English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (4 milliseconds)
English Persian
the orthodox church کلیسای خاور
the orthodox church کلیسای ارتودوکس
Other Matches
orthodox رسمی
orthodox متعارف
orthodox درست ایین
orthodox سنتی
orthodox پیروکلیسای ارتدکس
orthodox مطابق مرسوم
orthodox مطابق عقاید کلیسای مسیح
orthodox دارای عقیده درست
orthodox درست
orthodox فریور
orthodox school مکتب اقتصادی سنتی که اقتصاددانان قبل ازکینز را نیزشامل میشود
orthodox school مکتب کلاسیک
greed orthodox کلیسای ارتدکس یونانی
orthodox defence دفاع ارتودکس در گامبی وزیرشطرنج
church کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
the church e. سازمان قانونی کلیسا
church کلیسا
Collegiate church کلیسای وقف ایتام
Coptic Church کلیسای قبطی
Coptic Church کلیسای بومی مصر و اتیوپی
fortified church [کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
Episcopal Church کلیسائیدرآمریکاواسکاتلند
hall-church [کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
ambulatory church [کلیسایی که حرم و نمازخانه آن با رواق جدا شده است.]
double church کلیسا دو طبقه
ante-church پیش ناو کلیسا
cross-church کلیسای صلیبی
Church of England کلیسای انگلستان
the church militant همه کسانی که در راه دین مسیحی می جنگند
High Church فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
church goer کلیسارو
church text یکجورحروف سیاه قلم که بیشتربرای نوشتن لوحههای گورستان بکارمی رود
church warden متصدی دارایی کلیسا
facing the church روبروی کلیسا
greek church کلیسای خاور
greek church کلیسای شرقی
established church کلیسای قانونی و شرعی
the church militant قاطبه مسیحیان جهان
as poor as a church mouse مثل گدای شب جمعه [فقیر]
to be [as] poor as a church mouse <idiom> بیش از اندازه تنگدست بودن
The Catholic Church springs [comes] to mind as an obvious example. کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com