Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (8 milliseconds)
English
Persian
pitch resin
لبان شامی
Other Matches
resin
لاک
resin
صمغ کاج
resin
انگم کاج
resin
راتیانه
resin
رزین
resin
صمغ
resin
باصمغ پوشاندن
emetic resin
تریاک برگردان
hygroscopic resin
رزین نمگیر
acrylic resin
رزین اکریلی
gum resin
صمغ و رزینی که در نتیجه تیغ زدن بگیاه از ان خارج وسفت میشود
epoxy resin
رزین اپوکسی
olefin resin
رزین اولفینی
addition resin
بسیار افزایشی
coumarone resin
صمغ کومارون
emetic resin
تراب القی
resin surface
سطحرزینی
thermosetting resin
زرین گرماسخت
synthetic resin
صمغ مصنوعی
thermoplastic resin
رزین گرمانرم
natural resin
صمغ طبیعی
gum resin
صمغ رزینی
acryl resin
رزین اکریلی
acrylate resin
رزین اکریلی
alkyd resin
صمغ قلیایی
cation exchange resin
رزین تبادلگر کاتیونی
synthetic resin enamel
لعاب صمغ مصنوعی
synthetic resin glue
چسب صمغ مصنوعی
pine resin or rosin
صمغ کاج
pine resin or rosin
رانیانج
pine resin or rosin
راتیانه
kauri gum or resin
صمغ کائوری
ion exchange resin
رزین تبادل یونی
kauri gum or resin
صمغ کهربایی
to pitch in
جدادست بکارشدن
to pitch into
زور اوردن به حمله کردن
pitch upon
انتخاب کردن
pitch into
به خوراک حمله کردن
pitch in
<idiom>
به چیزی پول یا کمک دادن
pitch in
شروع به خوردن غذاکردن
pitch in
با سعی و جدیت شروع بکارکردن
pitch
ته مانده تقطیر
to pitch upon something
چیزی را برگزیدن یا انتخاب کردن
pitch
گام
pitch
خیمه زدن برپاکردن
pitch
استوارکردن
pitch
زیروبمی صدا
pitch
بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
pitch
زمین بازی
pitch
دانگ صدا
pitch
جای شیب پلکان
pitch
سرازیری
pitch
اوج پرواز اوج
pitch
استقرار
pitch
زاویه سوراخهای گوی بولینگ
pitch
شیب
pitch
میل
pitch
توپ را زدن
pitch
توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
pitch
درجه
pitch
پرتاب کردن
pitch
زیر و بمی
pitch
تن صدا
pitch
نصب کردن
pitch
خیمه زدن
pitch
چادرزدن
pitch
چرخش عمودی وعرضی ناو
pitch
تفاله قطران
pitch
زفت
pitch
ضربت باچوگان نصب
pitch
طول طناب کوهنوردی
pitch
قیر اندودکردن
pitch
تعداد حروف کم در یک اینچ از خط جا می شوند
pitch
گام سیم پیچی
pitch
پرتاب
pitch
بالاو پایین رفتن هواپیما یا قایق
pitch
قطران
pitch
پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
pitch
نواک
pitch
دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
pitch
قیر
pitch
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند.
pitch of spiral
پای پیچ
pitch pine
کاج قیری
pitch a tent
<idiom>
چادرزدن
pitch of arch
خیز طاق
pitch dark
سیاه
pitch diameter
قطر گام
pitch diameter
قطر جناح
pitch diameter
قطر پهلو
pitch of poles
گام قطبها
pitch line
مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
pitch macadam
سنگریزه قیر
pitch of arch
خیز قوس
pitch pine
شجرالقطران
tooth pitch
گام دندانه
pitch wheel
چرخکوککردن
theoretical pitch
گام تئوریک
perfect pitch
رجوع شود به pitch absolute
variable pitch
جسمی که بصورت لولایی به ملخ نصب شده که در ان زاویه برخورد گام نامیده میشود
track pitch
گام شیار درجه شیار
to pitch on one's head
از سر پرت شدن
track pitch
فاصله شیار
fever pitch
فوقالعادههیجانانگیز
standard pitch
گام استاندارد
pitch setting
تنظیم گام ملخ یا رتورهلیکوپتر بطوریکه همه تیغه ها گام مطلوب را دارا باشد
pitch-and-toss
شیر یا خط
winding pitch
گام سیم پیچی
To pitch a tent.
چادر زدن
pitch speed
حاصل ضرب گام هندسی متوسط و تعداد دوران درواحد زمان
pole pitch
گام قطب
reverse pitch
گام معکوس
rivet pitch
فاصله بین مراکز سوراخهای پرچ
tooth pitch
گام شیار
pitch black
خیلی سیاه
cyclic pitch
گام دورانی
diameter pitch
قطر گام
diametral pitch
گام قطری
dot pitch
فاصله میلیمتری میان نقاط منفرد روی یک صفحه نمایش
dot pitch
درجه نقطه
effective pitch
گام موثر
feed pitch
گام پیش بری
feathering pitch
گام فدر
coil pitch
گام پیچک
pitch black
قیرگون
character pitch
type elite
pitch-black
قیرگون
pitch-black
خیلی سیاه
absolute pitch
زیر و بمی مطلق
to queer the pitch for any one
نقشه کسی رابرهم زدن انگشت توی شیرزدن
back pitch
گام خور پیچک
base pitch
فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
character pitch
تعداد کاراکترها در واحد اینچ در یک خط متن
character pitch
pica
fractional pitch
گام کسری
full pitch
گام پر
full pitch
پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
pitch and toss
نوعی بازی شیر یاخط
pitch and toss
بازی بیخ دیواری
pitch cap
کلاه زفت
pitch circle
دایره گام
pitch coal
ذغال سنگ قیری
pitch control
کنترل گام ملخ
pitch control
کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
pitch control
کنترل سیستم مرکب درهلیکوپتر
pitch curves
تلاقی سطوح طرفین دندانه
pitch dark
تاریک
pitch dark
قیرگون
pitch altitude
زاویه بین محور طولی رسانگر و صفحه مرجع
nominal pitch
گام اسمی
geometric pitch
گام هندسی
pitch a yarn
قصه گفتن
grid pitch
گام شبکه
mineral pitch
اسفالت
mineral pitch
قیر معدنی
fixed pitch propeller
ملخ با گام ثابت
straight run pitch
تفاله اولین تقطیر
adjustable pitch propeller
ملخ با گام قابل کنترل
controllable pitch propeller
ملخ با گام قابل کنترل
cyclic pitch control
کنترل گام دورانی
coal tar pitch
قیر ذغال سنگ
tough pitch copper
مس چقرمه
collective pitch control
کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
pitch of armature winding
گام پیچک
coal tar pitch
قیر قطران ذغال سنگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com