English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English Persian
abrasive tool ابزار برای سایش
Other Matches
cat استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
cats استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
borescope ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
angle-fillet [ابزار مغزی برای پوشاندن درزهای داخلی]
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
jig ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
control equipment ابزار وارسی ابزار پایش
grinds سایش
corrasion سایش
abrasions سایش
grind سایش
friction سایش
scrub سایش
scrubs سایش
scrubbing سایش
levigation سایش
wears سایش
scrubbed سایش
wear سایش
fretting سایش
frictions سایش
abrasion سایش
erosion سایش
trituration سایش
internal friction سایش درونی
erodible قابل سایش
erosive سایش دهنده
abrasive action اثر سایش
chaffing gear وسایل ضد سایش
grindable قابل سایش
wear resistance مقاومت سایش
float stone سنگ سایش
grinds تیزکردن سایش
superficial abrasion سایش رویی
scouring machine ماشین سایش
abradability سایش پذیری
grind تیزکردن سایش
abrasive hardness درجه سایش پذیری
abrasive resistance درجه سایش پذیری
wave off فرود همراه با سایش
abrasion سایش منتج ازآلودگی
wear resistance مقاومت در مقابل سایش
abrasions سایش منتج ازالودگی
abradent الت سایش یا پرداخت
erosible قابل سایش وفرسایش
abrasion hardness درجه سایش پذیری
corrade در اثر سایش از بین رفتن
to fret a passage راهی رابوسیله سایش بازکردن
tribometer مالش سنج سایش ازما
wear tables جداول سایش جنگ افزارها
internal friction مالش درونی سایش داخلی
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
terrigenous تشکیل شده بوسیله عمل سایش رودخانه وجریان اب خاکزاد
plasma plating ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
instrumentation ابزار
yardstick خط کش [ابزار]
folding ruler خط کش [ابزار]
carpenter's rule خط کش [ابزار]
tool ابزار
yard stick خط کش [ابزار]
implements ابزار
implementing ابزار
folding rule خط کش [ابزار]
double meter stick [American] خط کش [ابزار]
locking device ابزار
tools ابزار
doodads ابزار
devices ابزار
doodad ابزار
implemented ابزار
folding meter stick خط کش [ابزار]
device ابزار
hardware ابزار
implement ابزار
gadget ابزار
instrument ابزار
gadgets ابزار
resilience درجه مقاومت فرش در برابر سایش [این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
drilling machine دریل [ابزار]
generating tool ابزار تولید
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش تاشو [ابزار]
brick workers tool ابزار بنایی
folding meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
electric drills دریل ها [ابزار]
folding ruler خط کش جیبی [ابزار]
furniture ابزار اهنی
folding yardstick [metric] خط کش جیبی [ابزار]
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
yard stick خط کش تاشو [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش جیبی [ابزار]
folding meter stick [American] خط کش جیبی [ابزار]
machine shop tool ابزار ماشینی
drills دریل ها [ابزار]
drilling machines دریل ها [ابزار]
assembly tools ابزار مونتاژ
machine tool ابزار ماشینی
instrument panels پهنهی ابزار
machine tools ابزار ماشینی
bird's-break ابزار رخ منقاری
instrument panels پیشخوان ابزار
knurled tool ابزار آج دار
bench میز ابزار
lathe tool ابزار تراش
boring machines دریل ها [ابزار]
hawksbeak ابزار رخ منقاری
hawksbill ابزار رخ منقاری
helve دسته ابزار
electric drill دریل [ابزار]
drill دریل [ابزار]
tool kits جعبه ابزار
boring machine دریل [ابزار]
knurled tool ابزار اج کاری
tax instrument ابزار مالیاتی
yardstick خط کش تاشو [ابزار]
double meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
carpenter's rule خط کش تاشو [ابزار]
calliper [British] کولیس [ابزار]
calipers کولیس [ابزار]
firmware استوار- ابزار
groupware ابزار گروهی
groupware گروه ابزار
diamond-fret ابزار لوزی
vernier caliper کولیس [ابزار]
sliding caliper کولیس [ابزار]
folding rule خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick خط کش تاشو [ابزار]
vernier calliper [British] قطرسنج [ابزار]
sliding caliper قطرسنج [ابزار]
vernier caliper قطرسنج [ابزار]
calliper [British] قطرسنج [ابزار]
calipers قطرسنج [ابزار]
vernier calliper [British] کولیس [ابزار]
physical device ابزار مادی
gosseneck tool ابزار دوخمی
tool boxes جعبه ابزار
joiner's hardware ابزار نجاری
floating tool ابزار متحرک
scraper [British کارتک [ابزار]
tool kit جعبه ابزار
spatula [American] ] کارتک [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش تاشو [ابزار]
tool box جعبه ابزار
fishing tackle ابزار ماهیگیری
flexible drive tool ابزار گردان
putty knife کارتک [ابزار]
steelwork ابزار پولادین
common round ابزار فیتیله
spackle knife کارتک [ابزار]
hand tool ابزار دستی
head دهنه ابزار
folding ruler خط کش تاشو [ابزار]
plier انبردست [ابزار]
cloning ابزار همزاد
cloning ابزار همگن
metal cutting tool ماشین ابزار
moulding plane رنده ابزار
metal cutting فلزبری [ابزار]
clones ابزار همگن
toll steel فولاد ابزار
cloned ابزار همزاد
means of production ابزار تولید
cloned ابزار همگن
workbox جعبه ابزار
astragulus ابزار فیتیله ای
clone ابزار همزاد
planishing tool ابزار پرداخت
angle-roll ابزار گرد
tool holder ابزار گیر
tool set دست ابزار
development tools ابزار توسعه
tool sharpener ابزار چاق کن
precision tool ابزار دقیق
tool maker ابزار مند
control equipment ابزار نظارت
toolbox جعبه ابزار
toolhouse انبار ابزار
toolroom اتاق ابزار
tool maker ابزار ساز
clones ابزار همزاد
centering tool ابزار تمرکز
lifting device ابزار بالا بر
skiving tool ابزار تراش
tool ابزار کار
bumping tool ابزار خم کاری
milling cutter ابزار فرزکاری
milling tool ابزار فرزکاری
cold heading tool ابزار سردکار
turning tool ابزار تراشکاری
bag کیف ابزار
credit instrument ابزار اعتباری
bags کیف ابزار
small tool ابزار کوچک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com