Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (6 milliseconds)
English
Persian
sustained fire
اتش پایدار یادائمی
Other Matches
permanent
پایدار
indissoluble
پایدار
inexhaustible
پایدار
resistant
پایدار
livelong
پایدار
abiding
پایدار
perdurable
پایدار
written in water
نا پایدار
constant
پایدار
unflinching
پایدار
constants
پایدار
persistent
پایدار
stanch
پایدار
never failing
پایدار
stable
پایدار
stables
پایدار
impermanent
نا پایدار
durable
پایدار
changeless
پایدار
baldacchino
سایبان پایدار
baldachino
سایبان پایدار
fixed material
مواد پایدار
baldachin
سایبان پایدار
indissolubly
بطور پایدار
metastable
نیم پایدار
metastable
شبه پایدار
inconstantly
بطور نا پایدار
steady state
وضعیت پایدار
stable isotope
ایزوتوپ پایدار
stable equilibrium
تعادل پایدار
stable airfoil
ایرفویل پایدار
stable air
هوای پایدار
stable oscillation
نوسان پایدار
steady growth
رشد پایدار
proof weather
هوا پایدار
steady state growth
رشد پایدار
sustained illumination
روشنایی پایدار
permanent magnet
مغناطیس پایدار
permanent flow
بده پایدار
perdurably
بطور پایدار
p.m.
مغناطیس پایدار
stable nucleus
هسته پایدار
dielectric strength
پایدار دی الکتریکی
continuous wave
موج پایدار
sustainable energy
انرژی پایدار
stabilizer
پایدار کننده
stabilizer
پایدار ساز
stabilisers
پایدار کننده
stabilisers
پایدار ساز
undying
پایدار فناناپذیر
magnets
مغناطیس پایدار
magnet
مغناطیس پایدار
permanent
پایدار ماندنی
unfailing
کم نیامدنی پایدار
stables
پایدار پابرجا
stable
پایدار پابرجا
coarse mine
مین پایدار
undamped wave
موج پایدار
undamped oscillation
موج پایدار
c.w.
موج پایدار
continous operation
عملکرد پایدار
air resistant
پایدار در هوا
fasts
پایدار باوفا
continuous fire
اتش پایدار
fastest
پایدار باوفا
fasted
پایدار باوفا
fast
پایدار باوفا
baldaquin
سایبان پایدار
sustainable
<adj.>
پایدار
[نسبت به آینده]
for good
<idiom>
برای همیشه ،پایدار
future-oriented
<adj.>
پایدار
[نسبت به آینده]
semistable elementry particle
ذره نیم پایدار
metastable state
تراز نیم پایدار
metastable solution
محلول شبه پایدار
metastable phase
فاز شبه پایدار
metasable equilibrium
تعادل شبه پایدار
hard goods
اجسام پایدار ومقاوم
frequency stabilization
پایدار نمودن فرکانس
diergolic
خرج مایع پایدار
binary switch
سویچی با دو وضعیت پایدار
metastable state
حالت نیم پایدار
self sustaining growth
رشد خود پایدار
semistable elementry particle
ذره شبه پایدار
quasi stable elementry particle
ذزه نیم پایدار
quasi stable elementry particle
ذره شبه پایدار
dowel bar
میله پایدار کننده بتن
steady state equilibrium
تعادل در وضعیت رشد پایدار
permanent magnet dynamic
بلندگوی دینامیک با مغناطیس پایدار
equilibrium
وضع ثابت و پایدار ترازمندی
continuous illumination
روشنایی پایدار منطقه رزم
unfaling
تمام نشدنی کم نیامدنی پایدار با وفا
permanent magnet focusing
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
permanent magnet centering
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
setting time
[مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
warm-up
روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
warm-ups
روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
toggles
مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
toggle
مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
sustain
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
sustained
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
sustains
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com