English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (2 milliseconds)
English Persian
trailer camp محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
Other Matches
jackknifing [with trailer or semi-trailer] تا شدن [به ۹۰ درجه و بیشتر ] کامیون در حال حرکت [با تریلر یا تریلر مسقف]
trailer پشتیبان مهاجم
trailer یدک گردونه
trailer خودرو تریلی کش هواپیمای تعقیب کننده هدف
trailer یدک کش
trailer نافر
trailer با تریلر حمل کردن پشت بند
trailer یدک ردپاگیر
trailer گیاهی که بزمین یا در ودیوار میچسبد
trailer تعقیب کننده
trailer تریلر
trailer یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
trailer بایت نهایی فایل که حاوی خصوصیات فایل وکنترل است
trailer آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
trailer یدک
trailer تریلر اتومبیل یدک کش
trailer card کارت پشت بند
trailer record مدرک پشت بند
semi trailer نیمه یدک
caravan trailer تریلر واگن مسکونی راه اهن
trailer caravan کاروانتریلر
truck trailer ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود
baggage trailer ماشینحملساک
truck trailer ترایلر کامیون
trailer record رکورد پشت بند
trailer park محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
trailer label برچسب پشت بند
trailer court محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
trailer brake system دستگاه ترمز تریلر [فناری خودرو]
trailer converter dolly یدک کش
passenger car trailer تریلرخودروی سواری
trailer brake valve سوپاپ ترمز تریلر
trailer converter dolly تریلی کش
Can we camp here? آیا اینجا میتوانیم اردو بزنیم؟
Can we camp here? آیا اینجا میتوانیم چادر بزنیم؟
camp خیمه سرا
camp چادر
camp چادر زدن
camp اردو زدن
camp منزل کردن
camp لشکرگاه
camp اردوگاه
camp اردو
camp پادگان اردو زدن چادر زدن
camp اردوگاه نظامی
prison camp بازداشتگاه بیرون شهر
prison camp اردوگاه زندانیان
prison camp زندان صحرایی
camp followers اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
holiday camp تفریحگاهتعطیلی
summer camp پایگاهتابستانی
aide de camp اجودان مخصوص
aide-de-camp اجودان مخصوص
camp-shedding [پایه ها و تخته های روی ساحل رودخانه]
aides-de-camp اجودان مخصوص
refugee camp اردوگاه پناهندگان
computer camp اردوی کامپیوتر
Is there a camp site near here? آیا نزدیک اینجا محل اردو وجود دارد؟
Is there a camp site near here? آیا نزدیک اینجا چادر زدن وجود دارد؟
Where is the location of this camp ? محل این اردوگاه کجاست ؟
work camp محل کار زندانیان
work camp اردوی کار
labor camp اردوگاه کار
internment camp بازداشتگاه غیر نظامیان اردوگاه پناهندگان
flying camp اردوی سبک وسیار
concentration camp بازداشتگاه
base camp پایگاه مبنا
camp color پرچم کوچک اردوگاهی
camp color پرچم اردویی
camp chair صندلی سفری صندلی صحرایی
camp chair صندلی تاشونده
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
concentration camp منطقه تجمع اسرا
to skirt a camp از کنار یا پیرامون اردویی ردشدن
to strike camp اردورابهم زدن
camp beds تخت خواب سفری
concentration camp اردوگاه کار اجباری
training camp اردوی امادگی
camp follower اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
boot camp اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
concentration camp بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
concentration camp بازداشتگاه اسرا
camp bed تخت خواب سفری
vacation camp [American E] تفریحگاه تعطیلی
vacation camp [American E] پایگاه تابستانی
camp color party گروه پرچم
camp color party دسته پرچم یورتچی
two-burner camp stove اجاقدوشعله
single-burner camp stove اجاقپیکنیکیتکشعله
trailer tongue [American English] [coupling] [British English] پیوند به داخل [در تریلر]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com