English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (8 milliseconds)
English Persian
of poor quality بد
of poor quality نامرغوب
Other Matches
poor پست نامرغوب
poor دون
poor ضعیف
poor لاغر
poor بی قوت
poor مفلس
poor d. بدبخت
the poor فقرا
the poor بی نوایان
the poor تهیدستان
poor d. بیچاره
poor f. بیچاره
poor ناچیز
poor معدود
to become poor بینوا شدن
poor بد
poor فقیر
poor مسکین
poor بینوا
poor بی پول مستمند
poor تهیدست
poor fellow بیچاره
poor gas گاز کم مایه
poor house گدا خانه
poor thing ! بیچاره
in my poor opinion بعقیده ناقص من
poor house نوانخانه
poor house مسکین خانه
poor house دارالمساکین
poor fellow ای بیچاره
poor farm مزرعه اردوی کار
in my poor opinion بعقل ناقص من
overseer of the poor ماموری که رسیدگی به بی نوایان و برخی کارهای دیگریک ناحیه میکند
poor box صندوق اعانه
poor countries کشورهای فقیر
poor countries عقب مانده
land poor زمین دار بی پول
land poor دارای اراضی بی حاصل وکم فایده
poor lime اهک کم مایه
casual poor کسیکه گاه گاهی نیازمند اعانه میشود
poor law قانون نگهداری از تهیدستان
poor lime اهک بی برکت اهک کم ریع
poor lime اهک ضعیف
poor relation مربوطبهچیزینامرغوب
That's a poor comparison. این مقایسه ای نا مناسب است.
dirt-poor <adj.> بیش از اندازه تنگدست
poor child بیچاره بچه
Do you still remember how poor we were? آیا هنوز یادت میاد، که چقدر فقیر بودیم.
poor soul بنده خدا
visibility was poor چیزها درست دیده نمیشد
rich and poor توانگرودرویش
rich and poor دولتمندوفقیر
poor lime اهک رقیق
poor pay ادم بدبده
poor pay ادم بدحساب
poor rate مالیات برای نگاهداری بی نوایان
poor rate زکات
poor rate زکوه
poor spirited جبون
poor spirited ترسو
poor spirited بزدل
poor spirited دارای روحیه ضعیف
the quality بزرگان
quality بررسی اینکه کیفیت یک محصول خوب است
the quality مردمان متشخص
in the quality of بسمت
quality بهترین کیفیت
quality ماهیت چیزی یا میزان خوبی یا بدی آن
quality صفت
quality تعریف
CD quality چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
CD quality اغلب به وسایلی گفته میشود که می توانند الگوهای بیتی رادر ثانیه ذخیره کنند
quality نوع فرفیت
quality طبیعت
quality استاندارد متن چاپ شده از یک چاپگر مشخص
quality وضعیت
quality چگونگی
quality تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
quality وجود خصوصیت
quality نهاد چگونگی
quality چونی
quality صفت چگونگی
quality کیفیت
pale [poor] imitation بدل قلابی
as poor as a church mouse مثل گدای شب جمعه [فقیر]
She is no stranger to poverty . She knows what it is to be poor . مزه فقروبدبختی را چشیده است
Poor fellow , he has good name behind . بیچاره توی این کار مانده
to be [as] poor as a church mouse <idiom> بیش از اندازه تنگدست بودن
to play a poor game بدبازی کردن
to play a poor game ناشی بودن مهارت نداشتن
He is in a bad way (poor circumstances). وضع وحالش چندان تعریفی ندارد
He has poor (bad)eyesight. چشمش خوب نمی بیند
poor men's lawyers وکلای تسخیری
quality control کنترل مرغوبیت
quality control کنترل کیفی
quality control کنترل کیفیت مواد و یا کالاها
quality certificate گواهی کیفیت
quality of life کیفیتزندگی
the quality of mercy صفت رحم یارحمت
of good quality مرغوب
Quality Control کنترل کیفیت
superi or quality جنس اعلی
stamping quality کیفیت قالب گیری
It depends on its quality. بستگی به جنس ( مرغوبیت وکیفیت )آن دارد
quality of waters چگونگی ابها
quality engineering مهندسی کیفیت
quality assurance اطمینان از کیفیت
quality assurance عملیات اطمینان از کیفیت جنس
quality factor ضریب کیو
letter quality چاپ با کیفیت خوب
people of quality مردمان متشخص
people of quality بزرگان
cutting quality کیفیت برش
draft quality معیار کیفی برای خروجی چاپ شده
drawing quality کیفیت کشش
of good quality خوش جنس
letter quality کیفیت حرفی
of good quality خوب
non skid quality خاصیت ضد لغزش
near letter quality خروجی چاپ شده توسط چاپگرهای نقطه ماتریسی که به اندازه خروجی چاپگرهای با کیفیت حروف عالی خوانانمیباشد
of a middling quality وسط
of a middling quality میانه
correspondence quality چاپ با کیفیت بالا توسط چاپگرهای لیزری
print quality کیفیت چاپ
certificate of quality گواهی کیفیت
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
letter quality کیفیت حرف
quality control کنترل کیفیت
tempering quality قابلیت بهبود
adjective of quality صفت توصیفی
image quality کیفیت تصویر
poor prospects for the steel industry دورنمای ضعیف برای صنعت پولاد
The poor fellow ( guy ) is restless. بیچاره قرار نمی گیرد ( ندارد )
The poor fellow is suffering from hallucination . بیچاره طرف خیالاتی شده
He has a poor service record in this company. دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
I have poor ( short ) memory nowadays . این روزها پول نقد کم است
to be too poor to afford a telephone line بیش از اندازه تهیدست بودند که بتوانند یک خط تلفن تهیه بکنند.
heat resisting quality حالت و چگونگی مقاومت حرارتی ثبات گرمایشی
high-quality wool پشم مرغوب و اعلاء
heat proof quality حالت نسوزی
gross national quality کیفیت ناخالص ملی
letter quality printer چاپگر با کیفیت حروف خوب چاپگر با کیفیت عالی
letter quality printer چاپگرکیفیت حروف
letter quality printing چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
quality control approval تایید کنترل کیفیت
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
acceptable quality level کیفیت مناسب
signal quality detector اشکارگر کیفیت سیگنال
air quality criterion معیار کیفیت هوا
heat proof quality ثبات حرارتی
ambient quality standard استاندارد کیفیت پرمون
high quality steel فولاد با کیفیت خوب
contractor quality control سیستم کنترل کیفیت پیمانها
to wed one quality to onether دوصفت راباهم توام کردن
fair average quality کیفیت متوسط مناسب
acceptable quality level سطح کیفیت قابل قبول
letter quality printing خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
Poor eyesight is a handicap to a scientists progress . ضعف بینایی مانع پیشرفت یک دانشمند است
high quality cast iron چدن با کیفیت عالی
high quality sheet steel ورق فولادی با کیفیت خوب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com