Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (7 milliseconds)
English
Persian
relative location
ترتیب نسبی
relative location
قرار دادن
Other Matches
location
موقعیت
location
محل
location
تعیین محل جا
location
جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
location
اندری
location
موضع
location
وضع
location
جا مسیر
location
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است مشخص میکند
location
مکان
location
مکان یابی
location chart
نگاره مکانی
exact location
تعیین کردن محل دقیق نقاط
location counter
مکان شمار
exact location
محل دقیق
dam location
محل سد
dam location
جای سد محل بند
location audit
تصدیق دقت تعیین محل هدف به وسیله رادار تصدیق محل سکنی پرسنل یامحل اجناس درانبار
location survey
بازرسی در جای اجناس درانبار
location diagram
راهنمای اتصال نقشه
storage location
مکان ذخیره
storage location
مکان انباره محل انباره
location of the statue
پیکرهیموقعیت
radar location
موقعیت رادار
protected location
مکان حفافت شده
Where is the location of this camp ?
محل این اردوگاه کجاست ؟
location vector
بردار مکان
[ریاضی]
memory location
محل حافظه
memory location
مکان حافظه
location theory
نظریه تعیین محل استقرار صنعت
location theory
نظریه تعیین مکان
location survey
بازدید در محل
location of industry
تعیین محل استقرار صنعت
location of industry
تعیین مکان صنعت
location finder
دستگاه محل یاب
storage location
موقعیت انباره
storage location
مکان انباره
dam location
جای بند
dam location
بندگاه
It was filmed on location.
صحنه فیلم درمحل واقعی فیلمبرداری شده
confirmed location
محل تایید شده دشمن
confirmed location
موضع تایید شده
flash ranging location
تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری
current location counter
شمارنده مکان فعلی
relative
اعتباری
relative
اضافی
relative
نسبی
relative
راجع
relative
خویشاوند
self relative
نسبت بخود
self relative
نسبی
relative value
مقدار نسبی
relative
پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
relative
اطلاعات مکانی دررابط ه با یک نقط ه مرجع
relative
محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
relative
نوشتن برنامه با استفاده ازدستورات آدرس مربوطه
relative
منسوب
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
relative
وابسته
relative
دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
relative
اختلاف بین یک عدد و مقدارواقعی آن
relative
خودی نسبی
relative
وسیله ورودی
relative
آنچه با دیگری مقایسه شود
relative permeability
ضریب نفوذپذیری
relative jurisdiction
صلاحیت نسبی
relative majority
اکثریت نسبی
relative permeability
نفوذپذیری نسبی
relative permitivity
گذردهی نسبی
relative permittivity
ضریب دی الکتریک
relative plot
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
relative nullity
بطلان نسبی
relative movement
حرکت نسبی
relative motion
حرکت نسبی
relative minimum
حداقل نسبی
relative minimum
می نیمم نسبی
relative maximum
حداکثر نسبی
relative maximum
ماکزیمم نسبی
relative precision
دقت نسبی
relative complement
تفاضل
[مجموعه]
[ریاضی]
relative humidity
رطوبت نسبی
[مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
relative conjunction
حرفربط
relative clause
ربطی
relative clause
شبهجمله
self relative address
نشانی نسبی
relative wind
باد نسبی
relative viscosity
گرانروی نسبی
relative velocity
سرعت نسبی
relative value of pieces
ارزش نسبی سوارها
relative term
لفظ نسبی
relative supersaturation
ابر سیری نسبی
relative solvation
حلالپوشی نسبی
relative solubility
انحلالپذیری نسبی
relative prices
قیمتهای نسبی
relative income
درامد نسبی
relative pronouns
ضمیر موصول
relative aperture
نسبت فاصله کانونی
relative aperture
ضریب کانونی عدسی
relative bearing
سمت نسبی ناو
relative bearing
گرای نسبی
relative code
کد نسبی
relative coding
برنامه نویس نسبی
relative coding
برنامه نویسی نسبی
relative compaction
تراکم نسبی
relative bearing
جهت نسبی
relative deformation
تغییر شکل نسبی
relative adjective
صفت موصولی
relative addressing
نشان دهی نسبی
maternal relative
خویشاوند مادری
of relative importance
دارای اهمیت نسبی
of relative importance
نسبتامهم
paternal relative
خویشاوند پدری
paternal relative
اقارب پدری
relative address
نشانی نسبی
relative address
آدرس نسبی
relative addressing
نشانی دهی نسبی
relative addressing
ادرس دهی رابطهای
relative density
چگالی نسبی
relative humidity
نم نسبی
relative frequency
بسامد نسبی
relative humidity
رطوبت نسبی
relative pronoun
ضمیر موصول
relative impediment
محظور شرعی برای عروسی
relative importance
اهمیت نسبی
relative error
خطای نسبی
relative dispersion
پراکندگی نسبی
relative density
دانسیته نسبی
relative density
گرانی ویژه
relative in law
خویشاوند سببی
relative income hypothesis
فرضیه درامد نسبی
relative income hypothesis
براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
relative income hypothesis
بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
relative refractory period
دوره بی پاسخی نسبی
relative harmonic content
مانده نسبی
relative coordinate system
دستگاه مختصات نسبی
relative cell reference
ارجاع سل رابطهای
relative dielectric constant
ثابت دی الکتریک نسبی
a matter of relative importance
موضوعی با اهمیت نسبی
coefficient of relative efficiency organ
ضریب نسبی کارایی سازمان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com