Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (8 milliseconds)
English
Persian
schizophreniform disorder
اختلال اسکیزوفرنی شکل
Search result with all words
schizoaffective disorder
اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
Other Matches
schizophrenia
اسکیزوفرنی
simple schizophrenia
اسکیزوفرنی ساده
latent schizophrenia
اسکیزوفرنی نهفته
catatonic schizophrenia
اسکیزوفرنی کاتاتونیایی
residual schizophrenia
اسکیزوفرنی مانده
schizotypal
اسکیزوفرنی گونه
reactive schizophrenia
اسکیزوفرنی واکنشی
undifferentiated schizophrenia
اسکیزوفرنی نامشخص
paranoid schizophrenia
اسکیزوفرنی پارانویایی
schizogenic family
خانواده اسکیزوفرنی زا
schizocaria
اسکیزوفرنی پیشرفته
hebephrenic schizophrenia
اسکیزوفرنی هبفرنیایی
creeping schizophrenia
اسکیزوفرنی خزنده
borderline schizophrenia
اسکیزوفرنی مرزی
dementia praecox
اصطلاح منسوخ برای اسکیزوفرنی
line hit
اختلال خط
irregularity
اختلال
noise
اختلال
noises
اختلال
distribance
اختلال
derangement
اختلال
tribulations
اختلال
tribulation
اختلال
disorder
اختلال
disorders
اختلال
perturbation
اختلال
perturbations
اختلال
impariment
اختلال
disturbance
اختلال
disturbances
اختلال
impairment
اختلال
line noise
اختلال
neuremia
اختلال پی ها
clamper
برای قط ع اختلال
convulsive disorder
اختلال تشنجی
perturbation theory
نظریه اختلال
ageusia
اختلال چشایی
apselaphesia
اختلال بساوشی
conduct disorder
اختلال رفتاری
background noise
اختلال پس زمینه
mental disorder
اختلال روانی
character disorder
اختلال منش
personality disturbance
اختلال شخصیت
magnetic anomaly
اختلال مغناطیسی
mental abnormality
اختلال مشاعر
mental defectives
اختلال حواس
mental disorder
اختلال مشاعیر
mental disturbance
اختلال روانی
psychiatric disorder
اختلال روانی
paramnesia
اختلال حافظه
neuremia
اختلال اعصاب
noise immunity
مصونیت از اختلال
lalopathy
اختلال گویایی
kettle of fish
اشفتگی اختلال
factitious disorder
اختلال ساختگی
cyclic disorder
اختلال دورهای
emotional disturbance
اختلال هیجانی
developmental disorder
اختلال رشدی
personality disorder
اختلال شخصیت
dissociative disorder
اختلال گسستی
organic disorder
اختلال عضوی
dysbulia
اختلال اراده
dysmenorrhea
اختلال قاعدگی
dystonia
اختلال تونوس
emotional disorder
اختلال هیجانی
oppositional disorder
اختلال نافرمانی
unbalances
اختلال مشاعر
radar trapping
اختلال رادار
neuroses
اختلال روانی
neurosis
اختلال اعصاب
neurosis
اختلال روانی
time jitter
اختلال زمانی
interference
اختلال در سیگنال
perturbations
انحراف اختلال
unsoundness of mind
اختلال مشاعیر
perturbation
انحراف اختلال
unbalancing
اختلال مشاعر
neuroses
اختلال اعصاب
time flutter
اختلال زمانی
thought disorder
اختلال فکر
unbalance
اختلال مشاعر
sexual disorder
اختلال جنسی
quantization noise
اختلال تدریج
dyspepsia
اختلال هضم
somatization disorder
اختلال جسمانی کردن
dysmetria
اختلال حرکتی- تخمینی
formal thought disorder
اختلال صوری فکر
font id conflict
اختلال شناسایی فونت
somatoform disorder
اختلال جسمانی شکل
dysaesthesia
اختلال حواس جسمانی
generalized anxiety disorder
اختلال اضطراب فراگیر
organic mental disorder
اختلال روانی عضوی
pip
اختلال مزاج خال
pipped
اختلال مزاج خال
pipping
اختلال مزاج خال
pips
اختلال مزاج خال
neurotic
دچار اختلال عصبی
dyscrasia
اختلال مزاجی یا دماغی
shared paranoid disorder
اختلال پارانویایی مشترک
maiming
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maims
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
bipolar affective disorder
اختلال عاطفی دو قطبی
amimia
اختلال بیانگری چهره
eating disorder
اختلال خورد و خوراک
affective disorders
اختلال های عاطفی
acute brain disorder
اختلال مغزی حاد
acopia
اختلال استنساخ شکل
dyspeptic
دارای اختلال هاضمه
protanomaly
اختلال سرخ بینی
transmission
خطای ناشی از اختلال در خط
maimed
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maim
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
content thought disorder
اختلال محتوایی فکر
transmissions
خطای ناشی از اختلال در خط
disorderliness
اختلال بهم خوردگی
deranyement
اختلال مرهم زنی
radar trapping
اختلال پیدا کردن رادار
post traumatic stress disorder
اختلال فشار روانی پس اسیبی
perturbation
[terms]
آشفته
[در نظریه اختلال]
[فیزیک]
paresthesia
اختلال حس لمس بصورت خارش
dystonia
اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
background
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
backgrounds
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalancing
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalance
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalances
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
corruption
خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
babble
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbled
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbles
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
schizoid
مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
quantize
اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
disaster dump
اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
signaled
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
noises
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
signal
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
induce
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
signalled
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
noise
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
hit
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hits
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
noises
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hitting
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
bends
بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
voltages
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
parkinsonism
اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
voltage
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
surged
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
electromagnetic
اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
surges
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surge
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
trapezoidal distortion
اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
center of gravity limits
محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
interference
اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
noisy mode
رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
flutter
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttered
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttering
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
shell shock
اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell-shock
اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
flutters
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
glitches
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitch
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
NetShow
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
crash protected
دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
intermittent error
خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
degradation
کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
flickered
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickers
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
saturated colour
که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com