Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (8 milliseconds)
English
Persian
the f. path
جاده پیش یاجلویی
Search result with all words
path
باریک راه
path
جاده
path
راه
path
مسیر طریقت
path
جاده مال رو
path
مسیر
path
گذرگاه
path
پیاده رو
path
محل فایل در لیست زیر دایرکتوری منجر به آن
path
لیست زیر دایرکتوریها که سیستم عامل باید دنبال فایل نامدار بگردد
path
مسیر از یک نقط ه در شبکه ارتباطی به دیگری
path
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه
path
فرمان PATH
bridle path
جاده اسب رو
bridle path
راه باریک
absorption mean free path
مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
mean free path absorption
مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
attenuation mean free path
مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
mean free path for attenuation
مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
base path
مسیر بین پایگاهها
bicycle path
راه دوچرخه رو
bicycle path
مسیر دوچرخه سواری
by path
جاده فرعی
critical path
مسیربحرانی
critical path
مسیر بحرانی
critical path analysis
تحلیل مسیر بحرانی
critical path analysis
استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
critical path analysis
منبعی که در هر زمان فقط توسط یک پردازنده قابل استفاده است
critical path analysis
تعریف کارها و زمانی که هر یک نیاز دارند تابه اهداف خود برسند و نیز PERT
critical path method
روش مسیر بحرانی
critical path method
سی پی ام
current path
مسیر عبور جریان برق
expansion path
مسیر گسترش
expansion path
مسیر افزایش حجم عملیات بنگاه گر یک نقشه منحنیهای متساوی التولید
f. this path
ازاین راه برو
flight path
مسیر پرواز
foot path
کوره راه
glide path
مسیر فرود ازاد
glide path
مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
glide path
مسیر پرواز در حال سرخوردن
leakage path
مسیر نشت
leakage path
مسیر خزش
light path
مسیر نور
lightning path
مسیر برق
magnetic path
مسیر خطوط قوا
magnetic path length
طول مسیر خطوط قوا
scattering mean free path
مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free path
مسافت ازاد متوسط
mean free path
مسافت ازاد میانگین
motor path
گذرگاه حرکتی
nerve path
گذرگاه عصبی
path analysis
تحلیل مسیر
path name
نام مسیر
path of expansion
مسیر توسعه
path of expansion
مسیر گسترش
path of flight
مسیر پرواز
path of flight
مسیر هواپیما
path sweeping
پاک کردن مسیر
path sweeping
مین روبی مسیر دریایی
primrose path
راه عیش وخوشی
primrose path
راه تسلیم ورضا
roller path
صفحه بلبرینگ
roller path
ریل دواربرجک توپ
scan path
مسیر پیمایش
the primrose path
عیش و نوش جویی
time path
مسیر زمانی
to beat a path
کوبیدن یک جاده
train path
اجازه عبور ترن روی یک خط
To be itching fo r a fight . To be on the war path.
سر دعوا داشتن
His path was strewn with flowers .
مقدم اورا گلباران کردند
I have been down that path.
مزه اش را چشیده ام ( بسرم آمده است )
path
[corridor]
for emergency vehicles
راه
[باز شده در جاده]
برای وسایل اورژانس
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com