Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
hemline
لبه انتهای تحتانی لباس وپیراهن وکت
hemlines
لبه انتهای تحتانی لباس وپیراهن وکت
Other Matches
to dress
[put on your clothes or particular clothes]
لباس پوشیدن
[لباس مهمانی یا لباس ویژه]
[اصطلاح رسمی]
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
vertical
سیگنال بیان کننده انتهای آخرین شیاردر انتهای صفحه نمایش
hoopskirt
دامن وپیراهن فنری زنها دامن ژوپن
eot
maker Tape Of End نشانگر انتهای نوار Transmission Of End انتهای مخابره
motley
مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
lower limit
حد تحتانی
bottom
کف تحتانی
subjecent
تحتانی
inferior
تحتانی
inferiors
تحتانی
bottoms
کف تحتانی
hang out
پهن کردن لباس
[روی بند لباس]
lappets
[حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
underpart
بخش تحتانی
lower floor
طبقه تحتانی
base ignition
احتراق تحتانی
staddle
قسمت تحتانی
undercurrents
جریان تحتانی
bottom die
حدیده تحتانی
undercurrent
جریان تحتانی
garboard strake
باریکه تحتانی ناو
pile foot
قسمت تحتانی شمع
beneath
تحتانی تحت نفوذ
paraplegia
فلج اندامهای تحتانی
life jacket
لباس نجات لباس چوب پنبهای
crankcase bottom o.lower half
قسمت تحتانی محفظه لنگ کف کارتر
mammatus
ابرهای کومولوس بابرجستگیهای اونگی در سطح تحتانی
biconvex
بالی که هر دو سطح فوقانی و تحتانی ان به صورت محدب باشد
bow string truss
خرپاهائیکه قسمتهای فوقانی و تحتانی ان نسبت به افق خمیده باشد
word
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
worded
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
kruger flap
فلپی در لبه حمله که بخشی از سطح تحتانی بال را تشکیل میدهد
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
steam irons
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
underpass
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
base plug
درپوش تحتانی گلوله درپوش کف
underpasses
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
uniforms
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniform
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
base ring
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
logic seeking
انتهای خط وط
end of line
انتهای خط
bitter end
انتهای درد
drill tang
انتهای مته
fluke
انتهای دم نهنگ
cow's tail
انتهای طناب
returning
نشانههای انتهای خط
returns
نشانههای انتهای خط
returned
نشانههای انتهای خط
baselines
خط انتهای زمین
depth
انتهای پرز
return
نشانههای انتهای خط
dead burned
انتهای اشتعال
cable tail
انتهای سیم
batang son
انتهای کف دست
flukes
انتهای دم نهنگ
pipehead
انتهای خط لوله
end of line
انتهای سطر
end of transmission
انتهای مخابره
baseline
خط انتهای زمین
loose end
انتهای تاریانخ
end of file
انتهای پرونده
end of message
انتهای پیام
end of reel
انتهای حلقه
end of record
انتهای مدرک
end of medium
انتهای رسانه
end of form
انتهای ورقه
end of massage
انتهای پیام
end of volume
انتهای جلد
end of file
انتهای فایل
rear court
انتهای زمین
loose end
انتهای شل هرچیزی
loose ends
انتهای شل هرچیزی
loose ends
انتهای تاریانخ
riblet
انتهای دنده گوسفند
loop
درو در انتهای خرک
saphead
انتهای نقب نظامی
baseliner
بازیگر انتهای زمین
flip turn
برگشت انتهای استخر
nock
شکاف انتهای کمان
eom
انتهای پیام essage
end of transmission block
انتهای بلاک مخابره
etb
انتهای بلاک مخابره
end of tape marker
علامت انتهای نوار
end of tape marker
نشانگر انتهای نوار
end of tape mark
نشان انتهای نوار
baselines
خط انتهای زمین والیبال
palmate
دارای انتهای پهن
ends
کد نشان دهنده انتهای خط
furnace discharged end
انتهای تخلیه کوره
baseline
خط انتهای زمین تنیس
baseline
خط انتهای زمین والیبال
finishes
انتهای فرآیند یا تابع
cable
اتصال در انتهای کامل
cabled
اتصال در انتهای کامل
baselines
خط انتهای زمین تنیس
finish
انتهای فرآیند یا تابع
backstop
حصار انتهای زمین
end
کد نشان دهنده انتهای خط
sinks
دریافت انتهای خط ارتباتی
head
انتهای میز بیلیارد
thereis no end to it
انتهای برای ان نیست
ended
کد نشان دهنده انتهای خط
formee
دارای انتهای مربع
end of job card
کارت انتهای کار
end of file mark
نشان انتهای پرونده
ST connector
اتصالی در انتهای فیبرنوری
sink
دریافت انتهای خط ارتباتی
end of data marker
نشانگر انتهای داده ها
swan neck
انتهای خمیده لوله
looped
درو در انتهای خرک
loops
درو در انتهای خرک
finals
رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
final
رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
tin-plated tails
سیم ها با انتهای روکشدار حلبی
baseline game
بازی در انتهای زمین تنیس
beam-ends
انتهای قسمت عقبی کشتی
trailing edge
انتهای تیغه پروانه موتوروغیره
beam ends
انتهای قسمت عقبی کشتی
double ender
تخته موج با دو انتهای یک شکل
ended
کد نشان دهنده انتهای رکورد
ends
کد نشان دهنده انتهای رکورد
departure end
انتهای محوطه دویدن هواپیما
croup
انتهای خرک نزدیک ژیمناست
bitter end
انتهای طناب یا زنجیر قایق
tip-top
حلقه انتهای چوب ماهیگیری
end
کد نشان دهنده انتهای رکورد
split end
گیرنده توپ در انتهای خط جبهه
subulate
دارای نوک یا انتهای تیز
twice laid
ساخته شده از انتهای رشتههای طناب
queued
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
period
آمریکا # علامت چاپ در انتهای متن .
double in
درو جفتی از انتهای خرک تا وسط ان
double out
درو جفتی ازوسط خرک تا انتهای ان
draw play
ضربه عمدی با انتهای گوی گلف
periods
آمریکا # علامت چاپ در انتهای متن .
tailfly
طعمه گره خورده به انتهای نخ ماهیگیری
terminal tackle
راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
queue
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
fundus
قاعده عمق ویا انتهای هر عضومجوفی
queueing
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queues
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
capel
سرپوش فلزی انتهای کابلهای فولادی
butt ending
ضربه غیر مجاز با انتهای چوب
head board
تختهای که در انتهای فوقانی چیزی گ ذارند
dead ends
انتهای بسته لوله اب یا مجرا بن بست
dead end
انتهای بسته لوله اب یا مجرا بن بست
bayonet exhaust pipe
قسمت پهن انتهای لوله اگزوز
net shot clear
ضربه بلند از لب تور به انتهای زمین
perfection loop knot
نوعی گره قرنیهای در انتهای نخ ماهیگیری
closure of horizon
انتهای دورافق بستن دور افق
enters
کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
blade butt
انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
timberhead
انتهای تیر کشتی که طناب بدان اویزند
toggle
میله عرضی انتهای زنجیریابندبرای پیچاندن وکنترل ان
enter
کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
terminal rig
طعمه راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
anti propeller end
انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
marker
کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
acroter
انتهای پایهء مجسمه کنگرههای زینتی عمارات
markers
کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
tails
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام
entered
کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
tailed
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام
appendixes
قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
appendix
قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
toggles
میله عرضی انتهای زنجیریابندبرای پیچاندن وکنترل ان
tail
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام
boundaries
علامتی که ابتدا و انتهای فایل را مشخص میکند
boundary
علامتی که ابتدا و انتهای فایل را مشخص میکند
end
کد نشان دهنده انتهای فایل داده ذخیره شده
semicolon
که انتهای خط برنامه یا عبارت را در برخی زبان ها نشان میدهد.
ends
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
tuck
چین دادن یاجمع کردن انتهای طناب توگذاشتن
tucks
چین دادن یاجمع کردن انتهای طناب توگذاشتن
ended
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
ended
کد نشان دهنده انتهای فایل داده ذخیره شده
end
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
ends
کد نشان دهنده انتهای فایل داده ذخیره شده
tucking
چین دادن یاجمع کردن انتهای طناب توگذاشتن
terminator
موضوعی در لیست داده که انتهای فایل را نشان میدهد
products
محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد
product
محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد
line flyback
اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
head space
فاصله بین پیشانی جنگی گلنگدن و انتهای لوله
end bulb
انتهای اعصاب در پوست یا مخاط که به ان endcopuscle نیز می گویند
lamb's tongue
[کاهش تدریجی نرده پله ها شبیه انتهای زبان]
tags
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
balance
روش اطمینان یافتن از هم سطح بودن در انتهای دو ستون
deque
یک صف دو سر که امکان درج و حذف را در هر دو انتهای لیست به وجود می اوردردیف
tag
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
crosshead
لوله انتهای میل لنگ یاپیستون موتور بخار
balances
روش اطمینان یافتن از هم سطح بودن در انتهای دو ستون
curved weft
[انتهای نخ پودی که به زیر تارهای انتهایی خم شده و محکم می گردد.]
indian pendants
ریسمانهای انتهای چوب که کیسه لاکراس با ان سست یاتنگ میشود
horizontal
حرکت نشانه گر در صفحه نمایش کامپیوتر از انتهای یک خط به ابتدای بعدی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com