Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
side wall
دیوار پهلویی
Search result with all words
side wall of a lock
بدنه سد دریچهای
side wall of stairs
جان پناه کناره پلکان
side wall line
خطدیوارکناری
Other Matches
side by side columns
ستونهای پهلو به پهلو
To take someones side . To side with someone.
از کسی طرفداری کردن
to the wall
<idiom>
به آخر خط رسیدن
wall-to-wall
از دیوار به دیوار
wall-to-wall
[مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
wall-to-wall
فرش کردن سرتاسری
wall-to-wall
کامل
to go to the wall
درتنگی یافشارواقع شدن ورشکست شدن
the wall
پشت دیوارایستاده بودم
wall-to-wall
فراگیر
wall-to-wall
همگانی
wall-to-wall
همه جانبه
wall-to-wall
سرتاسری
wall up
رسیدن موج به حداکثر اوج
wall
محصور کردن
wall
دیواره
wall
تیغه کشیدن دیوار
wall
جدار
wall
دیواری
wall
دیوارکشیدن
wall
حصار
wall
حصار دار کردن
wall
دیوار
wall
محصورکردن
wall
مانع یکپارچه در پرش اسب مرکب از جعبههای روی هم
wall knot
گره تخت
fruit wall
چفته
front wall
دیوار جلو
front wall
دیوار مقابل اسکواش
head wall
دیواریکه در بالادست یک ابگیرساخته میشود
wall eye
چشمی که سفیدی ان زیادوعنبیه ان کمرنگ باشد
wall eye
چشم مات
wall eye
چشم سفید
wall hanging
تزئینات دیواری
training wall
دیواره راهنما
guide wall
دیواره راهنما
gravity wall
دیوار وزنی
wall insulator
عایق دیوار
wall knot
گره حصیری
gap in a wall
شکاف دردیوار
gable wall
دیوار لچکی
wall lining
پوشش دیوار
fresco a wall
اب رنگ زدن
wall plate
زیرسری
face wall
نقاب
wall opening
روزنه دیوار
wall paint
رنگ دیوار
wall bracket
طاقچه
enclosure wall
دیوار بر
wall painting
نقاشی دیواری
wall paper
کاغذ دیواری
face wall
ماسک
face wall
دیوار بر
fresco a wall
دیوار سفید کرده را
wall lining
اندود دیوار
wall louse
موریانه
flare wall
دیوار حائل خاکریز پل
wall louse
ترده
wall socket
پریز دیواری
fire wall
دیوار اتش بند
wall rue
سداب کهنه
wall pass
پاس مستقیم
rear wall
دیوار پشت
partition wall
دیوار تیغه
panel wall
اگین دیوار
retaining wall
دیوار نگهبان دیوار محافظ
outer wall
دیوار خارجی
shear wall
دیوار برشی
one brick wall
دیوار یک اجره
sleeper wall
دیوار کرسی
spin wall
دیوار درون بنا که بران بارگذاری میشود
spine wall
دیوار اساسی
partition wall
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
partition wall
تیغه
render a wall
استرکشی دیوار
quay wall
دیوار بارانداز
plinth of a wall
ازاره
pise wall
چینه
toe wall
دیوارضامن پادیوار
retaining wall
دیوار حائل
retaining wall
دیوار ضامن
wall wort
اذن الفار
pellitory of the wall
اذن الفار
surcharged wall
دیوار محافظ که بار اضافه راحمل میکند
the pictures on the wall
عکس ها
the pictures on the wall
ی روی دیوار
key wall
دیوار اب بند
it sprang from the wall
ازدیوار رویید
interior wall
دیوار داخلی
insulated wall
دیواره عایق
town wall
باروی شهر
wailing wall
دیوار قدیمی اورشلیم
wailing wall
دیوارندبه
wall board
تخته برای چوبکاری دیوار
wall energy
انرژی در واحد سطح مرزمشترک بین حوزههای مغناطیسی مختلف الجهت
toe wall
دیوار پای خاکریز
to peck down a wall
دیواری را با الت نوک تیزخراب کردن
non bearing wall
دیوار تیغه
thickness of a wall
کلفتی دیوار
thickness of a wall
ضخامت دیوار
to deaden a wall
عایق کردن دیوار
to deafen a wall
دیوار راطوری ساختن که صدارا انتقال ندهد
to deafen a wall
عایق کردن دیوار
to encircle with a wall
دیوار یا چینه کشیدن
lining of the wall
پوشش روی دیوار
to panel a wall
دیواری را تخته کوبی کردن
wall entrance
عبور از داخل دیوار
Wall Street
مرکز بانکها و سرمایه داران نیویورک
wave wall
دیوارموج
To drive someone up the wall.
کسی رابتنگ آوردن (تحت فشار مالی )
climb the wall
<idiom>
از محیط خسته وعصبانی شدن
drive someone up a wall
<idiom>
از کوره در رفتن ،عصبانی شدن
handwriting on the wall
<idiom>
hole in the wall
<idiom>
the picture on the wall
این عکس روی دیوار
wall tent
چادردیوارهدار
wall stud
تیرچوبدیواری
cavity wall
دیوارتوخالی
cavity wall
دیوار صندوقهای
tank wall
دیوارهنانکر
turning wall
دیواربازگشت
wall and rails
دیواروریلها
wall grille
شبکهدیواری
wall lantern
فانوسدیواری
wall light
چراغدیواری
conservative wall
دیوار باغچه
curtain-wall
تیغه
dwarf wall
دیوار نیمه
fruit-wall
چفته
to lean against the wall
به دیوار تکیه دادن
party wall
دیوار مشترک
choir-wall
[دیواره ی جداکننده جایگاه]
batter of wall
میل دیوار
wall sockets
پریز ها
wall sockets
پریز های دیواری
wall sockets
پریز های روی دیوار
wall clock
ساعت دیواری
cavity wall
دیوار دو جداره
wall tie
بست دیواری
common wall
دیوار مشترک
clay wall
دیوار چینه
back wall
دیوارپشتی
box wall
صندوقه
brick wall
آجردیوار
wall arcade
طاقنما
bench wall
دیوار تکیه گاه
bearing wall
دیوار بارگیر
bearing wall
دیوار باربر
common wall
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
coping of a wall
قرنیس روی دیوار
decorated wall
دیوار تزیینی
wall socket
پریز روی دیوار
cut off wall
دیوار جداکننده
curtain wall
تیغه
curtain wall
دیوار پردهای
cross wall
دیوار پلهای عرضی
cross wall
دیوار همبر
wing wall
دیواره جانبی
coping of a wall
در پوش روی دیوار
batter of a wall
شیب دیوار
batter of a wall
میل دیوار
approach wall
دیواره ورودی
an interstice in a wall
ترک در دیوار
fortified wall
دیوارکناری
cell wall
دیوارهسلولی
monitor wall
دیوارهصفحهنمایشگر
Qibla wall
دیوارکیبلا
gable wall
دیوار سنتوری
apron wall
صفحه پیش بند
bund wall
دیوارمرکب
banch wall
دیواره محافظ
banch wall
دیواره پشتیبان
start wall
دیوارهشروع
base of wall
روپی
render plaster on the wall
گچ مالیدن
load-bearing wall
دیوار حمال
Loudon's hollow wall
[دیوار آجری با دونوع آجر چینی کله راسته و راسته چینی]
to talk to a
[brick]
wall
<idiom>
با دیوار حرف زدن
[اصطلاح]
tow brick wall
دیوار دواجره
My head hit the wall.
سرم خورد به دیوار
To stick a poster on the wall.
اعلان به دیوار چسباندن
knock one's head against the wall
<idiom>
کاربی نتیجه
dry-stone wall
دیوارسنگی
swivel wall lamp
لامپچرخاندیواری
wall mounted switch
کلید دیواری
wall mounted switch
کلیدی که روی دیوار نصب میشود
toss ball against a wall
تمرین ابشار با دیوار
tow brick wall
دیوار دو اجری
wall stack section
بخشدودکشدیواری
render plaster on the wall
اندود کردن
wall mounting cabinet
قفسه دیواری
wall mounting cabinet
قفسهای که روی دیوار نصب میشود
to strip the paint off the wall
رنگ را از دیوار
[با خراش]
کندن
load bearing wall
دیوار حمال
non load bearing wall
دیوار بار نبر
effective thickness of a wall
ضخامت موثر دیوار
load bearing wall
دیوار باربر
concrete core wall
دیوار با هسته بتنی
inbond and outbond wall
دیوار با اجر چینی کله راسته
non load bearing wall
دیوار تیغه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com