English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 14 (3 milliseconds)
English Persian
overlapped رویهم افتادن
overlapped اصطکاک داشتن
overlapped اشتراک داشتن
overlapped بر روی هم قرار گرفتن فصل مشترک
overlapped همپوشی
overlapped تطابق کردن
overlapped پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlapped روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped همپوشانی
overlapped سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlapped پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
overlapped جایی که چیزی بخشی از دیگری را بپوشاند یا در بخش داده روی هم قرا رگیرند
overlapped روی هم افتادن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com