English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
shell shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell shock روان رنجوری جنگ
Search result with all words
shell-shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell-shock روان رنجوری جنگ
Other Matches
shock تکان دادن
shock سراسیمه کردن
shock دچارهراس سخت شدن
shock ضربت سخت زدن تکان سخت خوردن
shock هول وهراس پیدا کردن
shock تکان سخت خوردن
shock خرمن کردن
shock توده کردن
shock خرمن
shock توده
shock ترساندن
shock ضربه
shock شوک
shock تصادم
shock صدمه ضربت
shock ضربت
shock حمله غافلگیرانه
shock ضربت زدن ضربت عمل غافلگیری
shock ضربه تکان
shock حمله عصبی
shock تشنج سخت
shock صدمه
shock ضربت سخت
shock تکان
shock هول
shock هراس ناگهانی
shock لطمه
shock تصادم تلاطم
shock troops یکان ضربت
shock troops واحد مخصوص حمله غافلگیرانه
shock excitation تحریک ضربهای
shock waves موج ضربهای
shock hazard خطر تماس
thermal shock تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
to sustain a shock تکان خوردن ونیفتادن
shock wave موج ضربت
shock troops گروه حمله
shock troops گروه تهاجمی
shock proof ضد ضربه
shock point نقطه ایجاد زلزله
shock inducer دستگاه ضربه زن
shock headed انبوه گیسو دارای موی فراوان
shock head انبوه گیسو
shock wave موج ضربه
shock wave موج ضربهای
shock tactics انجام کاریباسرعتوباخشونت
color shock ضربه رنگ
electroconvulsive shock ضربه برقی تشنج اور
culture shock کوبهی فرهنگی
culture shock ضربهی فرهنگی
to sustain a shock ضربت خوردن وپایداری کردن
future shock اضطراب دگرگونی
electric shock شوک الکتریکی
electric shock ضربه برقی
shock waves موج ضربه
shock waves موج ضربت
shock waves موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
condensation shock چگالش ناگهانی هوای فوق اشباع در حین عبور از حالت شوک
shock action عمل شوک
shock absorber تکانگیر
shock absorbers ضربه گیر
shock absorber کمک فنر
shock absorbers ضربه پذیر
shock absorber ضربه گیر
shock absorbers کمک فنر
shock absorbers تکانگیر
shock front جبهه یا خط جبهه موج انفجار گلوله اتمی
shock wave موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
shock concrete بتن ضرب دیده
shock concrete بتن ضربهای
shock absorber ضربه پذیر
shock action غافلگیری حمله ناگهانی غافلگیر کردن دشمن
shock action عمل غافلگیری
shock head دارای موی فراوان
shock therapy درمان با ضربه برقی
detached shock wave موج ضربهای منفصل
normal shock wave موج ضربهای عمود
hydraulic shock absorber ضربه گیر روغنی
hydraulic shock absorber کمک فنر هیدرولیکی
oblique shock wave موج ضربهای مایل
hydraulic shock absorber ضربه گیر هیدرولیکی کمک فنرروغنی
insulin shock therapy درمان با ضربه انسولین
shell out پرداختن
shell out هزینه چیزی را قبول کردن
shell off با نارنجک مورد حمله قراردادن
shell off گلوله باران کردن
to shell off ورقه ورقه شدن ورامدن
shell out خارج شدن به سیستم عامل وقتی که برنامه اصلی هنوز در حافظه است , پس کاربر به برنامه برمی گردد
shell گلوله توپ
shell ساچمه وچاشنی
shell بدنه ساختمان
shell کالبد
shell زرهی پوشش
shell پوست فندق وغیره
shell جعبه حاوی باروت
shell پوکه
shell قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shell پوکه فشنگ
shell سبوس گیری کردن
shell پوست کندن از مغز میوه را دراوردن
shell فشنگ
shell بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shell پوسته
shell توده
shell لایه
shell صدف
shell نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell پوست تخم مرغ
shell جلد
shell عامل محافظ حفاظ
shell صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shell قشر
shell پوست
in one's shell <idiom> صرف نظر کردن،بی صدا
out of one's shell <idiom> گفتگو دوستانه
shell برنامه خروج موقت
shell برنامه واسطه
shell قشر زمین
shell structure ساختار لایهای
shell sort الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند
star shell گلوله نورافشان
shell transformer مبدل جوشن دار
shell wave صدای زوزه گلوله
shell proof ضد نفوذ گلوله
shell pink رنگ قرمز مایل به زرد
shell room انبار گلوله
shell room انبار مهمات ناو
shell roof بام پوستهای
shell proof مقاوم در مقابل گلوله
shell structure ساختارپوستهای
lower shell قشرتحتانی
tracer shell گلوله رسام
ventus's shell کس گربه
head shell حافظسر
inner door shell پوستداخلیدر
The shell does not always contain a pearl. <proverb> همیشه در صدف گوهر نباشد .
shell membrane پوستغشا
upper shell قشررویه
shell suit نوعیکتوشلوارغیرمعمولی-شلوولباجنسدرخشندهوبراقوسبک
tortoise shell پوست ابرهای لاک پشت دریایی
To come out of oness shell. از جلد ( لاک ) خود در آمدن
shrapnel shell گلوله انفجاری
soft shell دارای پوسته ترد وشکننده
soft shell دارای عقیده معتدل
soft shell حلزون دارای صدف نرم
soft shell نرم پوسته
star shell گلوله منور
the shell of an egg پوست تخم مرغ
shell proof ضد گلوله
shell-shocked موجی- مبتلا بهاختلالاتناشیازجنگ
cartridge shell بدنه پوکه فشنگ
energy shell لایه انرژی
energy shell پوسته انرژی
fixed shell گلوله متصل
furnace shell قشر یا پوسته کوره
furnace shell جدارکوره
hard shell سخت پوست
hard shell کاسه دار
hard shell سخت
hard shell متعصب
illuminating shell گلوله منور
illuminating shell گلوله روشن کننده
inner shell electron الکترون درونی
magnetic shell زرورق مغناطیسی
electron shell پوسته الکترون
egg shell نازک
cartridge shell بدنه پوکه
cockle shell کرجی کوچک
cockle shell یکجورصدف
cooling shell قشر سرد کننده
cooling shell پوسته سردکننده
cupola shell پوسته کوپل
band shell جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
downstream shell پشته پایاب
downstream shell توده پایاب خاکریز پایاب
downstream shell خاک پایین دست
ear shell گوشک ماهی
egg shell پوست تخم
egg shell مانندپوست تخم مرغ
outer shell لایه والانس
outer shell پوسته والانس
shell bean دانه مغذی لوبیا
shell bit مته گلویی
shell lime سنگ اهک صدفی
shell casting ریخته گری پوستهای
shell jacket بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی
shell fish ماهی صدف
shell fish جانور صدف
shell formwork قالب بندی غلافی
shell fragments بسک گلوله
shell game قمار با گردو
shell fragments قطعات گلوله
shell bean لوبیایی که مغز ان خوراکی است
shell back دریانوردی که از خط استواگذشته باشد
valence shell لایه والانس
valence shell پوسته والانس
shell bit مته قاشقی
gas shell گلوله دودانگیز
shell mould قالب گرفتن پوستهای
shell game گردو بازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com