Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (2 milliseconds)
English
Persian
quarter hour
پانزده دقیقه
quarter hour
ربع ساعت
Search result with all words
quarter of an hour
یک چهارم سده
Other Matches
on the quarter
در جهت پاشنه ناو
quarter
کوی بخش
quarter
چهار یک
quarter
چارک
quarter
زنهار
quarter
زنهار دادن
quarter
برزن
quarter
یک چهارم زمان مسابقه قسمت عقبی کناره قایق
last quarter
تربیع دوم
to ask for quarter
دخیل شدن
to ask for quarter
بخشش طلبیدن
to ask for quarter
زنهارخواستن
to ask for quarter
امان خواستن
first quarter
تربیع اول
quarter
پناه بردن به
quarter
به چهار قسمت مساوی تقسیم کردن
quarter
یک چهارم
quarter
اقامتگاه
three-quarter
سه ربع
three-quarter
سه چهارم
quarter
بخش ربعی
quarter
یک چارک چهارک
quarter
ربع
quarter
مدت سه ماه برزن
quarter
محله
quarter
[year]
دوره سه ماهه
quarter landing
پاگرد پله با 081 درجه گردش
quarter moon
تربیع
quarter note
نت یک چهارم
quarter
[year]
سه ماه
quarter session
محاکمی که چهار بار در سال تشکیل می شوند این محاکم صلاحیت رسیدگی به جرایمی را که شخص ممکن است به علت ارتکاب انها به اعدام یاحبس ابد محکوم شود ندارند
quarter sessions
دادگاه استینافی
quarter horse
اسب پرتحمل
quarter wind
باد موافق
quarter horse
اسب کوتاه وپر طاقت
quarter ditch
نهری که اب جویهای کوچک را جمع اوری کرده و به کانال تخلیه هدایت میکند
quarter boom
بوم پاشنه
quarter boom
تیرک پاشنه
quarter brick
کلوک
quarter day
روز پرداخت قسط
quarter day
موعدپرداخت
quarter deck
پاشنه
turing this quarter
در این سه ماهه
quarter staff
نیزه چوبی
residental quarter
منطقه مسکونی
to give quarter
زنهاردادن
to give quarter
امان دادن
admiral's quarter
بخش سرفرماندهی
quarter-finals
یک چهارم نهایی
quarter-final
یک چهارم نهایی
quarter final
یک چهارم نهایی
quarter-deck
ربععرشه
nose of the quarter
دماغهیکچهارمی
quarter binding
جلدی که تنهاته ان چرم دارد
to cry quarter
فریادامان یادخیل زدن
three-quarter sleeve
آستینسهربع
four quarter hold
ایپون
four quarter hold
ضربه فنی
cross-quarter
[آرایش گل چهار برگی]
the industrial quarter of the
محله صنعتی شهر
quarter phase
دو فاز
three-quarter coat
کتسهربع
center of quarter circles
مرکز یک چهارم دایره ها
zero hour
<idiom>
لحظهای که تصمیم مهمی گرفته میشود
zero hour
<idiom>
لحظه دقیق حمله درجنگ
Every so often . Every hour on the hour.
دم به ساعت
zero hour
هنگام حمله یا حرکت تعیین شده قبلی
zero hour
لحظه شروع ازمایشات سخت لحظه بحرانی
hour
مدت کم
hour ly
ساعت به ساعت
e hour
وقت ستادی
h hour
ساعت شروع عملیات
h hour
ساعت س
do not go in an u. hour
وقتی که ساعت بداست نروید
e hour
وقت مخصوص اجرای عملیات ستادی
hour
وقت
hour
06 دقیقه
zero hour
ساعت س
zero hour
ساعت شروع عملیات
hour
ساعت
open quarter wave line
خط ربع موج باز
shorted quarter wave line
خط ربع موج بسته
The darkest hour is that before the down.
<proverb>
تاریک ترین لیظه هنگامی است که چیزی به فجر نمانده است .
at an unearthy hour
بی موقع
kilowatt hour
کیلووات در ساعت
unearthly hour
<idiom>
مزاحمت
watt hour
وات ساعت
hour land
عقربه ساعت شمار
ampere hour
امپر- ساعت
ampere hour
امپر ساعت
rush-hour
ساعت پرمشغله
rush-hour
ساعت شلوغی
happy hour
<idiom>
ساعات تفریح وخوشی
It take one hour there and back.
رفتن وبر گشتن ( رفت وبرگشت ) یکساعت طول می کشد
What's the charge per hour?
کرایه هر ساعت چقدر است؟
lunch hour
ساعتصرفنهار
eleventh hour
آخرینفرصت
at the eleventh hour
در آخرین لحظات
at the elventh hour
دقیقه نود کاری انجام دادن
man-hour
جمع تعداد ساعات کار
hour hand
عقربه ساعت شمار
hour hands
عقربه ساعت شمار
rush-hour
وقت پررفت و آمد
man-hour
نفرساعت
hour angle
زاویه نصف النهارجغرافیایی
in the space of an hour
بفاصله یک ساعت
hour angle
زاویه ساعتی
hour angle
زاویه ساعتی خورشید
hour circle
دایره ساعتی
hour circle
نصف النهار حلقه مدرج
hour glass
ساعت ریگی
hour meter
زمان شمار
in hour's time
د ر
in hour's time
دو ساعت
man hour
یک ساعت کار یک کارگر
man hour
واحد کار بر حسب ساعت
man hour
واحد زمان کار که برابر یک ساعت کار یک فرد است وبرای پرداخت مزد منظورمیشود
horsepower hour
توان اسب در ساعت
half hour
03 دقیقه
half hour
نیم ساعت
the hour has struck
زنگ ساعت زده شد
man hour
نفر ساعت
the hour has struck
موقع بحران رسید
kilowatt hour meter
کنتور کیلووات ساعت
ampere hour capacity
فرفیت باطری
ampere hour meter
امپر- ساعت سنج
How did this half hour unfold?
این نیم ساعت چطور پیش رفت؟
sidereal hour angle
زاویه ساعتی نجومی
local hour angle
زاویه ساعتی محلی
rush-hour traffic
وقت شلوغ رفت و آمد
rush-hour traffic
ساعت شلوغی ترافیک
hour angle gear
ساعتدندهدارگوشهای
watt hour meter
کنتور وات ساعت کنتور مصرف واقعی
watt hour meter
وات- ساعت سنج
greenwich hour angle
زاویه ساعتی بین نصف النهارسماوی گرینویچ و نصف النهار محل
var hour meter
کنتور مصرف کور
life is not worth an hour's p
ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
watt hour meter
وات ساعت متر
The poison took effect after one hour.
زهر پس از یکساعت اثر کرد اما حرفم در او اثر نداشت.
induction type hour meter
کنتور القائی
twenty four hour charge rate
امپر مجاز باتری
ampere hour meter regulation
تنظیم امپر- ساعت سنج
volt ampere hour meter
کنتور مصرف فاهری
the morning hour has gold in its mouth
<proverb>
سحرخیز باش تا کامروا باشی
induction watt hour meter
کنتور وات ساعت القائی
reactive volt ampere hour meter
کنتور ولت- امپر- ساعت- راکتیو
reactive volt ampere hour meter
کنتور مصرف کور
ampere hour efficiency of storage batter
بازده باتری انبارهای
Tune in next week for another episode of 'Happy Hour'.
هفته آینده کانال
[تلویزیون]
را برای قسمت دیگری از
{ساعت شادی}
تنظیم کنید.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com