English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (9 milliseconds)
English Persian
queen's wing جناح وزیر شطرنج
Other Matches
queen ملکه
queen of دختری که در بازیهای روزیکم می بعنوان ملکه برگزیده میشود
queen وزیر شطرنج
queen ملکه شدن
queen وزیر
to queen it ملکه وار رفتارکردن
queen شهبانو
queen زن پادشاه
queen بی بی
queen of love زن زیبا
Queen's speech جلسهسخنرانیملکه
beauty queen ملکهزیبائی
queen of love عشق
queen of love زهره نام الهه زیبایی
queen of love ناهید
queen of heaven خرده سیاره
queen of the meadows ریش بز
queen can do no wrong ملکه نمیتواند خطا کند
queen can do no wrong بیان اصل عدم مسئوولیت ملکه یاپادشاه است در سیستم مشروطه
queen of the tides مهتاب
queen of the tides ماه
queen closer اجر قلمدانی
queen dowager زنی که شوهرش پادشاه بوده ومرده است
queen dowager ملکه بیوه
queen cell حفرهملکه
Queen's side سمتملکه
queen of night زن شکارکن
queen of hearts زن زیبا
queen of hearts کلید درهای بسته
queen of heaven نام زن ژوپیطر زن زیبا
Queen Mothers ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
Queen Mother ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
the queen of roses شاه گلها
styled queen ملقب یا موسوم به ملکه
queen's weather هوای باز
queen's weather جای افتابی
queen's weather افتاب
queen's ware فروف لعابی انگلیسی که خامهای رنگ هستند
queen's pincushion گل دنبه
queen's pincushion گل بداغ
queen's gambit گامبی وزیر شطرنج
queen side جناح وزیر شطرنج
queen of night نام الهه ماه وشکار
queen of night سیم نقره
queen post عصا
queen's bounty دستلافی که ملکه بزن سه قلوزاییده میدهد
queen's gambit accepted گامبی وزیر پذیرفته شده
queen's indian defence دفاع هندی وزیر شطرنج
queen's fianchetto defence گشایش لارسن شطرنج
queen's fianchetto defence دفاع فیانکتوی وزیر
queen's pawn opening گشایش پیاده وزیر شطرنج
queen's pawn game بازی پیاده وزیر شطرنج
queen's gambit declined گامبی وزیر پذیرفته نشده
queen's pawn counter gambit گامبی متقابل پیاده وزیرشطرنج
on the wing سیار متحرک
on the wing بالدار
on the wing پرواز کننده
off wing محل بازیگر گوش
to take wing پابفرارگذاشتن
to take wing پرواز کردن
to take under one's wing حمایت کردن
to take under one's wing سرپرستی کردن
right wing toward میمنه
right wing toward دست راست
right wing toward پیشرو
wing and wing حرکت با باز بودن کامل بادبانها
wing پیمودن
take (someone) under one's wing <idiom> زیرپروبال شخص راگرفتن
under one's wing <idiom> تحت مراقبت کسی
wing it <idiom> بدون آمادگی
right-wing جناح راست
right wing جناح راست
wing دسته حزبی
wing لنگه
wing پرواز پرش
wing گوش زمین
wing بال شبیه به بال هواپیماوصل به اتومبیل برای کشش بیشتر
wing بالدار کردن پردارکردن
wing تیپ هوایی جناح
wing بال
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
wing پره
wing بال مانند زائده حبابی
wing جناح
wing گروه هوایی
wing پره زائده پره دار
wing گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
wing طرف
wing شاخه شعبه
wing nut پیچ خروسکی
wing nut مهره گوشه دار
wing drag پسای بال
wing drop افت ناگهانی برا روی یک بال
wing photograph نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
wing footed دارای پای پردار
wing footed تند
wing footed سریع
wing heavy تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
wing loading نسبت وزن کل به مساحت یال
wing nut پیچ و مهره دارای جاانگشتی
wing halfback هافبکهای کناری
wing nut خروسک
wing covert پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده
wing loading وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
wing forward هریک از دومهاجم بیرون ردیف دوم یاسوم در تجمع
wing forward فوروارد گوش
wing position وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
wing reactions واکنشهای بال
wing attack حملهگوشه
tapered wing بالنوکتیز
hind wing بالعقبی
wing wall دیواره جانبی
wing tunnel تونل باد
wing tip نوک کفش دارای قوس منحنی
wing threequarter هریک از دو مدافع کنار زمین
wing shooting شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
wing tanks تانکهای سوخت که داخل بال تعبیه شده یا بخشی از بال راتشکیل میدهد
wing strut پایه بال
wing spread فاصله بین دو سر بال
wing spar عضو سازهای اصلی بال درامتداد خط واصل دو سر بال
wing defence دفاعگوشه
wing membrane اجزایبال
wing pallet سطحپرهمانند
wing root ریشه بال
wing screw پیچ گوشه دار
wing section بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
chimney-wing بغله های شومینه
wing setting نصب بال
cross-wing [بال های پیوسته در تالار خانه های قرون وسطایی]
bat's-wing [نوعی از نقش پنجره خورشیدی]
centrist wing طرفدار جناح میانه رو [سیاست]
straight wing بالمستقیم
wing vein رگهبال
wing slat نوکباله
wing rib دندهبال
wing skin پوسته بال
wing chair مبل دارای پشتی و دستههای چوبی و سفت
left wing شخص دست چپی
double wing بازی هافبک در گوش
front wing گلگیر جلوی اتومبیل
high wing بال بالا
highed wing بال لولاشده
inside wing بال داخلی
isoclinic wing بالی که زاویه برخورد ان هنگام خم شدن در اثر نیرونیز ثابت میماند
king's wing جناح شاه شطرنج
hard wing بال صلب
low wing بال پایین
delta wing بال مثلث
delta wing بال دلتا
center wing بال میانی
left wing مربوط به جناح چپ
left-wing مربوط به جناح چپ
fixed wing هواپیمای بال ثابت
fixed wing بال ثابت
fixed-wing هواپیمای بال ثابت
fixed-wing بال ثابت
wing commander سرهنگ دوم هوایی
wing commanders سرهنگ دوم هوایی
cantilever wing بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
mid wing بال وسط
parasol wing بالی که هواپیما از ان اویزان میشود
left-wing شخص دست چپی
rotary wing بال گردان
rotary wing هواپیمای بال گردان
sea wing نرم تن دو کپه دریایی
simple wing طرح تهاجمی با خط نامتعادل
upper wing بال بالایی در هواپیمای دوباله
vent wing پنجره گردان
wet wing بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
wind wing پنجره کوچک تهویه اتومبیل
wing area مساحت بال
wing axis محور بال
wing box ساختمان اصلی بالهای مدرن استرس اسکین
right wing to ward دست راست
rhombus wing بالی با سطح مقطع متقارن
right wing to ward پیشرو
right wing of army پهلوی راست میمنه
right wing forward پیشرو دست راست
right wing of army جناح یمین
reverse chicken wing نوعی کلید کشی
left wing of army پهلوی چپ میسره
real box wing بالی با سه تیرک
low mid wing بالی که در ارتفاع یک سوم بدنه قرارگرفته
[extreme] right-wing scene صحنه جناح راست [افراطی] [سیاست]
left wing for ward پیشرو دست چپ
variable area wing بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
swept-back wing بالدم جارویی
to piniona bird's wing نوک بال مرغی را چیدن
box beam wing نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
rotary wing aircraft هواپیما با بال گردنده
fixed wing aircraft هواپیما با بال ثابت
left wing of army جناح یسار
leg ride and reverse chicken wing سگک قفل قیصر
Queen's English [King's English] <idiom> [انگلیسی استاندارد و صحیح از نظر گرامری که در بریتانیا خوانده و نوشته می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com