English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (2 milliseconds)
English Persian
oxygen اکسیژن
oxygen اکسیژن دار
oxygen گاز اکسیژن
oxygen هوادادن
oxygen O :symb
Other Matches
oxygen cylinder سیلندراکسیژن
oxygen cylinder مخزن اکسیژن
oxygen convertor مبدل اکسیژن مایع به اکسیژن گازی در سیستمهای تنفسی
oxygen carrier اکسیژن بر
oxygen bridge پل اکسیژنی
oxygen bottle محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
oxygen cylinder سیلندر اکسیژن
oxygen debt بدهی اکسیژن
oxygen debt وام اکسیژن
oxygen deficit کمبود اکسیژن
oxygen deficit کسر اکسیژن
oxygen extraction جذب اکسیژن
oxygen indicator اکسیژنیدک
oxygen valve شیراکسیژن
oxygen acid اکسی اسید
oxygen acid اسید اکسیژن دار
oxygen mask ماسکاکسیژن
atmospheric oxygen اکسیژن هوا
oxygen ration ضریب قدرت اسیدی
oxygen ration نسبت اکسیژن
oxygen tents چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
liquid oxygen اکسیژن مایع
oxygen tent چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen control handle دستهکنترلاکسیژن
oxygen steelmaking process فرایند فولادسازی اکسیژنی
acetylene oxygen flame شعله استیلن اکسیژن
oxygen supply regulator کنترلکنندهذخیرهاکسیژن
oxygen converter steel فولاد ال دی
acyl oxygen fission گسسته شدن پیوند اسیل-اکسیژن
maximal oxygen uptake حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal oxygen consumption حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
demand oxygen system سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت تناوبی و همزمان با تنفس شخص باشد
liquid oxygen tank مخزناکسیژنمایع
chemical oxygen demand نیاز شیمیایی اکسیژن
biological oxygen demand نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
biochemical oxygen demand نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
continuous flow oxygen system سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
maximal oxygen consumption per minute حداکثر اکسیژن مصرفی دردقیقه بیشینه اکسیژن مصرفی در دقیقه
liquid oxygen tank baffle مخزناکسیژنمایعبیمصرف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com