English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (8 milliseconds)
English Persian
relative addressing نشانی دهی نسبی
relative addressing ادرس دهی رابطهای
relative addressing نشان دهی نسبی
Other Matches
addressing روش آدرس دهی به یک محل چه به صورت ترتیبی یا اندیس یا مستقیم و...
addressing نشانی یابی
addressing نشانی دهی
addressing روشی که بخشی از حافظه مکان دهی میشود
addressing . که بعد به آن اضافه میشود تا آدرس مورد نظر بدست آید
addressing روش آدرس دهی که آدرس محل ذخیره سازی در دستورالعمل محلی است که باید استفاده شود
addressing بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد
addressing و کلمات افست
addressing حالت آدرس دهی که در آن محل ذخیره سازی از آدرسهای پایه تشکیل شده است
addressing استفاده از کلمه آدرس کوتاهتر از معمول تا عمل کشف آدرس سریع تر انجام شود
addressing مکان دهی به کلمه داده ذخیره شده در حافظه با استفاده از آدرس مطلق آن
addressing روش آدرس دهی به داده که در آن اولین دستورالعمل به آدرس اشاره میکند که حاوی آدرس دوم است
addressing محل دستیابی شده حاوی آدرس عملوندی است که قرار است پردازش شود
addressing انتخاب یک ثبات و بررسی یک بیت از آن
immediate addressing ادرس دهی بلافصل
immediate addressing نشان دهی بلافصل
addressing بدون نیاز به موارد خاص
addressing دستیابی سریع به داده به علت وجود آن در فیلد آدرس
addressing ادرس دهی
addressing فرایند دستیابی به یک محل در حافظه
addressing در سطح صفر: عملوندی که بخشی از قسمت آدرس دستورالعمل است . سطح اول : عملوندی که در آدرس دستور ذخیره شده است . سطح دوم : عملوندی که در آدرسی که به دستور داده میشود ذخیره شده است
immediate addressing ادرس دهی فوری
associative addressing محلی که توسط محتوایش آدرس دهی شده است و نه آدرسش
associative addressing پردازندهای که از حافظه انجمنی استفاده میکند
associative addressing روش باز یابی داده که از بخش داده و نه از آدرس آن استفاده میکند
associative addressing محلی که توسط محتوایش آدرس دهی شده است و نه شماره یا آدرس
addressing mode وضعیت ادرس دهی
abriviated addressing ادرس مختصر شده
addressing mode باب نشان دهی
direct addressing ادرس دهی مستقیم
indirect addressing نشان دهی غیرمستقیم
multilevel addressing ادرس دهی چند مرحلهای
sector addressing نشانی دهی قطاعی
direct addressing نشان دهی مستقیم
implied addressing دستور اسمبلی که فقط روی یک ثبات کار میکند.
extended addressing ادرس دهی گسترده
index addressing نشان دهی شاخص دار
deferred addressing آدرس دهی غیر مستقیم که محلی که دستیابی شده است حاوی آدرس عملوند پردازش شدنی است
inherent addressing دستوری که حاوی تمام داده مورد نیاز برای آدرس ی که باید دستیابی شود است بدون عمل اضافی
content addressable addressing روش بازیابی داده که از بخشی از داده ونه آدرس آن استفاده میکند
memory addressing mode باب ادرس دهی حافظه
content addressable addressing پردازندهای که از فضای ذخیره سازی انجمنی استفاده میکند
content addressable addressing محلی که آدرس آن محتوای آن و نه آدرس دیگری باشد
content addressable addressing ثباتی که با توجه به محتوای آن ونه یک شماره یا آدرس محل دهی میشود
self relative نسبت بخود
self relative نسبی
relative value مقدار نسبی
relative وسیله ورودی
relative اطلاعات مکانی دررابط ه با یک نقط ه مرجع
relative اعتباری
relative نسبی
relative اضافی
relative وابسته
relative پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
relative اختلاف بین یک عدد و مقدارواقعی آن
relative خودی نسبی
relative خویشاوند
relative منسوب
relative آنچه با دیگری مقایسه شود
relative محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
relative نوشتن برنامه با استفاده ازدستورات آدرس مربوطه
relative راجع
relative دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
relative motion حرکت نسبی
relative movement حرکت نسبی
relative nullity بطلان نسبی
relative permeability ضریب نفوذپذیری
relative permeability نفوذپذیری نسبی
relative permitivity گذردهی نسبی
relative permittivity ضریب دی الکتریک
relative minimum حداقل نسبی
relative minimum می نیمم نسبی
relative in law خویشاوند سببی
relative income درامد نسبی
relative jurisdiction صلاحیت نسبی
relative location ترتیب نسبی
relative location قرار دادن
relative majority اکثریت نسبی
relative maximum ماکزیمم نسبی
relative maximum حداکثر نسبی
relative plot موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
relative precision دقت نسبی
self relative address نشانی نسبی
relative clause شبهجمله
relative clause ربطی
relative conjunction حرفربط
relative humidity رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
relative complement تفاضل [مجموعه] [ریاضی]
relative wind باد نسبی
relative viscosity گرانروی نسبی
relative prices قیمتهای نسبی
relative solubility انحلالپذیری نسبی
relative solvation حلالپوشی نسبی
relative supersaturation ابر سیری نسبی
relative term لفظ نسبی
relative value of pieces ارزش نسبی سوارها
relative velocity سرعت نسبی
relative importance اهمیت نسبی
relative pronouns ضمیر موصول
relative aperture ضریب کانونی عدسی
relative bearing سمت نسبی ناو
relative bearing گرای نسبی
relative bearing جهت نسبی
relative code کد نسبی
relative coding برنامه نویس نسبی
relative coding برنامه نویسی نسبی
relative compaction تراکم نسبی
relative deformation تغییر شکل نسبی
relative aperture نسبت فاصله کانونی
relative adjective صفت موصولی
maternal relative خویشاوند مادری
of relative importance دارای اهمیت نسبی
relative pronoun ضمیر موصول
of relative importance نسبتامهم
paternal relative خویشاوند پدری
paternal relative اقارب پدری
relative address نشانی نسبی
relative address آدرس نسبی
relative density چگالی نسبی
relative humidity رطوبت نسبی
relative humidity نم نسبی
relative frequency بسامد نسبی
relative error خطای نسبی
relative dispersion پراکندگی نسبی
relative density دانسیته نسبی
relative density گرانی ویژه
relative impediment محظور شرعی برای عروسی
relative income hypothesis براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
relative income hypothesis فرضیه درامد نسبی
relative income hypothesis بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
relative harmonic content مانده نسبی
relative dielectric constant ثابت دی الکتریک نسبی
relative cell reference ارجاع سل رابطهای
relative refractory period دوره بی پاسخی نسبی
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
a matter of relative importance موضوعی با اهمیت نسبی
coefficient of relative efficiency organ ضریب نسبی کارایی سازمان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com