English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (8 milliseconds)
English Persian
voice mail پست صوتی
voice mail پست اوایی پست صوتی
Other Matches
e-mail [short for electronic mail] ایمیل
e-mail [short for electronic mail] رایانامه
e-mail [short for electronic mail] پست الکترونیکی
mail سیستم ارسال نامه و بستههای پستی از یک محل به دیگری
mail که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی
mail پیام های ارسالی بین کاربران صفحه آگهی یا شبکههای مابین
mail پست کردن
mail مراسلات
mail پست
mail باپست فرستادن
mail پیام های الکترونیکی از و به کاربران صفحه آگهی یا شبکه
mail نامههای ارسالی یا دریافتی
mail ارسال چیزی توسط پست
e mail سیستم ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران شبکه
by next mail با پیت بعد
by next mail باپست اینده
mail چاپار
sent via e-mail بوسیله ایمیل فرستاده شد
mail پستی
mail نامه رسان
mail زره دار کردن پست
mail جوشن
mail زره
e mail علامت اختصاری پست الکترونیکی پست الکترونیکی
voice ادا کردن
voice باصدابیان کردن
voice ادا کردن
voice بیان کردن
voice صدای انسان
A voice came from beyond . صدائی از غیب آمد
voice اوا
voice صوت
voice صدا
voice-over سخنان افزوده
voice-over صدای خارج از تصویر
with one voice بایک زبان متفقا
voice واک
voice اواز
voice صدای سخنرانی انسان
voice تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
voice سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
voice وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voice کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voice تولید صدا مشابه صوت انسان که نتیجه سنتز صدا است
voice توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voice خروجی صوت
voice وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice شفاهی صوتی
voice گفتاری
voice رای
overland mail پستی که از راه خشکی برود
overland mail پست زمینی
ring mail زره
sea mail پست دریایی
snail mail اصط لاح عامیه به پست معمولی
snail mail و نه پست الکترونیکی
there was no mail to day امروز پست نبود
there was no mail to day امروز کاغذنداشتیم
mail services خدمات پستی
junk mail اقلام پستی ناخواسته
To mail a letter. نامه ای رابه پست انداختن
Registered mail. نامه سفارشی
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
mail orderly پستچی
mail gram پست زمینی
acknowledged mail تابعی که به فرستنده اعلام میکند پیام پستی الکترونیکی خوانده شده است
mail box فضای ذخیره سازی الکترونیکی با آدرس که پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
accountable mail پست یا نامه سفارشی و بیمه شده
mail cart گاری پست
mail cart ارابه پستی
chain mail زره زنجیری
mail order سفارش کالا بوسیله پست
mail call رسیدن نامه یا پست
mail order سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
coat of mail زره نیم تنهای
coats of mail زره نیم تنهای
registered mail پست سفارشی
mail call دریافت نامه از پستخانه
mail box جعبه پستی
electronic mail پست الکترونیکی
air mail پست هوایی
computerized mail پست کامپیوتری
mail coach دلیجان پستی
mail merge ادغام پستی
mail merging ادغام پستی
certified mail پست سفارشی دو قبضه
certified mail پست سفارشی
voice synthesis ترکیب صوتی
At the top of ones voice . با صدای هرچه بلند تر
voice response جواب صوتی
voice recognition تشخیص صدا
She has a soft voice صدای نرمی دارد
voice recognition تشخیص صوتی
i had no voice in that matter من دران قضیه رایی نداشتم
A firm voice . صدای محکم
give voice to <idiom> احساس ونظرت رابیان کن
voice synthesis ترکیب صدا
voice-overs سخنان افزوده
voice synthesizer ترکیب کننده صدا
voice tube لولههای صدارسان
he started at my voice از صدای من از جا پرید
voice selector انتخابگرصدا
voice-overs صدای خارج از تصویر
voice recognition بازشناسی صدا
voice output خروجی به صورت صدا
the active voice فعل معلوم
the active voice معلوم
the passive voice بنای مجهول
no one raised his voice صدای هیچکس درنیامد
negative voice رای مخالف دادن
negative voice قدغن کردن
negative voice رای مخالف رد کردن
negative voice منع نشانه مخالفت
negative voice رد
the passive voice فعل مجهول
the public voice ارا
negative voice حق رد
voice output خروجی صوتی
voice operated با کار افت صدایی
voice communications ارتباطات صوتی
voice key کلید صدایی
voice input ورودی صوتی
voice frequency بسامد صدایی
voice coil پیچک صدا
to a ones voice to music صدای خودراباسازجفت کرد
the public voice عمومی
the range of voice دانگ صدا
She didnt let me mail the shelf . نگذاشت کاغذ را پست کنم
mail order house تجارت خرده فروشی بوسیله مکاتبات پستی
mail order business کسب و کار مکاتبهای
mail order of payment دستور پرداخت کتبی
air mail receipt رسید پست هوایی
voice edit buttons دکمههایتصیحصدا
automatic voice network شبکه صوتی خودکار
She has a lovely ( nice ) voice. صدای قشنگه دارد
voice operated device دستگاه با کار افت صدایی
voice store and forward ذخیره و ارسال صدا
To speak in a low voice. آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
He has a rich mellow voice. صدایش گرم وپخته است
voice grade channel ارتباطات کامپیوتر به کامپیوتر بااستفاده از خطوط عادی بکاربرده شده در ارتباطات تلفنی مجرای از دریچه صدایی
voice grade channel کانال ارسال گفتار
voice grade channel مجرای از درجه صدایی
voice answer back یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
My voice is not clear today. صدایم امروز صاف نیست
She has a lovely (nice) voice. صدای قشنگه دارد
voice answer back پاسخ سمعی
She has a delightfully mellow voice . صدای گرمی دارد
email [short for electronic mail] رایانامه
mail application programming interface که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
email [short for electronic mail] پست الکترونیکی
mail application programming interface مجموعه استانداردها
email [short for electronic mail] ایمیل
to mail a letter [American English] نامه ای را با پست فرستادن
sweet words (voice,sleep کلمات ( صدا خواب )شیرین
I dont quite remembered to post (mail)your letter. کاملا" بخاطرم ماند ( یادم نرفت ) که نامه تان را پست کنم
I hear a strange noise ( voice , sound ) . صدای غریبی به گوشم می رسد
Speak in a low voice . Spead slowly . یواش حرف زدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com