English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
sale on a large scale فروش زیاد
Other Matches
large scale نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large-scale بمقدار زیاد
large-scale نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large-scale در مقیاس بزرگ
large scale بمقدار زیاد
large-scale مقیاس بزرگ
large scale در مقیاس بزرگ
large scale مقیاس بزرگ
large scale computer که میتواند به حافظه با فرفیت بالا دستیابی داشته باشد و نیز وسایل پشتیبان مثل کاربران چندتایی
very large scale integration مجتمع سازی در مقیاس بسیار بزرگ
very large scale integration قطعه
large scale computer سیستم کامپیوتر قوی
large scale integration مجتمع سازی در مقیاس بزرگ
large scale map نقشه مقیاس بزرگ
large scale raid حمله ناگهانی تعداد زیاد پلیس
large scale production method روش تولیدانبوه
super large scale integration قط عه
large scale production method روش تولیدبه مقیاس وسیع
ultra large scale integration مجتمع سازی در مقیاس ماوراء بزرگ
so large باین بزرگی
large بزرگ
large حجیم
large وسیع
large n ازادی
large جادار
large پهن
large هنگفت
large جامع
large کامل
large درشت لبریز
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
the large one بزرگه
at large به طور کلی [معمولا]
by and large رویهمرفته
by and large <idiom> روی هم رفته
in large بمقدار زیاد
in large بمقیاس زیاد
large سترگ بسیط
by and large کلا
large n ازادانه
large n مفصلا بطور کلی
large n سر بسته همینطوری
large n بتفضیل
on sale فروشی
on sale در معرض فروش گذاشته شده
sale بیع
sale قابل فروش
sale فروش
for sale فروشی
sale حراج
sale بازار فروش
large sized بزرگ
large sized a بزرگ
of a large size بزرگ
in large quantities بمقادیرزیاد
large adv زیاد
in large quantities خیلی خیلی
it is unusually large ازاندازه معمول بزرگتراست
large ship کشتی بزرگ
it is unusually large فوق العاده بزرگ است
gentleman at large قای بیکار
large white خوک سفید انگلیسی
large spread فاصله گلوله ها راکم کنید
gentleman at large کسیکه وابسته بدرباراست و کار ویژهای ندارد
large spread مروحه خیلی باز است
large ship کشتی که بیش از 731 مترطول داشته باشد
large ship ناو بزرگ
large aircraft هواپیمای بزرگ
large detail جزء بزرگ
large intestine معاء غلاظ
large intestine قولون روده فراخ
large leaved گل بوته
large minded ادم فهمیده
large minded متفکر
large minded ادم فرفیت دار
large minded دارای فکر وسیع
large model مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
large hearted نظر بلند
large hearted سخاوتمند بخشنده
large hearted مساعد
large hearted همدرد
large handed دست باز
large hande a حریص
large hande a دارای دست بگیر گیرنده
large hande a دست باز
large intestine روده بزرگ
to set at large ازاد کردن
large adv بیشتر
to set at large رهاکردن
was grinted in large t. با حروف درشت چاب
to a large extent خیلی
to a large extent زیاد
to a large extent تا حد زیادی
statute at large چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
large blade تیغهبزرگ
large wheel چرخبزرگ
set at large ول کردن
considerably large بس بزرگ
a large car یک اتومبیل بزرگ
set at large ازاد کردن
short sale سلم
to expose to sale درمعرض فروش گذاشتن
spot sale فروش نقدی وتحویل فوری کالای موردمعامله
the proceeds of the sale پولی که از محل فروش بدست می اید
the proceeds of the sale وجوهی که از فروش بدست می اید
spot sale فروش نقد
to put to sale بمعرض فروش گذاشتن
sale forecast پیش بینی فروش
forward sale بیع سلف
forward sale بیع سلم
white sale <idiom> حراج حوله ،پارچه کتان
jumble sale فروشگاهخیریهلوازم دستدوم
object of sale کالا
whole sale trade عمده فروشی
invalid sale بیع فاسد
irrevocable sale بیع قطعی
irrevocable sale بیع منجز
whole sale dealer عمده فروشی
white sale فروش ملافه و اجناس ذرعی
forward sale نسیه فروختن
short sale بیع سلف پیش فروشی
short sale معامله سلف
sale by auction حراج
rummage sale حراج هدایای تقدیمی بکلیسابرای امور خیریه
public sale حراج
revocable sale بیع غیر قطعی
revocable sale بیع شرط
object of sale مبیع
object of sale مثمن
offer for sale پیشنهاد جهت فروش
put up for sale به معرض فروش گذاشتن
public sale مزایده
particulars of sale اوصاف مبیع
particulars of sale شروط و مواعدعقد بیع
point of sale سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
sale by auction فروش به وسیله حراج
sale commission کارمزد فروش
short sale سلم فروشی
short sale پیش فروشی
sale tax مالیات بر فروش
sale short معامله سلف کردن
sale short پیش فروش کردن
sale quota سهمیه فروش
sale price قیمت حراج
sale price قیمت فروش
sale or return فروش یااعاده
sale or return فروش یا عودت
sale maximization به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
sale manager مدیر فروش
sale department قسمت فروش
sale department بخش فروش
point of sale محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
forward sale پیش فروش
credit sale اعتبار در معامله
credit sale فروش قسطی
credit sale فروش غیرنقدی
clearance sale فروش به منظور تصفیه حراج
bill of sale صورت فروش
credit sale نسیه فروختن
credit sale بیع نسیه
bill of sale فاکتور
bill of sale سند فروش
bill of sale بیع نامه
deed of sale بیع نامه
deed of sale سند فروش
credit sale فروش نسیه
contract of sale عقد بیع
forced sale فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
forced sale فروش اجباری
forced sale فروش قانونی
cash sale بیع نقد
cash sale فروش نقدی
at the moment of the sale حین البیع
at the time of the sale حین البیع
fire sale فروش مال التجاره حریق زده
at the point of sale در نقطه فروش
auction sale مزایده فروش
auction sale فروش به وسیله حراج
conditional sale بیع شرط
conditions of sale شرایط اساسی معامله
consequence of a sale اثار بیع
contract of sale قرارداد فروش
large chopping knife ساطور
very large data base پایگاه داده بسیار بزرگ
large detached house خانهویلایی
He left a large fortuue. ثروت هنگفتی را به ارث (باقی )گذاشت
he inherited a large fortune دارایی زیادی بمیراث برد دارایی زیادی به او رسید
There he is in the flesh. there he is as large as life. خودش حی وحاضر است
point of sale terminal ترمینال فروش اطلاعات
auction sale without reserve فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
Are there any houses for sale in these parts? این طرفها خانه فروشی پیدا می شود ؟
car boot sale فروشاجزایکوچکاتومبیل
large leaved hybrid petunia اطلسی دهن اژدر
scale مقیاس کردن
two scale دو مقیاسی
two scale دودویی
scale up افزایش به نسبت ثابت
scale up افزایش
scale قپان
scale down کاهش تدریجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com