English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
central tendency احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
Other Matches
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness. نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
immediate پردازش داده پس از ایجاد آن و نه انتظار برای پاس ساعت یا زمان سنگرون
attending انتظار کشیدن انتظار داشتن
attends انتظار کشیدن انتظار داشتن
attend انتظار کشیدن انتظار داشتن
poisson distribution این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
waiting position ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
enquiry تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
concord مطابقت
justifications مطابقت
accordance مطابقت
correspondences مطابقت
concent مطابقت
sameness مطابقت
justification مطابقت
matches مطابقت
compatibility مطابقت
correspondence مطابقت
match مطابقت
conformability مطابقت
conformity مطابقت
correspondency مطابقت
comport مطابقت کردن
match مطابقت کردن
comporting مطابقت کردن
comports مطابقت کردن
matches مطابقت کردن
comported مطابقت کردن
copy fitting مطابقت کپی
legality مطابقت با قانون
evidence of conformity دلیل مطابقت
meets مطابقت کردن
meet مطابقت کردن
legality مطابقت باقانون
canonicity مطابقت باقانون شرع
constitutionality مطابقت با قانون اساسی
conformed مطابقت کردن وفق دادن
conforming مطابقت کردن وفق دادن
conforms مطابقت کردن وفق دادن
mismatch بهم نخوردن عدم مطابقت
conform مطابقت کردن وفق دادن
fall in مطابقت کردن موافق شدن
conventionality مطابقت با ایین ورسوم قراردادی
agrees اشتی دادن مطابقت کردن
classicality مطابقت با ادبیات وصنایع باستانی
agreeing اشتی دادن مطابقت کردن
agree اشتی دادن مطابقت کردن
fashionableness توافق بارسم وایین معمول مطابقت باسبک روز
parallel بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallels داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallelling بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallelling داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
paralleled بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
paralleled داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallelled بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
paralleling داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
paralleling بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallelled داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallels بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallel داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
source حرکت داده بین دو شبکه که داده را با Taken بررسی میکند و داده را به ایستگاه صحیح می فرستد
searching storage روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
search روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
searchingly روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
searched روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
searches روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
expectancy احتمال
presumptions احتمال
presumption احتمال
expectance احتمال
liability احتمال
liabilities احتمال
verisimilitude احتمال
eventualities احتمال
suppositions احتمال
supposition احتمال
probability احتمال
like lihood احتمال
likelihoood احتمال
eventuality احتمال
chanced احتمال
contingencies احتمال
chance احتمال
chances احتمال
possibilities احتمال
possibility احتمال
chancing احتمال
contingency احتمال
likelihood احتمال
aptness احتمال
data processing پبشرفت تدریجی داده ها فرایند داده ها روند داده ها
data preparation امایش داده ها اماده سازی داده مهیاسازی داده ها
tail داده تشخیص داده شده در انتهای لیست داده
tailed داده تشخیص داده شده در انتهای لیست داده
tails داده تشخیص داده شده در انتهای لیست داده
unlikelihood عدم احتمال
probability curve منحنی احتمال
risk احتمال زیان
risked احتمال زیان
risking احتمال زیان
compound probability احتمال مرکب
transition probability احتمال جهش
transition probability احتمال انتقال
inverisimilitude عدم احتمال
improbability عدم احتمال
on the chance of نظر به احتمال
presumedly احتمال میرود
There is a 50-50 chance. احتمال 50-50است
presumption of fraud احتمال تقلب
risks احتمال زیان
probabilism احتمال گرایی
kill probability احتمال کشندگی
experimental probability احتمال تجربی
conditional probability احتمال مشروط
experimental probability احتمال ازمایشی
probability analysis احتمال کاوی
stand a chance <idiom> احتمال داشتن
probability theory نظریه احتمال
probability of collision احتمال برخورد
probability of detection احتمال اکتشاف
probability of detection احتمال کشف
probability of kill احتمال انهدام
probability of ionization احتمال یونش
odds احتمال ووقوع
contingency احتمال وقوع
probability ratio بهر احتمال
moral certainty احتمال قوی
contingencies احتمال وقوع
mathematical probability احتمال ریاضی
probability distribution توزیع احتمال
statistical weight احتمال ترمودینامیکی
probability factor ضریب احتمال
probability function تابع احتمال
the probability is احتمال دارد
the probability is احتمال میرود
damage threat احتمال تولید خسارت
in all like احتمال کلی دارد
risked احتمال زیان یاخطر
It is quite likely that …. خیلی احتمال می رود که …
likelihood احتمال کلی دارد
look for <idiom> با احتمال فکر کردن
risk احتمال زیان یاخطر
balance احتمال رویداد خطا
it is beyond recall احتمال لغوشدن ندارد
balances احتمال رویداد خطا
normal probability curve منحنی بهنجار احتمال
risks احتمال زیان یاخطر
risks احتمال زیان و ضرر
maximum probility detection تعیین احتمال حداکثر
probability of kill احتمال از بین رفتن
kill probability احتمال واردکردن تلفات
radial probability distribution توزیع احتمال شعاعی
probability density function تابع چگالی احتمال
worst-case بدترین وضع یا احتمال
in all probability احتمال کلی میرود
risked احتمال زیان و ضرر
probability density چگالی احتمال [ریاضی]
risk احتمال زیان و ضرر
maximum liklihood method روش حداکثر احتمال
risking احتمال زیان یاخطر
risking احتمال زیان و ضرر
angular probability distribution توزیع زاویهای احتمال
damage threat منطقه احتمال تولید خسارت
risk احتمال خطر ریسک کردن
it is p that he did not go احتمال داردنرفته باشد دورنیست که
single shot hit probability احتمال اصابت یک گلوله به هدف
risks احتمال خطر ریسک کردن
the odds are that he will doit احتمال دارد که انکار را بکند
to be on the safe side برای اینکه احتمال اشتباه
risking احتمال خطر ریسک کردن
odds-on دارای احتمال بیش از 5 درصد
risked احتمال خطر ریسک کردن
He is bound to come. احتمال زیادی دارد که بیاید
prospects انتظار
prospect انتظار
prospecting انتظار
prospected انتظار
anticipation انتظار
expectancy انتظار
expectantly با انتظار
expectance انتظار
expectation انتظار
ready line خط انتظار
expectations انتظار
privacy قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
presumed مسلم دانستن احتمال کلی دادن
it may be presumed that احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
In all probability. Very likely. به احتمال خیلی قوی ( قریب به یقین )
presumes مسلم دانستن احتمال کلی دادن
presume مسلم دانستن احتمال کلی دادن
wait state حالت انتظار
to look forward to انتظار داشتن
waiting room اطاق انتظار
wait time زمان انتظار
wait state وضعیت انتظار
half pay حق انتظار خدمت
waiting lists لیست انتظار
to my great surprise برخلاف انتظار من
aspiration level سطح انتظار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com