English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (6 milliseconds)
English Persian
relative pronoun ضمیر موصول
Other Matches
pronoun ضمیر
d. pronoun ضمیر اشاره
interrogarive pronoun ضمیراستفهامی
reflexive pronoun ضمیرفاعلی
personal pronoun ضمیر شخصی
reflexive pronoun ضمیر مرجوع بفاعل یامسندالیه
interrogarive pronoun ضمیر پرسش
relative آنچه با دیگری مقایسه شود
relative منسوب
self relative نسبت بخود
self relative نسبی
relative value مقدار نسبی
relative محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
relative نوشتن برنامه با استفاده ازدستورات آدرس مربوطه
relative اطلاعات مکانی دررابط ه با یک نقط ه مرجع
relative دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
relative اختلاف بین یک عدد و مقدارواقعی آن
relative خودی نسبی
relative خویشاوند
relative وابسته
relative راجع
relative نسبی
relative اضافی
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
relative وسیله ورودی
relative اعتباری
relative پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
relative minimum حداقل نسبی
relative motion حرکت نسبی
relative movement حرکت نسبی
relative nullity بطلان نسبی
relative permeability ضریب نفوذپذیری
relative permitivity گذردهی نسبی
relative permeability نفوذپذیری نسبی
relative minimum می نیمم نسبی
relative maximum حداکثر نسبی
relative impediment محظور شرعی برای عروسی
relative importance اهمیت نسبی
relative in law خویشاوند سببی
relative jurisdiction صلاحیت نسبی
relative location ترتیب نسبی
relative location قرار دادن
relative majority اکثریت نسبی
relative maximum ماکزیمم نسبی
relative permittivity ضریب دی الکتریک
relative plot موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
relative precision دقت نسبی
self relative address نشانی نسبی
relative clause شبهجمله
relative clause ربطی
relative conjunction حرفربط
relative humidity رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
relative complement تفاضل [مجموعه] [ریاضی]
relative wind باد نسبی
relative viscosity گرانروی نسبی
relative prices قیمتهای نسبی
relative solubility انحلالپذیری نسبی
relative solvation حلالپوشی نسبی
relative supersaturation ابر سیری نسبی
relative term لفظ نسبی
relative value of pieces ارزش نسبی سوارها
relative velocity سرعت نسبی
maternal relative خویشاوند مادری
relative adjective صفت موصولی
relative aperture نسبت فاصله کانونی
relative aperture ضریب کانونی عدسی
relative bearing سمت نسبی ناو
relative bearing گرای نسبی
relative bearing جهت نسبی
relative code کد نسبی
relative coding برنامه نویس نسبی
relative coding برنامه نویسی نسبی
relative addressing نشان دهی نسبی
relative addressing ادرس دهی رابطهای
of relative importance دارای اهمیت نسبی
of relative importance نسبتامهم
relative pronouns ضمیر موصول
paternal relative خویشاوند پدری
paternal relative اقارب پدری
relative address نشانی نسبی
relative address آدرس نسبی
relative addressing نشانی دهی نسبی
relative compaction تراکم نسبی
relative deformation تغییر شکل نسبی
relative frequency بسامد نسبی
relative error خطای نسبی
relative humidity رطوبت نسبی
relative humidity نم نسبی
relative dispersion پراکندگی نسبی
relative income درامد نسبی
relative density گرانی ویژه
relative density چگالی نسبی
relative density دانسیته نسبی
relative dielectric constant ثابت دی الکتریک نسبی
relative income hypothesis فرضیه درامد نسبی
relative income hypothesis براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
relative harmonic content مانده نسبی
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
relative income hypothesis بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
relative cell reference ارجاع سل رابطهای
relative refractory period دوره بی پاسخی نسبی
a matter of relative importance موضوعی با اهمیت نسبی
coefficient of relative efficiency organ ضریب نسبی کارایی سازمان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com