|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
Total search result: 14 (5 milliseconds) | |||||
English | Persian | ||||
---|---|---|---|---|---|
overlaps | رویهم افتادن | ||||
overlaps | اصطکاک داشتن | ||||
overlaps | اشتراک داشتن | ||||
overlaps | بر روی هم قرار گرفتن فصل مشترک | ||||
overlaps | همپوشی | ||||
overlaps | تطابق کردن | ||||
overlaps | پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم | ||||
overlaps | روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب | ||||
overlaps | نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن | ||||
overlaps | همپوشانی | ||||
overlaps | سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند. | ||||
overlaps | پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری | ||||
overlaps | جایی که چیزی بخشی از دیگری را بپوشاند یا در بخش داده روی هم قرا رگیرند | ||||
overlaps | روی هم افتادن | ||||
Partial phrase not found. |
Recent search history | |
|