Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (8 milliseconds)
English
Persian
pitch pine
کاج قیری
pitch pine
شجرالقطران
Other Matches
pine
غم و اندوه
pine
درخت کاج
pine
چوب کاج صنوبر
pine
کاج
pine
غصه خوردن
pine
رنج وعذاب دادن
pine
نگرانی
pine
از غم و حسرت نحیف شدن
scoth pine
کاج
to pine for home
دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
pine wood
چوب کاج
pine needles
کاجسوزنی
pine nut
جوزکاج
pine seed
تخمکاج
umbrella pine
کاجچتریشکل
pine design
طرح درخت کاج
[که بیشتر در طرح های بندی خشتی و درختی بکار می رود.]
pine-needle
برگ کاج
georgia pine
longleaf=
mountain pine
کاج کوهی
pine mast
سیب صنوبر جوزکلاغ
pine needle
برگ
pine mast
میوه کاج
pine cone
جوزکلاغ
pine needle
کاج
pine cone
میوه کاج
pine barren
زمین شن زارکه درختان کاج وصنوبردران میرویند
pine pong
تنیس رومیزی
pine-needles
برگ کاج
pine apple
قشطه بمب
pine apple
عین الناس
pine apple
اناناس
pine resin or rosin
راتیانه
pine resin or rosin
رانیانج
pine resin or rosin
صمغ کاج
pitch into
به خوراک حمله کردن
pitch in
شروع به خوردن غذاکردن
pitch in
با سعی و جدیت شروع بکارکردن
pitch upon
انتخاب کردن
pitch
توپ را زدن
to pitch upon something
چیزی را برگزیدن یا انتخاب کردن
to pitch into
زور اوردن به حمله کردن
to pitch in
جدادست بکارشدن
pitch in
<idiom>
به چیزی پول یا کمک دادن
pitch
پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
pitch
قیر
pitch
درجه
pitch
پرتاب کردن
pitch
زیر و بمی
pitch
خیمه زدن
pitch
چادرزدن
pitch
چرخش عمودی وعرضی ناو
pitch
ته مانده تقطیر
pitch
تفاله قطران
pitch
زفت
pitch
میل
pitch
شیب
pitch
گام
pitch
توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
pitch
پرتاب
pitch
ضربت باچوگان نصب
pitch
استقرار
pitch
اوج پرواز اوج
pitch
سرازیری
pitch
جای شیب پلکان
pitch
دانگ صدا
pitch
زیروبمی صدا
pitch
استوارکردن
pitch
خیمه زدن برپاکردن
pitch
نصب کردن
pitch
تن صدا
pitch
دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
pitch
زاویه سوراخهای گوی بولینگ
pitch
تعداد حروف کم در یک اینچ از خط جا می شوند
pitch
نواک
pitch
زمین بازی
pitch
بالاو پایین رفتن هواپیما یا قایق
pitch
بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
pitch
قطران
pitch
طول طناب کوهنوردی
pitch
گام سیم پیچی
pitch
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند.
pitch
قیر اندودکردن
To pitch a tent.
چادر زدن
pitch resin
لبان شامی
pitch diameter
قطر جناح
pitch diameter
قطر پهلو
pitch line
مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
pitch macadam
سنگریزه قیر
pitch of arch
خیز قوس
pitch of arch
خیز طاق
pitch of poles
گام قطبها
pitch of spiral
پای پیچ
pitch diameter
قطر گام
pitch-and-toss
شیر یا خط
pitch a tent
<idiom>
چادرزدن
tooth pitch
گام شیار
track pitch
گام شیار درجه شیار
to queer the pitch for any one
نقشه کسی رابرهم زدن انگشت توی شیرزدن
to pitch on one's head
از سر پرت شدن
variable pitch
جسمی که بصورت لولایی به ملخ نصب شده که در ان زاویه برخورد گام نامیده میشود
winding pitch
گام سیم پیچی
perfect pitch
رجوع شود به pitch absolute
theoretical pitch
گام تئوریک
standard pitch
گام استاندارد
rivet pitch
فاصله بین مراکز سوراخهای پرچ
reverse pitch
گام معکوس
pole pitch
گام قطب
pitch speed
حاصل ضرب گام هندسی متوسط و تعداد دوران درواحد زمان
pitch wheel
چرخکوککردن
pitch setting
تنظیم گام ملخ یا رتورهلیکوپتر بطوریکه همه تیغه ها گام مطلوب را دارا باشد
tooth pitch
گام دندانه
fever pitch
فوقالعادههیجانانگیز
track pitch
فاصله شیار
pitch black
خیلی سیاه
cyclic pitch
گام دورانی
diameter pitch
قطر گام
diametral pitch
گام قطری
dot pitch
فاصله میلیمتری میان نقاط منفرد روی یک صفحه نمایش
dot pitch
درجه نقطه
effective pitch
گام موثر
feed pitch
گام پیش بری
feathering pitch
گام فدر
fractional pitch
گام کسری
coil pitch
گام پیچک
pitch altitude
زاویه بین محور طولی رسانگر و صفحه مرجع
pitch-black
قیرگون
pitch-black
خیلی سیاه
absolute pitch
زیر و بمی مطلق
pitch black
قیرگون
back pitch
گام خور پیچک
base pitch
فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
character pitch
تعداد کاراکترها در واحد اینچ در یک خط متن
character pitch
pica
character pitch
type elite
full pitch
گام پر
full pitch
پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
pitch and toss
نوعی بازی شیر یاخط
pitch curves
تلاقی سطوح طرفین دندانه
pitch control
کنترل سیستم مرکب درهلیکوپتر
pitch and toss
بازی بیخ دیواری
pitch control
کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
pitch cap
کلاه زفت
pitch circle
دایره گام
pitch coal
ذغال سنگ قیری
pitch dark
تاریک
pitch dark
قیرگون
pitch a yarn
قصه گفتن
geometric pitch
گام هندسی
pitch dark
سیاه
grid pitch
گام شبکه
mineral pitch
اسفالت
mineral pitch
قیر معدنی
nominal pitch
گام اسمی
pitch control
کنترل گام ملخ
adjustable pitch propeller
ملخ با گام قابل کنترل
coal tar pitch
قیر قطران ذغال سنگ
pitch of armature winding
گام پیچک
collective pitch control
کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
cyclic pitch control
کنترل گام دورانی
tough pitch copper
مس چقرمه
coal tar pitch
قیر ذغال سنگ
fixed pitch propeller
ملخ با گام ثابت
straight run pitch
تفاله اولین تقطیر
controllable pitch propeller
ملخ با گام قابل کنترل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com