Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
site building
زمین زیربنا
site building
زمین ساختمانی
Search result with all words
building site
کارگاه ساختمانی
building site
عرصه
Other Matches
x site
انبار موقت
site
زمین ساختمانی
site
قرار داشتن مستقر بودن
site
زمین محل احداث بنا
site
محل محوطه کار
x site
سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
y site
نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
site
موقعیت
site
محلی که پایه چیزی باشد
site
مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
site
ایستگاه
site
پادگان
on site
پای کار
on site
در جا
on site
در محل
site
پایگاه
site
جا
site
محل
site
مقر
site
مکان
site
زمین زیر ساختمان
site
محل دستگاه تراز
site
پایه
site
تراز
site
موضع
site
کارگاه ساختمانی
Is there a camp site near here?
آیا نزدیک اینجا چادر زدن وجود دارد؟
Is there a camp site near here?
آیا نزدیک اینجا محل اردو وجود دارد؟
loading site
سکوی بارگیری
This is the site for a new scool .
اینجامحل ( احداث) مدرسه جدید است
hardened site
پایگاه مقاوم
hardened site
حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
site scale
طبله تراز
height of site
ارتفاع ایستگاه
height of site
ارتفاع پایگاه
height of site
ارتفاع سکوی موشک یاموضع
site prefabrication
پیش ساختن در پای کار
site poll
قرار دادن تمام ترمینال ها یا وسایل در یک محل
hot site
یک مرکز کاملا" مجهزکامپیوتری که برای حالت اضطراری اماده است
site scale
دستگاه تراز توپ
site survey
برداشت نقشه تکهای از زمین
reconstitution site
قرارگاه یا ستاد بازیافتی ازیک یکان منهدم شده
remote site
محل دور افتاده
plane of site
سطح قائم مار بر سکوی تیر
crossing site
محل عبور اجباری
crossing site
محل گذار
crossing site
محل پایاب
dam site
بندگاه
dam site
جای سد
dam site
جای بند محل سد
dam site
محل بند
destruction site
منطقه تخریب
destruction site
منطقه تخریب مهمات محل تخریب
central site
سایت مرکزی
site plan
نقشه محل
site plan
نقشه جایگاه
site license
مجوز درون سازمانی
site inspection
معاینه محل
on site concrete
بتن ساخته شده در کارگاه
site engineering
مدیر ساختمان
site concrete
بتنی که در پای کار ساخته شود
site of the find
چشمه
[باستان شناسی]
archeological site
چشمه
[باستان شناسی]
site of the find
منبع
[باستان شناسی]
site clearance
تخلیه کارگاه
archeological site
منبع
[باستان شناسی]
active site
محل فعال
active site
موضع فعال
site manager
رئیس کارگاه
landing site
پایگاه فرود
landing site
محل فرود
lattice site
جایگاه شبکه
launching site
سکوی پرتاب موشک
beta site
محل بتا
launching site
محل پرتاب
line of site
خط توپ هدف
line of site
خط تراز یا مبنای افق توپ
loading site
محل بارگیری
site office
دفتر مشاوراملاک
angle of site
زاویه تراز
site office
دفتر ساختمانی
beta site
ن شود
complementary angle of site
تصحیح تکمیلی تراز
graphical site table
خط کش تراز
building
ساختمان
building
عمارت دیسمان
building
بنا
This is a perfect (an excellent) site for a cinema(theatre house).
این زمین برای ساختن یک سینما جان می دهد
building line
خط کناری ساختمان
ship building
کشتی سازی
building contractor
پیمانکار ساختمان
[اقتصاد]
to break into a building
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
to demolish a building
متلاشی کردن ساختمانی
to pull down a building
متلاشی کردن ساختمانی
turbine building
ساختمانتوربین
slab building
ساختلوح
service building
ساختمانسرویس
reactor building
ساختمانرآکتور
containment building
ساختمانمحدودشده
administrative building
ساختماناداری
tower building
ساختمان برجی
situation of a building
وضع قرارگرفتن بنا
the interior of a building
اندرون عمارت
to found a building
ساختمانی بینادکردن
to plan a building
عمارتی راطرح ریزی کردن
to found a building
عمارتی برپاکردن
building society
شرکتوام دهندهمسکن
sick building
اشارهبهساختمانهایمدرن
to tear down a building
متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building
خراب کردن ساختمانی
to pull down a building
خراب کردن ساختمانی
to tear down a building
خراب کردن ساختمانی
intelligent building
[ساختمانی با سرویس هوشمند]
Industrialized building
[تکنیک ساخت و معماری ساختمان های صنعتی پیش ساخته]
The building is in ruins .
ساختمان خراب است
situation of a building
موقعیت ساختمان
They bombarded the building.
ساختمان رابه توپ بستند
to plan a building
نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
road building
جاده سازی
building sites
عرصه
building machinery
ماشین الات ساختمانی
building material
مصالح ساختمان
building material
مصالح ساختمانی
building sites
کارگاه ساختمانی
body-building
بدنسازی
body-building
پرورش اندام
building official
بازرسان ساختمان
building operations
عملیات ساختمانی
building owner
صاحب کار
building permit
پروانه ساختمان
building plant
وسایل ساختمان
building sand
خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
building line
امتداد
body-building
ورزش زیبایی اندام
administration building
ساختمان اداری
administration building
قسمت اداری
bridge building
پل سازی
building component
اجزای ساختمان
building connection
انشعاب ساختمان
building construction
معماری
building construction
روسازی
building costs
هزینههای ساختمان
building craftsman
کارگر ماهر ساختمانی
building enterprise
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
building inspectorate
دفتر نقشه کشی
building limes
اهک ساختمانی
apartment building
ساختمان اپارتمانی
building line
راسته
building line
بر ساختمانی
building line
بر ساختمان
building log
چوب گرد ساختمان
building system
سیستم ساختمان
body building
بدنسازی
home building
ساختمان مسکونی
house building
ساختمان مسکونی
industrial building
ساختمان صنعتی
industrial building
بنای صنعتی
building blocks
بنا کنده
machine building
ماشین سازی
building blocks
کنده ساخت
main building
ساختمان اصلی
model building
الگوسازی
to shift to the new building
اسباب کشی کردن
nest building
لانه سازی
office building
ساختمان اداری
building block
واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
public building
بنای همگانی
building block
بنا کنده
building block
کنده ساخت
height of building
بلندی ساختمان
gigantic building
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
building system
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
body building
پرورش اندام
building unit
واحد ساختمانی
building unit
جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
body building
ورزش زیبایی اندام
building up alloy
الیاژ مخصوص روکش کاری
building up of generator
پیش تحریک مولد
building work
کار ساختمانی
commercial building
تیم
framed building
ساختمان تیر پایهای
exhibition building
ساختمان نمایشگاه
commercial building
تیمچه
building blocks
واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
commercial building
سرای
capital building
سرمایه سازی
article of a building by law
ائین نامه ساختمان
elvis has left the building
<idiom>
[نمایش به اتمام رسیده]
elvis has left the building
<idiom>
[تمام شده است]
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
word building test
ازمون واژه سازی
building trade joinery
نجاری ساختمان
basic building materials
مواداولیهساختمان
building steel lathing
بافت ساختمان فولادی
local building inspector
پلیس ساختمان
machine building industry
صنعت ماشین سازی
power house building
ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
building trade worker
تعمیرکار ساختمان
A multi-storey building.
ساختمان چندین طبقه
road building slag
شلاکه جاده سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com