English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (7 milliseconds)
English Persian
pocket edition چاپ جیبی کتاب
Other Matches
edition چاپ
edition ویرایش
pirated edition نسخه غیر قانونی چاپ شده
edition [ed.] [of a book] ویرایش [کتابی]
pirated edition نسخه سرقت شده
library edition چاپی که درخودکتابخانه باشد
polyglot edition ویرایش چند زبانه
unrevised edition چاپ تازه [از نسخه اصلی بدون اصلاح]
edition [ed.] [of a book] چاپ [کتابی]
lebrary edition چاپی از کتاب که در خورکتابخانه باشد
revised edition چاپ تازه
revised edition چاپ اصلاح شده
edition de luxe چاپ فریف یا تجملی
limited edition چاپ محدود
updated edition ویرایش به روز آمده
limited edition فرآوردهی محدود
limited edition کالای محدود
paper edition of a book ویرایش با جلد کاغذی
she had him in her pocket خوب جلوش را گرفته بود
she had him in her pocket کاملابراواختیارمیکرد
pocket نقدی
pocket فرورفتگی
pocket بجیب زدن
pocket جیب دار درجیب گذاردن
pocket پولی
pocket کوچک جیبی
pocket پاکت تشکیل کیسه در بدن
pocket کیسه هوایی
pocket جیب
pocket پیش رفتگی خط جبهه
pocket درجیب پنهان کردن
pocket حباب
pocket کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pocket محاصره شدن
fork pocket محفظهانشعابی
seam pocket جیبرویدرز
patch pocket جیبرویسینه
outside ticket pocket جیبکوچکبیرونی
mock pocket جیبساختگی
inset pocket جیبمخفی
door pocket جیبدر
hidden pocket جیبمخفی
gusset pocket جیبپاکتی
exterior pocket کیفبازشو
flap pocket جیبلبهدار
foot pocket قالب پا
front pocket جیبجلو
stake pocket جیبتودهای
top pocket حفرهفوقانی
vertical pocket جیبعمودی
air pocket دست انداز هوایی
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
pocket rules خط کش های جیبی [ابزار]
pocket rules خط کش های تاشو [ابزار]
trouser pocket جیب شلوار
pocket calculator ماشین حساب جیبی
welt pocket جیبنواری
pocket-sized جیبی
pocket money . پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
Take your money out of your pocket. پولت را از جیب دربیاور
They picked my pocket. جیبم رازدند
pocket watch ساعت جیبی
pocket calculators حسابگر جیبی
centre pocket مرکزی
pocket calculator حسابگر جیبی
one pocket billiard بیلیارد با 51 گوی هدف که هر بازیگر سعی دارد 8 گوی را در کیسه انتخابی خوداندازد
out of pocket expenses هزینهای که از جیب شخص درامده باشد
out of pocket expenses هزینه واقعی
pocket battleship رزمناو تندرو و سبک
pocket billiards بیلیارد امریکایی با 51 گوی رنگی و 6 کیسه از شماره 1تا 51 بین 2 بازیگر
pocket book کیف بغلی
pocket book دفتر بغلی
pocket borough حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
pocket computer کامپیوتر جیبی
pocket expenses هزینه مختصر شخصی
air pocket چاه هوایی
pocket judgment سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
pocket lamp لامپ کوچک
lime pocket پوشش اهک
pocket money پول جیب
pocket handkerchief دستمال جیبی
pocket handkerchiefs دستمال جیبی
pocket knife چاقوی جیبی
pocket knives چاقوی جیبی
air pocket منفذ
air pocket بادگیر
armature pocket شیار ارمیچر
called pocket کیسه تعیین شده از طرف بازیگر
chip pocket شیار دندانههای اره
empty pocket ادم بی پول یا تهی کیسه
i am rials in pocket سه ریال در جیب دارم
i am rials in pocket سه ریال سود بردم
i am 0 rials out of pocket 05 ریال زیان
i am 0 rials out of pocket کرده ام
pocket lamp چراغ قوه
vest pocket جیب جلیقه
pocket pistol طپانچه جیبی
pocket pistol بغلی عرق
pocket split باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
pocket veto رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
slash pocket جیب عمودی درجهت درزلباس
the furniture of ones pocket دارایی جیب
vest pocket جیبی
vest pocket مخصوص
watch pocket جیب ساعتی
watch pocket جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
bottom pocket سوراخمیزبیلیاردبرایتوپ
centre pocket گودال
pocket meter سنجه جیبی
interior pocket جیبداخلی
back pocket جیبپشتی
batten pocket بادبان
pocket piece سکه ازدواج افتاده یا چیزی مانندان که درجیب نگاه دارندتابرکت جیب باشد
pocket picking جیب بری
pocket judgment سند قطعی لازم الاجرا
hand-warmer pocket جیبگرم کنندهیدست
To put ones hand in ones pocket. دست توی جیب کردن ( پول خرج کردن )
bottle pocket billiard بیلیارد کیسه دار با 2 گوی ومهره بطری مانند
front top pocket جیببالایجلویشلوار
to pocket a tidy sum <idiom> پول خوبی به جیب زدن
ast welt pocket جیبپیشسینهای
burn a hole in one's pocket <idiom> پولی که تومیخواهی سریعا خرج کنی
To pick somebodys pocket. جیب کسی را زدن
pants pocket [American E] جیب شلوار
trousers pocket [American E] جیب شلوار
poker pocket billiards بیلیارد کیسهای دونفره یابیشتر با گوی اصلی و 61گوی شماره دار
hand warmer pocket جیببقل
Money burnes a hole in his pocket. پول تو جیب اش بند نمی شود
He has feathered his nest. He has lined his pocket. اودیگر بارش را بسته است ( ازنظر مالی تأمین است )
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction. د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
broad welt side pocket جیبپهنپهلو
money burns a hole in his pocket <idiom> پول تو دستش بند نمی شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com