English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
English Persian
shadow RAM روش بهبود کارایی PC با کپی کردن محتوای قطعه
Other Matches
multimedia قطعه پردازنده که حاوی قط عاتی است که برای بهبود کارایی چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود
MMX قطعه پردازنده intel پیشرفته که حاوی خصوصیات ویژه و قط عاتی است که برای بهبود کارایی استفاده از چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود
ActiveX که برای بهبود کارایی صفحه وب یا یک برنامه کاربردی به کار می رود
enhance سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhances سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
extending خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
extend خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
enhanced سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
normal روش ساخت اطلاعات در پایگاه داده برای جلوگیری از افزونگی و بهبود کارایی ذخیره
enhancing سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
extends خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
EIDE مشخصات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده و دریافت آن به دیسک سخت را بهبود می بخشد
trace روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
traces روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
traced روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
refreshes مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
refresh مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
refreshed مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
processor پردازنده مخصوص مثل پردازنده آرایهای یا عددی که میتواند برای بهبود کارایی با پردازنده اصلی کار کند
self- که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
customising فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customised فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customizing فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customize فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customises فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customizes فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customized فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
segments قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segment قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segmentation تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
extend فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
shut down خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
flushing پاک کردن محتوای یک صفحه
flush پاک کردن محتوای یک صفحه
flushes پاک کردن محتوای یک صفحه
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
optimization کار کردن چیزی با کارایی کامل
anatomize قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
optimize کار کردن چیزی با حداکثر کارایی ممکن
to mend matters کارها را اصلاح کردن اوضاع را بهبود بخشیدن
zeroes پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
byte حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
bytes حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
zeros پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zero پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
fragment قطعه قطعه کردن
fragments قطعه قطعه کردن
segments قطعه قطعه کردن
fragmenting قطعه قطعه کردن
fritter قطعه قطعه کردن
segment قطعه قطعه کردن
fritters قطعه قطعه کردن
jam توقف کار کردن به علت اینکه چیزی مانع کارایی شده است
jammed توقف کار کردن به علت اینکه چیزی مانع کارایی شده است
jams توقف کار کردن به علت اینکه چیزی مانع کارایی شده است
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
planar روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
jig ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
fastest قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasted قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
time slicing قطعه کردن زمان
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
mates جفت کردن دو قطعه یک سیستم با هم
mated جفت کردن دو قطعه یک سیستم با هم
mate جفت کردن دو قطعه یک سیستم با هم
splint خرد وقطعه قطعه کردن
to perform a piece of music قطعه موسیقی رادرست درساز ادا کردن
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
mammock ریزه کردن قطعه کردن
shadow RAM ROM به یک قطعه RAMسریع تر در هنگام روشن کردن کامپیوتر
function کارایی
functioned کارایی
proficiency کارایی
effectiveness کارایی
functions کارایی
efficiency کارایی
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powers خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powered خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
mainland قطعه اصلی قطعه
sectional قطعه قطعه بخشی
fragmentation قطعه قطعه شدن
improvement بهبود
remission بهبود
recovery بهبود
progression بهبود
improvements بهبود
progress بهبود
recovery upturn بهبود
recoveries بهبود
advances بهبود ها
revival بهبود
revivals بهبود
mending بهبود
proceedings بهبود ها
advance بهبود
improvement بهبود
animal content محتوای حیوانی
sensible heat محتوای گرمایی
total heat محتوای گرمایی
energy content محتوای انرژی
enthalpy محتوای گرمایی
heat content محتوای گرمایی
performance شاهکار کارایی
performances شاهکار کارایی
efficiency variance تباین کارایی
maximum performance کارایی حداکثر
combat efficiency کارایی رزمی
efficiency unit واحد کارایی
nozzle efficiency کارایی نازل
mechanical efficiency کارایی مکانیکی
restore to health بهبود دادن
upgrade بهبود امکانات
look oneself again بهبود یافتن
upgraded بهبود امکانات
pick up health بهبود یافتن
upgrades بهبود امکانات
improvability بهبود پذیری
pull through <idiom> بهبود یافتن
temper حالت بهبود
improvable بهبود پذیر
tempering quality قابلیت بهبود
tempered حالت بهبود
upgrading بهبود امکانات
modifying بهبود دادن
It'll be OK. <idiom> بهبود میابد!
meliorist بهبود گرای
up and about <idiom> بهبود یافتن
ameliorative بهبود یابنده
to look oneself again بهبود یافتن
improvement بهبود دادن
ameliorator بهبود دهنده
quick recovery بهبود سریع
modifies بهبود دادن
modify بهبود دادن
improvements بهبود دادن
meliorism بهبود طلبی
meliorate بهبود یافتن
tempers حالت بهبود
to restorative to health بهبود دادن
recovery time زمان بهبود
betterment اصلاح بهبود
manifest dream content محتوای اشکار رویا
latent dream content محتوای نهفته رویا
labelled مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labeling مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
selects خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
label مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labels مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
select خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
selected خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
predictive efficiency کارایی پیش بینی
harassing به هم زدن کارایی دشمن
performance evaluation ارز یابی کارایی
workability کارایی بتن خمیرواری
shannon اندازه محتوای اطلاعاتی یک ارسال
registers نمایش محتوای تمام ثباتها
title مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
content addressable memory محتوای حافظه ادرس پذیر
register نمایش محتوای تمام ثباتها
titles مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
contents note فهرست محتوای بسته بندی
registering نمایش محتوای تمام ثباتها
recovers بهبود یافتن بازیابی
recuperation بهبود جبران خسارت
spontaneous remission بهبود خود به خودی
recover بهبود یافتن بازیابی
spontaneous recovery بهبود خود به خودی
recovering بهبود یافتن بازیابی
welfare state دولت بهبود بخش
improvised بهبود سازی شده
recoverable error خطای قابل بهبود
shim واشر نازکی از جنس فلز بادقت زیاد جهت پر کردن فاصله بین دو قطعه
performances روش قضاوت کارایی سیستم
annual efficiency index شاخص کارایی سالانه خدمتی
test protectors بازرس ازمایشات کارایی شغلی
performance روش قضاوت کارایی سیستم
highs وسیله گران یا با کارایی بالا
highest وسیله گران یا با کارایی بالا
high وسیله گران یا با کارایی بالا
coefficient of relative efficiency organ ضریب نسبی کارایی سازمان
primary خط ارتباط و با کارایی بالا ISDN
efficiency کارایی وسیله یا نفر شایستگی
docket لیست محتوای بسته بندی برچسب
justify انتقال محتوای ثبات کامپیوتر با یک مقدار
justifies انتقال محتوای ثبات کامپیوتر با یک مقدار
storage چاپ محتوای فضای ذخیره سازی
eraser وسیلهای محتوای چیزی را پاک میکند.
docketing لیست محتوای بسته بندی برچسب
dockets لیست محتوای بسته بندی برچسب
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com