English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (7 milliseconds)
English Persian
wild-goose chases تلاش بیهوده
Other Matches
wild-goose chase تلاش بیهوده
wild goose chase تلاش بیهوده
wild goose chase <idiom> ناامیدانه جستجو کردن
to goon a wild goose chase درپی کارغیرعملی یامحال رفتن
chases گردن توپ
chases واداربه فرارکردن
chases دنبال کردن شکار کردن
chases شکار
chases راندن واخراج کردن
chases تعقیب
chases مسابقه
chases پایه چرخش
chases دنبال کردن
chases تغییر دادن توپ زن به علت عدم موفقیت او
chases تعقیب کردن
goose سیخ زدن به شخص
goose قاز
goose اتو کردن هیس
goose اتو
goose مثل غاز یاگردن دراز حمله ور شدن وغدغد کردن
goose به کفل کسی سقلمه زدن
goose ساده لوح واحمق
goose گوشت غاز
goose ماده غاز
goose غاز
goose علامت سکوت
goose flesh یا ترس
goose pimples gooseflesh
cook one's goose <idiom> شانس کسی رااز اوگرفتن
goose skin ترکیدگی پوست ازسرمایابیم
ember goose غواص
goose neck زانویی
goose neck زانو
goose step رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
goose flesh ترکیدگی پوست بدن در اثرسرما
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
ember goose اسفرود بیدم
goose step قدم اهسته
goose step پا دادن
goose grass گورکک
goose grass رشدوک
goose grass علف ماست
cook one's goose <idiom> نقش بر آب کردن
snow goose غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
goose-step قدم اهسته
goose-step رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-stepped قدم اهسته
goose-stepped رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-stepping قدم اهسته
goose-stepping رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-steps رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-steps قدم اهسته
bernicle goose سرخاب
mother goose stakes مسابقه کره مادیانهای سه ساله
to goose [American E] the engine موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد]
be unable to say boo to a goose بسیار ترسو
be unable to say boo to a goose بزدل
be unable to say boo to a goose کمرو
wild about شیفته
wild about دیوانه
wild a گورخر خردشتی
wild وحشی
wild جنگلی
wild خود رو شیفته و دیوانه
wild ریسکی
wild ماجراجویانه
I'll cook your goose !I'll fix you good and proper ! آشی برایت بپزم که خودت حظ کنی ( درمقام تهدید )
kill the goose that layed the golden egg <idiom> از بین بردن چیز با ارزش
to drive wild دیوانه کردن
wild animals حیواناتوحشی
Wild West غرب وحشی
Wild West ایالتهای غربی
wild shot تیر بی هدف
wild shot تیر پراکنده
wild rye الیم
wild rue سداب کوهی اسپند
wild rocket کک کوج
wild rape اهوری تخم خردل
wild pigeon کبوتر چاهی کفتر چاهی
wild parsmip شقاقل مصری
wild rice برنج وحشی
run wild <idiom> غیرقابل کنترل
wild garlic والک کوهی
wild garlic پیاز خرسی
wild garlic سیرخرس
wild card روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
wild parsley انواع هویج وحشی
wild pansy بنفشه فرنگی
wild cat بی اعتبار بی پشتوانه نادرست
run wild خودروبودن
wild bryony پنجه کلاغ
wild boar گرازوحشی
wild beasts جانوران وحشی وحوش
wild beast دد وحش
wild basil ضمیران
wild ass گورخر
wild and woolly ژولیده پشمالو
wild and woolly درهم ریخته
wild and woolly کثیف
run wild بی بند و بار بودن
wild cord تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
wild eyed دارای چشمان وحشی وخیره
wild or bohemian زیتون بری
wild oat جوپیغمبری اصل
wild oat جو دو سر
wild mustard خردل بری ایهقان
wild marjoram اویشن شیرازی گلپر
wild land صحرا بیابان
wild land زمین بایر و لم یزرع
wild goat بزکوهی تکه
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
wild flax کتان
wild pansy بنفشه سه رنگ
to have the wild stag's foot <idiom> در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
to sow one's wild oats جولان خودرادادن
to sow one's wild oats چل چلی خودرا کردن
wild thymeŠmother of thyme سیسنبر
gum of wild almond ازدو
gum of wild almond زد
wild oriental a tree ارژن
wild card character نشانهای که در هنگام جستجوی فایل یا داده استفاده میشود و تمام فایل ها را نشان میدهد
gum of wild almond زدو
wild rocket oil روغن منداب
What is good for the goose is good for the gander . One cant apply double standards . یک بام ودو هوانمی شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com