English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (9 milliseconds)
English Persian
stratus ابر گسترده ونزدیک بزمین
Other Matches
hilar متمرکز ونزدیک به ناف ومرکز
beat-up شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
beat up شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
aground بزمین
felled بزمین زدن
To stamp the ground . با پا بزمین کوبیدن
to cast down بزمین زدن
To fall head first . با سر بزمین خوردن
to hew down بزمین افکندن
to hurl down بزمین زدن
to knock down بزمین زدن
land بزمین نشستن
to laylow بزمین زدن
to lick the dust بزمین خوردن
landed وابسته بزمین
fells بزمین زدن
felling بزمین زدن
fell بزمین زدن
to measure one'd length رو بزمین خوابیدن
ground بزمین نشستن
to set down بزمین گذاشتن
overbear بزمین زدن
set down بزمین گذاشتن
land vi بزمین رسیدن
to clatter down با صدا بزمین افتادن
landings بزمین نشستن هواپیما
captive balloon بالون بزمین بسته
rootle پوز بزمین زدن
the horse paws the ground اسب سم بزمین میزنند
geomorphic شبیه بزمین زمینی
knock down باضربت بزمین کوبیدن
landing بزمین نشستن هواپیما
The plan landed . هواپیما بزمین نشست
to bring to ruin فناکردن بزمین زدن
trailer گیاهی که بزمین یا در ودیوار میچسبد
to lay down ones arms سلاح خودرا بزمین گذاشتن
lobbed چیزی راسنگین بزمین زدن
floor بزمین زدن شکست دادن
floored بزمین زدن شکست دادن
floors بزمین زدن شکست دادن
handstands دست ها بزمین وپاهادر هوا
trailers گیاهی که بزمین یا در ودیوار میچسبد
handstand دست ها بزمین وپاهادر هوا
fall out ذرات رادیواکتیوی که از جو بزمین میریزد
lobs چیزی راسنگین بزمین زدن
lobbing چیزی راسنگین بزمین زدن
to lay by the heels در بند نهادن بزمین زدن
lob چیزی راسنگین بزمین زدن
clicks صدای حاصله از خوردن سم اسب بزمین
kite balloon یکجوربالن بزمین بسته که به بادبادک درازمیماند
clicked صدای حاصله از خوردن سم اسب بزمین
click صدای حاصله از خوردن سم اسب بزمین
to knock down زمین زدن بامشت بزمین انداختن ازپادراوردن
ventre a terre سراسیمه باشتاب هرچه بیشتر شکم بزمین
land tie تیر یا جرزی که قسمتی ازدیوار را بزمین اتصال میدهد
porrect گسترده
widespread گسترده
far reaching گسترده
palmate گسترده
raft foundation پی گسترده
scattered <adj.> گسترده
radiant گسترده
extensive گسترده
widespreading گسترده
distributed fire اتش گسترده
explode گسترده کردن
spreadsheet صفحه گسترده
full sail بابادبانهای گسترده
wide area network شبکه گسترده
extended family خانواده گسترده
extended defense دفاع گسترده
expanded type نوع گسترده
distributed load گسترده بار
broadminded گسترده اندیش
expanded scope صفحه گسترده
spreadsheets صفحه گسترده
outstretched بیرون گسترده
patulously گسترده وار
structural formula فرمول گسترده
broad spectrum طیف گسترده
exploding گسترده کردن
explodes گسترده کردن
exploded گسترده کردن
latitudinarian گسترده فکر
latitudinal گسترده فکر
extended family system نظام فامیلی گسترده
quattro یک برنامه صفحه گسترده
spreadsheet program برنامه صفحه گسترده
three dimentional spreadsheet صفحه گسترده سه بعدی
palmated مانند کف دست گسترده
man شبکه با گسترده محدود
electronic spreadsheet صفحه گسترده الکترونیکی
open زمین باز گسترده
extended addressing ادرس دهی گسترده
graphics spreadsheet صفحه گسترده نگارهای
mans شبکه با گسترده محدود
splay باز کردن گسترده
splaying باز کردن گسترده
splays باز کردن گسترده
splayed باز کردن گسترده
uniformly distribution load بار گسترده یکنواخت
under sail دارای بادبانهای گسترده
uniformly distributed load بار گسترده یکنواخت
opens زمین باز گسترده
aperiodic antenna انتن با باند گسترده
wide area telephone service سرویس تلفنی گسترده
broadband antenna انتن با باند گسترده
broadband amplifier فزونساز باند گسترده
opened زمین باز گسترده
metropolitan area network شبکه گسترده در مسافت محدود.
total gross floor area سطح بنا با گسترده ساختمان
blankest خانه خالی در صفحه گسترده
PCMCIA که کارت گسترده PCMCIA را می پذیرد
spread eagle تصویر عقاب بال گسترده
blank خانه خالی در صفحه گسترده
nimbostratus ابرهای گسترده ضخیم و تیرهای با ارتفاع کم
spread eagle چاخان بصورت بال گسترده دراوردن
roll out ازتختخواب بیرون امدن گسترده شدن
cells تابع یا عدد مجزا در برنامه صفحه گسترده
alias وسیله یا خانهای از صفحه گسترده داده میشود
cells در یک صفحه گسترده فرمولی که در یک خانه قرار دارد
cell تابع یا عدد مجزا در برنامه صفحه گسترده
aliases وسیله یا خانهای از صفحه گسترده داده میشود
cell در یک صفحه گسترده فرمولی که در یک خانه قرار دارد
framework صفحه گسترده ارتباطات و گرافیکهای تجاری را فراهم میکند
frameworks صفحه گسترده ارتباطات و گرافیکهای تجاری را فراهم میکند
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
XMS قوانینی که نحوه دستیابی برنامه یه حافظه گسترده در PC را بیان میکند
multiplan یک صفحه گسترده الکترونیکی که شبکه بزرگی برای ورودی ها میدهد
anchor cell خانهای در برنامه صفحه گسترده که ابتدای مجموعه خانه ها را معرفی میکند
lotuses شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
lotus شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
visicalc یک برنامه مشهور صفحه گسترده الکترونیکی نام تجاری یک بسته نرم افزاری
smog میدان مغناطیسی گسترده و الکتریسته ایستا که با قط عات الکترونیکی ایجاد شده است
PCMCIA مشخصات کارتهای جانبی گسترده که به اندازه کارت اعتباری هستند و در انتهای اتصالی دارند
Sun Microsystems شرکتی که سیستم برنامه نویسی gava را توسعه داد که در صفحات وب گسترده به کار میرود
predial slaves بردگان وابسته بزمین بردگان زراعتی
opened کامپیوتر با واسط گسترده پانج شده که امکان ورود سخت افزار جانبی و نصب آن را می دهند
open کامپیوتر با واسط گسترده پانج شده که امکان ورود سخت افزار جانبی و نصب آن را می دهند
opens کامپیوتر با واسط گسترده پانج شده که امکان ورود سخت افزار جانبی و نصب آن را می دهند
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
HSSI اتصالات سری که داده را تا نرخ مگابایت در ثانیه ارسال میکند. که در برخی شبکههای گسترده به کار می رود
Micro Channel Architecture تعداد قط عات الکترونیکی لازم برای مدیریت سیگنال زمان و داده روی باس گسترده MCA
absolute address مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
micro تخته مدار چاپ شده اصلی سیستم که حاوی اغلب قط عات و اتصالات برای گفتههای گسترده و... است
micros تخته مدار چاپ شده اصلی سیستم که حاوی اغلب قط عات و اتصالات برای گفتههای گسترده و... است
steer roping کمند انداختن به گاو ونگهداشتن ناگهانی اسب برای انداختن گاو بزمین
sail باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
cells در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود
sailed باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
cell در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود
portability گسترده به طوری که سخت افزار یا نرم افزار در سیستمهای مختلف قابل استفاده باشند
standard حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
standards حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
DIF file استاندارد de fouto که روشی که صفحه گسترده فرمولها و داده هایش را در فایل ذخیره میکند بیان میکند
crushes له کردن خرد کردن برخورد کردن بزمین
crush له کردن خرد کردن برخورد کردن بزمین
crushed له کردن خرد کردن برخورد کردن بزمین
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
naming services روش انتساب نام یکتا به هر کاربر یا گره یا کامپیوتر در شبکه که به سایر کاربران امکان دستیابی به منبع اشتراکی بدهد در یک شبکه گسترده 9
Borland شرکت نرم افزاری که زبانهای برنامه نویسی زیادی را توسعه داده است و نیز سیتمهای پایگاه داده ها و برنامههای صفحه گسترده
distance vector protocols اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
PCI مشخصات ساخت Intel که یک نوع باس محلی سریعی را معرفی میکند که ارسال داده سریع بین پردازنده کارتهای گسترده PC فراهم میکند
cells دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cell دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
zaps حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zap حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapping حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapped حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
edp پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی
Internet شبکه گسترده بین المللی که انتقال داده و فایل را به همراه توابع پست الکترونیکی برای میلیونهای کاربر در جهان فراهم میکند. هر کسی میتواند از اینترنت استفاده کند. و نیز مراجعه شود به HTTP
B register 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
nsfnet یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
cell relay روش ارسال بستههای اطلاعاتی روی یک شبکه باند وسیع مثل roadband ISDN مثلاگ سیسیتم ATM داده را با حرکت خانههای داده بین گره ها در یک شبکه گسترده منتقل میکند
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
broadband ISDN سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
bandwidth در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com