Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
production account
حساب تولید
Other Matches
production
تولید
production
تولید کردن
production
ایجاد
production
فراورده محصول
production
فراوری
production
استخراج
production
عمل اوری ساخت
production
تولید محصول
production
فرآورده کارگاه
production
تولید دستهای
production
ساخت مواد برای فروش
production
حاصل دادن
production
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production
سرعت ساخت محصول
production
کنترل ساخت یک محصول
production
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
production
ارائه ساخت
production
محصول عمل
production
تولید حجم بزرگ محصولات
production
اقامه
production
ارائه
over production
عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
over production
محصول زیادی
on account of
علی الحساب
to account
علی الحساب
not on any account
اصلا روی هیچ حسابی
account for
توضیح دادن
on account of
بواسطه
on no account
به هیچ دلیل
on no account
اصلا
on no account
به هیچ وجه
on my own account
بابت خودم
on my own account
بحساب خودم
on account of
بعلت
on account
علی الحساب
to take into account
اهمیت دادن به
to take into account
درنظرگرفتن
to take into account
درحساب اوردن
To consider . To take into account .
درنظر گرفتن
take something into account
<idiom>
بخاطر آوردن وتصمیم گیری کردن
on your own account
بابت خود
[بحساب خود]
on account of somebody
[something]
به خاطر
on account of somebody
[something]
به علت
on account of somebody
[something]
ناشی از
to take something into account
چیزی را در حساب آوردن
I'm doing it on my own account, not for anyone else.
این را من فقط بابت خودم میکنم و نه برای کسی دیگر.
No one sent me, I am here on my own account.
هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
to t. to account
زیر account امده است
account
دلیل موجه اقامه کردن
to take something into account
در نظر گرفتن چیزی
of no account
ناچیز
account
وضع سود و زیان
account
حساب
account
مسئول بودن
account
شرح
account
نقل کردن
account
سبب
account
گزارش
of no account
بی اهمیت
account
حساب صورت حساب
account
شمردن
account
تخمین زدن دانستن
account
حساب کردن
account
محاسبه نمودن
account
حساب پس دادن
account
ذکر علت کردن
account
بیان علت
account
صورت مبالغ دریافتی و پرداختی
account
مشتری
account
نگهداری حسابها
account
نام یکتای کاربر در شبکه یا سیستم Online
account
حساب داشتن در بانک
account
رکورد نام کاربر
account
کلمه رمز و حقوق دستیابی به شبکه یا سیستم Online
account
اهمیت گزارش
account
بررسی مقدار زمان و منابعی که هر کاربر شبکه یا سیستم Online استفاده میکند
pair production
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
mass production
تولید ماشینی
production control
کنترل تولید
production method
روش تولید
production coefficient
ضریب تولید
roundabout production
تولید با کارائی بیشتر
production capacity
فرفیت تولید
series production
سری سازی
production cost
هزینه تولید
means of production
ابزار تولید
production efficiency
کارائی تولید
mechanical production
تولید ماشینی
production cost
ارزش ساخت
mode of production
شیوه تولید
mass production
تولید انبوه
mode of production
طرز تولید
means of production
وسایل تولید
mode of production
وجه تولید
scale of production
مقیاس تولید
relations of production
رابطه تولید
period of production
دوره تولید
production process
فرایند تولید
production engineer
مهندس تولید
production process
روند ساخت
production program
برنامه تولید
production programme
برنامه تولید
production efficiency
کارائی در تولید
production routine
روال تولید
production rule
قاعده
production rule
تولید
production run
اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
production technique
فن تولید
production technique
روش فنی تولید
production frontier
مرز تولید
production function
تابع تولید
production gap
شکاف تولید
production time
زمان ساخت
pilot production
تولید نمونه
power of production
نیروی تولید
production index
شاخص تولید
production time
زمان تولید
production management
مدیریت تولید
production missile
موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
production of oil
استخراج نفت
production overheads
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
production part
بخش تولید
production facility
سهولت تولید
production period
دوره تولید
production planning
برنامه ریزی تولید
production base
مبنای تولید یا تولیدات ملی
mass production
تولید بمقدارزیاد
production line
خط تولید
bulk production
تقسیم سوخت درفروف کوچک
census of production
امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
census of production
امار سرشماری
ingot production
تولید شمش
production platform
سکویتولیدات
production of sound
تولیدات صدا
production desk
میزمحصولات
cost of production
هزینه تولید
census of production
امارگیری در خصوص تولید
production adviser
مشاوره محصولات
electricity production
تولیدالکتریسیته
volume of production
حجم تولید
bulk production
تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
branches of production
رشتههای تولید
production lines
خط تولید
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
mass-production
تولید انبوه
agents of production
عوامل تولید
factors of production
عوامل تولید
production factors
عوامل تولید
aliterary production
فراورده یا محصول ادبی تالیف
aliterary production
تصنیف
an artistic production
عمل یا کار صنعتی
batch production
تولید زیاد یک نوع کالا
batch production
تولیدانبوه
branches of production
شاخههای تولید
track production
شروع تعقیب هدف
surplus production
تولید اضافی
surplus production
فزونی تولید
flow of production
جریان تولید
factory production
تولید کارخانهای
factor of production
عامل تولید
surplus production
مازاد تولید
energy production
تولید نیرو
energy production
تولید انرژی
flow of production
گردش تولید
elasticity of production
کشش تولید
food production
تولید غذا
forces of production
نیروهای تولید
production process
جریان تولید
track production
فهور هدف
full production
تولید کامل
full production
تولید در حداکثرفرفیت
mass production
بس فراوری
settlement of account
صلح
to make an account of
اهمیت دادن به
what is the limit on my account?
حد اعتبار حساب من چقدراست؟
savings account
حساب پس انداز
how much can I overdraw on my account?
چقدر بیش از اعتبار می توانم از حسابم بردارم؟
stock account
حساب موجودی
account with
[at]
a bank
حساب بانکی
to give an account of
گزارش و توضیح دادن
to call to account
بازخواست یامواخذه کردن از حساب خواستن از
credit account
حساب اعتباری
return account
صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
unit of account
واحد محاسبه
residuary account
حساب ترکه
realization account
حساب تبدیل دارائیهای شرکت به پول نقد
realization account
حساب تسویه
real account
حساب دارایی غیرمنقول
to turn to account
بهرمندشدن از ضایع نکردن
budget account
حسابی در فروشگاه که وجه خرید اجناس و...به آن واریز می شود
to turn to account
مورداستفاده قراردادن سودبردن از
sales for the account
فروش نسیه
real account
حساب خرید املاک
You must account for every penny.
باید تا دینار آخر حساب پس بدهی
To take into account (consideration).
بحساب آوردن
By no means . By no account .
به هیچ وجه
sales for the account
فروش مدت دار
saving account
حساب پس انداز
return account
حساب بازگشت
expense account
صورت هزینه حساب خرج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com