English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
shield , بر خلاف کابل STP , جفت سیم ها وارد لایه دیگری نمیشوند
shields , بر خلاف کابل STP , جفت سیم ها وارد لایه دیگری نمیشوند
Other Matches
collapse pressure حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
localtalk استاندارد شبکه سافت Apple که لایه فیزیکی مثل سیستم کابل یا اتصالات را که در شبکه Apple Talk استفاده میشود را ساخته است . شبکه داده را روی کابل unshield pair-tuisted منتقل میکند
chains روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
chain روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
shields , این جفت سیستم ها پس وارد یک لایه عایق می شوند تا بیشتر تصادم را کم کنند
shield , این جفت سیستم ها پس وارد یک لایه عایق می شوند تا بیشتر تصادم را کم کنند
post وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post- وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
posted وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
posts وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
buffering دو بافرکه با هم کار می کنند به طوری که وقتی در یکی داده وارد میشود دیگری میتواند خوانده شود
damage feasant درCL حالتی را گویند که رمه یاگله کسی وارد ملک دیگری شده از طریق چریدن یاشکستن اشجار ایجاد خسارت نماید
structuring با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
drop cable بخشی از کابل که آداپتور یکایستگاه کاری را به کابل شبکه اصلی وصل میکند.
duct لولهای که حاوی کابل هایی است که اطراف یک گروه کابل یک پوشش محافظ قرار دارد
time آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
timed آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
times آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
services توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
blanket course لایه ضد میک لایه در برابر کشش موئی روکش پادرس
TDR آزمایش برای یافتن محل خطای کابل , ارسال یک سیگنال روی کابل و بررسی مدت زمان برگشت آن
underlays در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
underlay در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
media زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد
blind gate دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
die قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
blanket course لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
ethernet شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور
list لیستی از کلمات که استفاده نمیشوند یا برای جستجوی در فایل به کار نمیروند
subrogate بجای دیگری تعهداتی بعهده گرفتن جانشین دیگری کردن
recode کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند
letters نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
to pass one's word for another از طرف دیگری قول دادن ضمانت دیگری را کردن
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
piracy چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
hidden فایلهای سیستم مهم که در لیست دایرکتوری نشان داده نمیشوند و توسط کاربر قابل خواندن نیستند
BNC connector متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
wake up کد وارد شدن در ترمینال راه دور برای بیان به کامپیوتر مرکزی که مقصد وارد شدن به آن محل را دارد
delamination لایه لایه شدن
lamination لایه لایه سازی
delamination لایه لایه شدگی
interlayer لایه بین دو لایه
delamination لایه لایه کردن
argillite خاک رس لایه لایه
delaminate لایه لایه شدن
background سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
backgrounds سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
i had scarely arrived تازه وارد شده بودم که هنوز وارد نشده بودم که ...
powers نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
powering نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
powered نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
cable assembly مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
misdeeds خلاف
misdemeanor خلاف
misdeed خلاف
misdoing خلاف
perverse خلاف بد
offenses خلاف
petty offence خلاف
offence خلاف
offense,etc خلاف
minor offence خلاف
misconduct خلاف
contrary to بر خلاف
trespassing خلاف
trespasses خلاف
trespassed خلاف
delict خلاف
trespass خلاف
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
source مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
reverses خلاف جهت
reversing خلاف جهت
contrary to nature بر خلاف طبیعت
contrary مقابل خلاف
impolicy خلاف مصلحت
contra flow خلاف جهت
anomalies خلاف قاعده
anomaly خلاف قاعده
unlawful خلاف شرع
reversed خلاف جهت
reverse خلاف جهت
foul خلاف طوفانی
guilty of a minor offence خلاف کار
unconventional خلاف عرف
court of minor offence محکمه خلاف
police court دادگاه خلاف
police court محکمه خلاف
irregular خلاف قاعده
trumped up خلاف واقع
trumped-up خلاف واقع
court of petty offences محکمه خلاف
untruthful خلاف حقیقت
fouled خلاف طوفانی
misprision خلاف کاری
missatement خلاف گویی
offenders خلاف کار
malversation اختلاس خلاف
anticlimactic خلاف انتظاری
offender خلاف کار
anomalous خلاف قاعده
misconduct خلاف کاری
untrue خلاف واقع
inadvisability خلاف مصلحت
commit a minor offence خلاف کردن
contradiction خلاف گویی
fouler خلاف طوفانی
opposit در خلاف جهت
immoral خلاف اخلاق
unconscionable خلاف وجدان
foulest خلاف طوفانی
fouls خلاف طوفانی
illogic خلاف منطق
immorally بر خلاف اخلاق
contradictions خلاف گویی
abnonmally بر خلاف قاعده
countersignature امضای پس ازامضای دیگری تصدیق امضای دیگری
upwind خلاف جهت باد
offended مرتکب خلاف شدن
counterclockwise در خلاف جهت ساعت
unreason عمل خلاف عقل
inequities خلاف موازین انصاف
untruth خلاف حقیقت کذب
untruths خلاف حقیقت کذب
unnaturally بر خلاف اصول طبیعت
unnatural بر خلاف اصول طبیعت
to offend against any one به کسی خلاف کردن
offend مرتکب خلاف شدن
counterclockwise در خلاف عقربههای ساعت
heterotaxis ترتیب خلاف قاعده
hackers شخص خلاف کار
illegality کار خلاف قانون
hacker شخص خلاف کار
to rise up against someone [something] شورش کردن بر خلاف
malfeasance کار خلاف قانون
heterotaxy ترتیب خلاف قاعده
unscientific خلاف موازین علمی
inequity خلاف موازین انصاف
inequitable خلاف موازین انصاف
irregular act عمل خلاف رویه
offends مرتکب خلاف شدن
counterclockwise rotation حرکت در خلاف عقربههای ساعت
This is against our agreement. [This is contrary to our agreement] این بر خلاف قرارداد ما است.
To swim against the current. بر خلاف جریان آب شنا کردن
condition contrary to the requirement شرط خلاف مقتضای عقد
condition contrary to the requirment شرط خلاف مقتضای عهد
retrograde دوران در خلاف جهت معمول
malfeasance شرارت کار خلاف قانون
condition contrary to the requirment of شرط خلاف مقتضای عهد
crossest خلاف میل کسی رفتار کردن
crosser خلاف میل کسی رفتار کردن
crosses خلاف میل کسی رفتار کردن
cross خلاف میل کسی رفتار کردن
impoliticly از روی خلاف مصلحت بطور غیرمقتضی
unconstitutional بر خلاف قانون اساسی برخلاف مشروطیت
unmilitary بر خلاف مقررات ارتش غیرنظامی اخلاقا و عادتاغیرنظامی
to buck the trend <idiom> بر خلاف جریان آب شنا کردن [اصطلاح مجازی]
to swim against the tide <idiom> بر خلاف جریان آب شنا کردن [اصطلاح مجازی]
Unless otherwise stated . مگر اینکه خلاف ( عکس ) آن اظهار گردد
to strive against the stream <idiom> بر خلاف جریان آب شنا کردن [اصطلاح مجازی]
corpus delicti عنصر مادی جرم وعمل خلاف قانون
adverse yaw شرایط پروازی که در ان دماغه هواپیما در خلاف جهت مطلوب منحرف میشود
neap tide دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
cabling کابل
cable کابل
cable assembly کابل
own ship's course bus کابل او اس سی
Kabul کابل
cable head سر کابل
cable clip پل کابل
cabled کابل
junction cable کابل اتصال
coaxes کابل هم محور
duplex wire کابل دو سیمه
light weight cable کابل سبک
coaxing کابل هم محور
tag line کابل اتصالی
subscriber's cable کابل اتصال
tape cable کابل نواری
extension کابل خرطومی
duplex cable کابل دو سیمه
extensions کابل خرطومی
suspension cable کابل اویزان
long distance cable کابل ارتباطی
suspension cable کابل معلق
telecommunication cable کابل ارتباطی
low capacitance cable کابل با فرفیت کم
low loss cable کابل با تلفات کم
supply cable کابل تغذیه
intermediate type submarine cable کابل ساحلی
coaxed کابل هم محور
greenfield conductor کابل گرینفیلد
flexible cable کابل خم پذیر
flat cable کابل پهن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com