Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (1 milliseconds)
English
Persian
mother liquer
باز مادر
Other Matches
mother
پروردن
mother
ام
mother
مادر
mother
سرچشمه اصل
mother
مام
mother
والده
mother
مادر ننه
mother
مادری کردن
mother-to-be
زنحامله
After all, she is your mother.
هرچه باشد بالاخره مادرت است.
mother land
سرزمین مادری
mother surrogate
جانشین مادر
mother substitute
جانشین مادر
mother ship
ship parent
mother of thyme
سیسنبر
mother liquor
مادر اب
mother liquid
مادر اب
mother in law
مادر شوهر نامادری
mother in low
مادر شوهر
mother in low
مادر زن
mother land
میهن
mother land
وطن
mother wit
هوش
mother wit
شعور
Want is the mother of industry.
<proverb>
خواستن ,مادر صنعت و سازندگى است .
She is shorter than her mother .
از مادرش کوتاه تر است
She sat beside ( next to ) her mother .
کنار مادرش نشست
surrogate mother
نامادری
Mother's Day
روز مادر
Mother Superiors
رئیس بنیاد مذهبی
Mother Superior
رئیس بنیاد مذهبی
Mother Nature
طبیعت مهربان
Mother Nature
طبیعت
the mother whom i sucked
مادری که بمن شیرداد
step mother
نامادری
mother's mark
خال
mother wit
ادراک
mother in law
مادر زن
mother hubbard
لباس گشاد زنانه
mother tongue
زبان مادری
mother country
میهن
mother country
کشور اصلی
mother countries
میهن
mother countries
کشور اصلی
mother figure
مادر- نماد
mother-in-law
میله شماره 7 بولینگ
mother-in-law
مادر زن
mother-in-law
مادر شوهر
mother-of-pearl
صدف مروارید
mother of pearl
صدف مروارید
Queen Mother
ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
mother figures
مادر- نماد
mother tongues
زبان مادری
mother craft
بچه پروری
mother craft
مادری
mother complex
عقده مادری
mother board
تخته اصلی
mother board
برد اصلی
mother board
بردمادر
mother board
برد مدار چاپی اصلی
foster mother
مادر رضاعی
grand mother
مادر بزرگ
grand mother
جده
he was his mother's pride
مایه سرافرازی یاافتخارمادرش بود
mother cary's chicken
مرغ طوفان
My mother togue is Persian.
زبان مادری من فارسی است
mother goose stakes
مسابقه کره مادیانهای سه ساله
What wI'll happen if your mother finds out.
اگر مادرت بفهمد چه می شود؟
Mother-daughter boteh design
طرح بته جقه مادر و بچه
[این طرح در فرش های قشقایی، خمسه و بعضی دیگر از طرح ها به چشم می خورد و شامل یک بته جقه بزرگ و یک بته کوچک در دل یکدیگر است.]
Mother left me 500 tomans .
مادرم برایم 500 تومان گذاشت
Dont neglect writing to your mother .
ازنوشتن نامه بمادرت غافل نشو
The child
[kid,baby]
has taken after her mother.
بچه به مادرش رفته.
A nany who has more sympathy than the real mother.
<adj.>
داءیه دلسوز تر از مادر
She speaks French as if it were her mother tongue . She speaks Frinch like a native .
فرانسه را آنقدر قشنگ صحبت می کند گویی زبان مادریش است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com