English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
CSE آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
Other Matches
characterization مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
levee en masse عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
Britain بریتانیا
UK مخفف بریتانیا
Britisher اهل بریتانیا
convenor گروهیتجاریدر بریتانیا
Britishers اهل بریتانیا
britannic مربوط به بریتانیا
Britons اهل بریتانیا
Briton اهل بریتانیا
bargaining table جلسهمشترکبرایرفعاختلافاتکهها در بریتانیا استفادهمیشد
colour supplement مجلهرایگانو ضمیمهروزنامهدر بریتانیا
british thermal unit واحد گرمایی بریتانیا
the four seas دریاهای پیرامون بریتانیا
close season فصلصید ماهیو شکار در بریتانیا
barber's pole پایهایکهدر قدیمبیرونمغازهها در بریتانیا استفادهمیشد
Celtic Revival [احیای هنر سلتی در بریتانیا و ایرلند]
BBC مخفف بنگاه سخن پراکنی بریتانیا
bank annuities سهام قرضه دولت بریتانیا که کنسول
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
CBE ترفیعدرجهدر بریتانیا مخفف Empire British the of Order the of Commander
The [main] protagonists in the colonial struggle were Great Britain and France. بریتانیا و فرانسه سردمداران [اصلی] در مبارزه مستعمراتی بودند.
Queen's English [King's English] <idiom> [انگلیسی استاندارد و صحیح از نظر گرامری که در بریتانیا خوانده و نوشته می شود.]
When compared to other countries around the world, Britain spends little on defence. در مقایسه با کشورهای دیگر در سراسر جهان بریتانیا کم برای دفاع خرج می کند.
dominion ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
brucsels treaty organization سازمان پیمان بروکسل پیمان دفاعی منعقده بین بلژیک و بریتانیا و فرانسه وهلند و لوکزامبورگ در 8491
troop افراد
personnel افراد
enlistedman افراد
enlisted personnel افراد
men افراد
trooped افراد
trooping افراد
colombo plan طرح ایجاد شده به وسیله وزیران خارجه ملتهای مشترک المنافع بریتانیا در سال 0591 که هدف ان تشریک مساعی درکمک به رشد اقتصادی کشورهای اسیایی جنوب وجنوب شرقی است
withindoors افراد داخل
platoons جوخهء افراد
roll call نامیدن افراد
enlistee افراد داوطلب
personnel status وضع افراد
filler personnel افراد جایگزینی
equal status persons افراد همپایه
liberty men افراد مرخصی
platoon جوخهء افراد
cognoscenti افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
enlisted personnel طبقه افراد
head count جمع افراد
top-level افراد عالیرتبه
packed out پر و مملو از افراد
service club باشگاه افراد
head counts جمع افراد
category طبقه افراد
cimmerian افراد کشور فلمات
play the field <idiom> با افراد مختلفی قرارگذاشتن
characterization نوشتن بیوگرافی افراد
swallow one's pride <idiom> متواضع کردن افراد
billet slip لوحه اسکان افراد
billet slip کارت محلهای افراد
posse comitatus دسته افراد پلیس
avast افراد به جای خود
close station افراد بدو مرخص
coachload افراد سوار بر درشکه
transfer station محل اعزام افراد
transfer station محل انتقال افراد
target audience افراد مورد نظر
special olympics المپیک افراد استثنایی
rouse out بیدار کردن افراد
receptee افراد مورد پذیرش
personal error خطاهای انفرادی افراد
part owners افراد شریک المال
noncombatant افراد غیر نظامی
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
family size تعداد افراد خانواده
bachelor quarters منازل افراد مجرد
top-level توسط افراد عالیرتبه
troops افراد قسمتها سربازان
condemning محکوم کردن افراد
condemn محکوم کردن افراد
favouritism افراد مورد توجه
dependents افراد تحت تکفل
the common wealth of learning افراد اهل علم
aptitude area حیطه قابلیت افراد
morale روحیه افراد مردم
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
commando افراد نیروی مخصوص
commandos افراد نیروی مخصوص
condemns محکوم کردن افراد
sociometry سنجش روابط افراد جامعه
roll call حاضر و غایب کردن افراد
posses دسته افراد پلیس جماعت
personal salute مراسم سلام افراد برجسته
leatherneck جزو افراد تفنگداران دریایی
intransit strenth افراد در حال حرکت یا انتقال
assembly محل بسیج افراد احتیاط
charters بین افراد دلالت کند
IMA قالب ها و خصوصیات افراد است
life line طناب اتصال افراد به یکدیگر
lockstep پیشروی افراد پشت سریکدیگر
chartered بین افراد دلالت کند
people sniffer رادار کشف افراد دشمن
charter بین افراد دلالت کند
personal salute تیر سلام برای افراد
posse دسته افراد پلیس جماعت
troop housing کوی درجه داران یا افراد
huddled ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddle ازدحام اجتماع افراد یک تیم
biographical intelligence اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
biographical information blank form فرم پر نشده بیوگرافی افراد
aptitude area حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
chartering بین افراد دلالت کند
huddles ازدحام اجتماع افراد یک تیم
Certain notorious ( dubious ) characters . عده افراد معلوم الحال
whom it may concern برای اطلاع افراد ذیربط
Do not admit any outsiders. افراد غیره را راه ندهید
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
huddling ازدحام اجتماع افراد یک تیم
Applicants flooded in. سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
lunatic fringe افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
preference blank دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
split ticket <idiom> انتخاب افراد سیاسی برای رای
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
intermarriage ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
army standard score نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
atomistic evalution ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
human machine interface حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
dumbarton oaks conference کنفرانس "دومبارتون اکس " کنفرانس منعقده در ساختمان دومبارتون اکس واقع درواشنگتن به سال 4491 که طی ان دولتهای امریکا بریتانیا
queued صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queueing صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queues صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
buzzword کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
conferences ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
zouave یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
intermarried ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarries ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarry ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarrying ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
conference ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
pit crew افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
queue صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
an infinite verb فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
enlisted داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
longtour area منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
oligrachy حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
arrow head پیکان نشان دهنده محل پیاده شدن افراد
cyberspace دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
muster roll دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
frankpledge مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
internee فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
internees فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
automation استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
enroute personnel افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
correctional custudy روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
finance company شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
finance house شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
appearance money پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
panel صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
speeches که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
speech که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
panels صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
reception station پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
chalk troops سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
close corporation شرکت یا بنگاهی که توسط عده معدودی از افراد اداره میشود
people sniffer رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
protection عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
instructional computing فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
penalty kicker بازیگر ماهر که هنگام کم شدن تعداد افراد تیم نقش مهمی در دفاع دارد
share یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shares یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shared یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
rule of law قانون تساوی افراد در برابرقانون و قابل رسیدگی بودن اعمال مامورین دولت درمحاکم عمومی
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
photographic dosimetry روش اندازه گیری میزان دوزاتمی جذب شده به وسیله افراد از روی عکس بدن انها
pressure cabin بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
frictional unemployment اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
CB مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
controvrsism روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
attention to port احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
expellee افراد اخراجی از مملکت اخراج شدگان یا تبعید شدگان سیاسی تبعیدی
ship to shore حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
automating نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
automate نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automated نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automates نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
smalltalk یک سیستم زبان و نرم افزارکه برای هر چه بیشتر اسان نمودن استفاده از کامپیوترتوسط افراد عامی طراحی شده است اسمال تاک
generations مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
generation مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
active list فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
fifth generation computers مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری که با استفاده از مدارهای سریع VLSI و زبانهای برنامه سازی قدرتمند برای ایجاد امکان محدوده افراد
robots وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robot وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
standards نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com