفسی
oxygen indicator اکسیژنیدک
oxygen ration نسبت اکسیژن
oxygen ration ضریب قدرت اسیدی
liquid oxygen اکسیژن مایع
oxygen tents چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen acid اکسی اسید
oxygen extraction جذب اکسیژن
oxygen deficit کسر اکسیژن
oxygen deficit کمبود اکسیژن
oxygen debt وام اکسیژن
oxygen debt بدهی اکسیژن
oxygen cylinder سیلندر اکسیژن
oxygen cylinder سیلندراکسیژن
oxygen carrier اکسیژن بر
oxygen bridge پل اکسیژنی
oxygen bottle محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
oxygen cylinder مخزن اکسیژن
oxygen acid اسید اکسیژن دار
biochemical oxygen demand نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
biological oxygen demand نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
oxygen steelmaking process فرایند فولادسازی اکسیژنی
chemical oxygen demand نیاز شیمیایی اکسیژن
oxygen supply regulator کنترلکنندهذخیرهاکسیژن
demand oxygen system سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت تناوبی و همزمان با تنفس شخص باشد
acyl oxygen fission گسسته شدن پیوند اسیل-اکسیژن
oxygen converter steel فولاد ال دی
acetylene oxygen flame شعله استیلن اکسیژن
oxygen control handle دستهکنترلاکسیژن
liquid oxygen tank مخزناکسیژنمایع
minute صورت جلسه
This will only take a minute. خیلی وقتتان را نمی گیرم.
up-to-the-minute تازهتریناطلاعات - اطلاعاتدقیقهآخر
to minute down یاد داشت کردن
last-minute آخرینلحظه
This will only take a minute. خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
minute دقیقه
minute جزئی
minute مسوده یادداشت
minute نسخه دوم پیش نویس
minute گزارش وقایع
minute خلاصه مذاکرات
minute یادداشت وقایع
minute کوچک
minute خلاصه ساختن صورت جلسه نوشتن
minute پیش نویس کردن
minute : بسیارخرد
minute ریز
minute دم
minute ان لحظه
minute : دقیقه
minute پیش نویس
continuous flow oxygen system سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
liquid oxygen tank baffle مخزناکسیژنمایعبیمصرف
minute book دفتر وقایع
minute book دفتر یاد داشت یاد داشت نامه
to make a minute of پیش نویس کردن
to make a minute of یاد داشت کردن
minute glass ساعت ریگی دقیقهای
minute gun توپ سلام
minute of angle فاصله یک اینچی روی صفحه هدف
line per minute خط در دقیقه
minute gun توپی که به فواصل معین به احترام مرگ کسی شلیک میکند
Wait a minute . یک دقیقه مهلت بده
minute hand عقربه دقیقه شمار ساعت
revolution per minute دور در دقیقه
he rows 0 to the minute او دقیقهای سی پارو میزند
last-minute hitch گیریی در لحظه آخر
revs per minute دور بر دقیقه
revolutions per minute چرخش بر دقیقه
revs per minute چرخش بر دقیقه
revolutions per minute گردش بر دقیقه
revs per minute گردش بر دقیقه
ampere minute امپر- دقیقه
wait a minute یک دقیقه صبر کنید
wait a minute اندکی صبر کنید
Wait a minute . یکدقیقه صبر کن
watt minute وات- دقیقه
five minute chess بازی شطرنج 5 دقیقهای
revolutions per minute دور بر دقیقه
180 strokes a minute ۱۸۰ ضربه در دقیقه
consumption مرض سل
consumption صرف
consumption زوال
consumption سوختن
consumption مصرف
overall consumption مصرف کل
smoke consumption دودگیری
unproductive consumption مصرف بیهوده
power consumption مصرف برق
unproductive consumption مصرف غیر مولد
transitory consumption مصرف انتقالی
private consumption مصرف خصوصی
transitory consumption مصرف گذرا
present consumption مصرف جاری
rival consumption مصرف رقابتی
rate of consumption نرخ مصرف
present consumption مصرف حال
productive consumption مصرف مولد
power consumption مصرف قدرت
permanent consumption مصرف دائمی
aggregate consumption مصرف کل
consumption history شرح حال مصرف کالائی خاص
consumption lending وام مصرفی
consumption rate نواخت مصرف
consumption rate میزان مصرف
consumption rate اهنگ مصرف
consumption theory نظریه مصرف
domestic consumption مصرف خانگی
energy consumption مصرف انرژی
fuel consumption مصرف سوخت
consumption goods کالاهای مصرفی
consumption function تابع مصرف
consumption expenditures هزینههای مصرفی
autonomous consumption مصرف مستقل
capital consumption مصرف سرمایه
conspicuious consumption مصرف تجملی
conspicuious consumption مصرف افراطی مصرفی که هدفش خودنمائی به دیگران است این اصطلاح اولین بار بوسیله تورستین وبلن اقتصاددان امریکائی
conspicuious consumption بکار برده شد
conspicious consumption مصرف تجملی
consumption credit اعتبار مصرفی
consumption diseconomies زیانهای مصرفی
consumption economies صرفه جوئیهای مصرفی
gasoline consumption مصرف بنزین
mass consumption مصرف انبوه
mass consumption مصرف کلان
irrigation consumption مصرف ابیاری
internal consumption مصرف داخلی
nonrival consumption مصرف غیر رقابتی
industrial consumption مصرف صنعتی
optional consumption مصرف اختیاری
consumption schedule جدول مصرف
per capita consumption مصرف سرانه
national consumption مصرف ملی
induced consumption مصرف القائی
home consumption مصرف خانگی
home consumption مصرف داخلی
induced consumption مصرف تشویقی
indirect consumption مصرف غیر مستقیم
age of mass consumption عصر مصرف انبوه
price consumption curve منحنی قیمت مصرف
durable consumption goods کالاهای مصرفی بادوام
per capita water consumption مصرف سرانه اب
capital consumption allowance کسر مصرف سرمایه مترادف با استهلاک سرمایه
high mass consumption مصرف انبوه
specific fuel consumption مصرف سوخت ویژه
income consumption curve منحنی درامد
income consumption curve مصرف
total consumption burner مشعل تمام مصرف کن
consumption possibility line خط امکانات مصرف
The consumption of suger has gone up this year . مصرف شکرامسال با لارفته است
consumption possibility line حد مصرف
brake specific fuel consumption مقدار سوخت مصرف شده درواحد زمان برای تولید واحدقدرت
post war consumption functions توابع مصرف پس از جنگ جهانی دوم
This sort of propaganda is for home consumption این گونه تبلیغات برای مصرف داخلی است
From moment to moment . Every minute. آن به آن ( هر دقیقه )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com