Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
toffee
اب نبات شامل شکر زردوشیره
toffees
اب نبات شامل شکر زردوشیره
toffy
اب نبات شامل شکر زردوشیره
Other Matches
boiled sweets
اب نبات
candies
اب نبات
candies
نبات
candy
آب نبات
sugar candy
نبات
candy
نبات
drop
اب نبات
dropped
اب نبات
drops
اب نبات
rock candy
نبات
acid drops
اب نبات
barleysugar
اب نبات
dropping
اب نبات
gumdrop
اب نبات
barley sugar
آب نبات
sugarplum
نبات
lollipop
اب نبات چوبی
lolly
اب نبات چوبدار
bonbon
اب نبات فرنگی
vegetable
نبات رستنی
lemon drop
اب نبات ترش
lollypop
اب نبات چوبی
taffy
نوعی اب نبات
plants
نبات کارخانه
sugarplum
اب نبات حلویات
sugarplum
گلوله نبات
plant
نبات کارخانه
lollies
اب نبات چوبدار
lollipops
اب نبات چوبی
jelly bean
نوعی اب نبات پاستیل
suckers
خروس قندی اب نبات مکیدنی
sucker
خروس قندی اب نبات مکیدنی
to suck on
مکیدن
[مثال آب نبات چوبی ]
maple candy
آب نبات افرا
[غذا و آشپزخانه]
they were nuts to him
برای او مانند نقل و نبات بود
maple candy
آب نبات شیره درخت افرا
[غذا و آشپزخانه]
lollipops
اب نبات یا شیرینی که در سرچوب نصب شده وبچه ها انرامیمکند
lollipop
اب نبات یا شیرینی که در سرچوب نصب شده وبچه ها انرامیمکند
lollypop
اب نبات یا شیرینی که در سرچوب نصب شده وبچه ها انرامیمکند
wolf's claw
رصن نبات کبریت گیاه کبریت
in
شامل
far-reaching
شامل
in-
شامل
self inclusive
شامل
including
شامل
comprising
شامل
Inc
شامل
sweeping
شامل
covering
شامل
containing
شامل
inclusive
شامل
embraces
شامل بودن
embraced
شامل بودن
comprise
شامل بودن
do with
<idiom>
شامل شدن
comprises
شامل بودن
comprised
شامل بودن
embracing
شامل بودن
trinomial
شامل سه نام
butyraceous
شامل کره
butyric
شامل کره
engird
شامل بودن
engirdle
شامل بودن
includable
شامل کردنی
retrospect
شامل گذشته
excluding
شامل نشدن
includible
شامل کردنی
inclusive or
یای شامل
bimillenary
شامل دوهزار
embrace
شامل بودن
ineligible
شامل نشدنی
applies
شامل شدن
applying
شامل شدن
apply
شامل شدن
encompassing
شامل بودن دربرگرفتن
exclusion
عمل شامل نشدن
encompasses
شامل بودن دربرگرفتن
exclude
شامل نشدن یا جداشدن
encompassed
شامل بودن دربرگرفتن
excludes
شامل نشدن یا جداشدن
terraqueous
شامل خشکی ودریا
plenaries
شامل تمام اعضاء
intraspecies
شامل گروه بخصوصی
plenary
شامل تمام اعضاء
echaustive
شامل همهء جزئیات
ex post facto
شامل اصول گذشته
inclusive or gate
دریچه یای شامل
across the board
شامل تمام طبقات
intraspecific
شامل گروه بخصوصی
over all
شامل همه چیز
retroact
شامل گذشته شدن
exclusive
آنچه شامل نمیشود
encompass
شامل بودن دربرگرفتن
exhaustive
شامل تمام جرئیات
entails
شامل بودن فراهم کردن
contains
شامل بودن خودداری کردن
contained
شامل بودن خودداری کردن
contain
شامل بودن خودداری کردن
entailing
شامل بودن فراهم کردن
gnomic
شامل پند و ضرب المثل
retroactively
چنانکه شامل گذشته شود
interfaces
که شامل : کانال ورودی /خروجی
full
کامل یا شامل همه چیز
fullest
کامل یا شامل همه چیز
apodictic
شامل یا مستلزم بیان حقیقت
defensive
منطقه دفاعی شامل دروازه
apodeictic
شامل یا مستلزم بیان حقیقت
all round
کاملا شامل هر چیز یا هرکس
entailed
شامل بودن فراهم کردن
tenementary
شامل ملک استیجاری اپارتمانی
thetic
وابسته به یا شامل پایان نامه
Is breakfast included?
آیا شامل صبحانه هم میشود؟
tetrahydrate
ترکیب شیمیایی شامل چهارمولکول اب
tetraethyl
شامل چهاردسته اتیل در هرملکول
with average
شامل خسارات خصوصی وجزئی
thetical
وابسته به یا شامل پایان نامه
entail
شامل بودن فراهم کردن
interface
که شامل : کانال ورودی /خروجی
apply
درخواست کردن شامل حال بودن
turki
زبانهای ترکی شامل جغتایی وعثمانی
turkic
زبانهای ترکی شامل جغتایی وعثمانی
twinkle box
دستگاه ورودی شامل حس کنندههای نوری
applies
درخواست کردن شامل حال بودن
except
مکان دهی و ادغام شامل نیست
motorola
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
english sonnet
غزل انگلیسی که شامل دوازده سطراست
bumf
اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
sclav ect
عضو نژادی که شامل مردم خاوراروپاباشد
this proverb is not a to him
این مثل شامل حال اونیست
interactive
قالبها و خصوصیات فرد را شامل میشود
applying
درخواست کردن شامل حال بودن
interfaith
شامل اشخاصی دارای عقاید وادیان مختلف
alphanumeric
صفحه کلیدی که شامل حروف و اعداد است
scope
محدوده مقادیر که یک متغیر میتواند شامل شود
entablature
قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
inclusive
چیزی هک در میان چیز دیگر شامل شود
interactive
سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
retrospectively
چنانکه شامل گذشته شودیاعطف بماسبق کند
subtend
در زیر چیزی بسط یافتن شامل بودن
storewide
شامل تمام موجودی انبار یاتمام فروشگاه
adder
وسیله یا تابعی که شامل نتیجه دو یا چند ورودی
adders
وسیله یا تابعی که شامل نتیجه دو یا چند ورودی
leg side
قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
foundation
اسکلت اصلی فرش
[شامل تار و پود]
cpu
بخش اصلی CPU شامل ALU واحد کنترل
distance medley
دو استقامت امدادی شامل 004 008 0021 و 0061متر
Is mileage included?
آیا شامل مایل مسافت پیموده شده هم میشود؟
lipide
مواد چربی که شامل پیه وموم وفسفاتیدوسروبروزیدها میباشد
lipid
مواد چربی که شامل پیه وموم وفسفاتیدوسروبروزیدها میباشد
triathlon
مسابقه سه گانه بین زنان شامل دو 001 متر
eighty track disk
دیسک فرمت شده برای شامل شدن هشتاد شیار
radio sheck
یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
handshaking
سیگنال ارسالی بین دو وسیله ارتباطی شامل آماده ارسال
catchall
بخشی که شامل مواد مختلف وبدون دسته بندی باشد
slotting
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
slot
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
bible
کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
slots
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
bibles
کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
sashes
قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
traveling fellowship
بورس تحصیلی شامل هزینه مسافرت وتحقیقات در خارج از محل خود
alphanumeric
عملوندی که میتواند شامل حروف الفبا- عددی مانند رشته ها باشد
motorola
تولید کننده قط عات الکترونیکی شامل پردازندههای کامپیوتری Apple Macintosh
landplane
هواپیمایی که قادر به برخاستن از سطح زمین که شامل برف و یخ نیز میگرددمیباشد
reprographics
تکنولوژی ای که شامل واردزیر است فرایندهای تولیدمجدد و نسخه برداری ازمستندات
sash
قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
bios
که معمولاگ شامل کنترل صفحه نمایش و صفح کلید و دیسک درایوهاست
CD I
این استاندارد شامل توابع کد گذاری فشرده سازی و نمایش است
config.sys
در DOS و 2/OS یک فایل متن اسکی که شامل فرمانهای پیکر بندی است
chromel
الیاژی شامل اهن نیکل کرم برای ساختن ترموکوپلهای با حرارت زیاد
voodooism
ایین مذهبی سیاه پوستان افریقایی که شامل طلسم و جادو میباشد جادوگری
legs
ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
executed contract
قرارداد انتقال مالکیت درحالتی که کلیه حقوق متعلقه ان را نیز شامل شود
epididymis
زائده طویل و باریک عقب بیضه که شامل مجاری خروجی منی است
inductor
قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
leg
ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
traffic
اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
home
ریز کامپیوتر طراحی شده برای مصرف خانگی که برنامههای کاربردی آن شامل آموزش
traffics
اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
trafficking
اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
homes
ریز کامپیوتر طراحی شده برای مصرف خانگی که برنامههای کاربردی آن شامل آموزش
chip
کامپیوتر کامل ساده شامل CPU حافظه و پورتهای ورودی / خروجی روی یک قطعه
trafficked
اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
columnar and trabeated
[نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
chips
کامپیوتر کامل ساده شامل CPU حافظه و پورتهای ورودی / خروجی روی یک قطعه
bells and whistles
یک توضیح غیر رسمی ازویژگیهای بیشتر یک سیستم کامپیوتری که شامل گرافیک نمایش رنگی
gems
IB و اتاری اس تی اضافه میکندرا به ریزکامپیوترهای گوناگونی شامل کامپیوترشخصی acpaintبرنامهای که کیفیتهای مشابه acintosh
nibble
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbled
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbles
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbling
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
zeugma
اسعتمال صفت یا قید یافعلی برای دو یاچندکلمه بطوری که شامل همه یایکی شود
string
متغیر در زبان کامپیوتری که میتواند شامل حروف الفبا- عددی و نیز اعداد باشد
typeball
یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
Pidgin English
<idiom>
انگلیسی برای ارتباط بازرگانان با زبان های متفاوت شامل گرامر ساده و لغات کم.
gem
IB و اتاری اس تی اضافه میکندرا به ریزکامپیوترهای گوناگونی شامل کامپیوترشخصی acpaintبرنامهای که کیفیتهای مشابه acintosh
cryoelectronic storage
یک وسیله ذخیره شامل موادی که در دماهای بسیار پایین بعنوان هادیهای عالی عمل می کنند
word star
یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
AUTOEXEC.BAT
فایل دستهای که شامل دستوراتی است که وقتی کامپیوتر شروع به کار میکند اجرا می شوند
qwerty
صفحه کلید زبان انگلیسی برای ماشین تایپ کامپیوتر که خط اول حروف شامل QWGRTY است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com