English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (9 milliseconds)
English Persian
schizoaffective disorder اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
Other Matches
schizophreniform disorder اختلال اسکیزوفرنی شکل
bipolar affective disorder اختلال عاطفی دو قطبی
affective disorders اختلال های عاطفی
schizophrenia اسکیزوفرنی
undifferentiated schizophrenia اسکیزوفرنی نامشخص
catatonic schizophrenia اسکیزوفرنی کاتاتونیایی
hebephrenic schizophrenia اسکیزوفرنی هبفرنیایی
simple schizophrenia اسکیزوفرنی ساده
schizotypal اسکیزوفرنی گونه
borderline schizophrenia اسکیزوفرنی مرزی
schizogenic family خانواده اسکیزوفرنی زا
schizocaria اسکیزوفرنی پیشرفته
latent schizophrenia اسکیزوفرنی نهفته
paranoid schizophrenia اسکیزوفرنی پارانویایی
residual schizophrenia اسکیزوفرنی مانده
reactive schizophrenia اسکیزوفرنی واکنشی
creeping schizophrenia اسکیزوفرنی خزنده
sentimental عاطفی
affective عاطفی
flat affect افت عاطفی
cathexis نیروی عاطفی
intraception عاطفی نگری
affective logic منطق عاطفی
affective congruency همخوانی عاطفی
affective reasoning استدلال عاطفی
affective thinking تفکر عاطفی
affective tone رنگ عاطفی
flattening of affect بی تفاوتی عاطفی
emotional support حمایت عاطفی
affectivity حالت عاطفی
fixation of affect تثبیت عاطفی
affectability عاطفی بودن
dementia praecox اصطلاح منسوخ برای اسکیزوفرنی
affective psychosis روان پریشی عاطفی
emotional and physical امور عاطفی و بدنی
affective arousal theory نظریه برانگیختگی عاطفی
tribulation اختلال
tribulations اختلال
disorders اختلال
disorder اختلال
perturbations اختلال
neuremia اختلال پی ها
irregularity اختلال
noises اختلال
line noise اختلال
disturbances اختلال
disturbance اختلال
impairment اختلال
line hit اختلال خط
impariment اختلال
noise اختلال
distribance اختلال
derangement اختلال
perturbation اختلال
mental defectives اختلال حواس
convulsive disorder اختلال تشنجی
kettle of fish اشفتگی اختلال
lalopathy اختلال گویایی
mental disorder اختلال مشاعیر
developmental disorder اختلال رشدی
emotional disturbance اختلال هیجانی
cyclic disorder اختلال دورهای
magnetic anomaly اختلال مغناطیسی
mental abnormality اختلال مشاعر
dissociative disorder اختلال گسستی
conduct disorder اختلال رفتاری
mental disturbance اختلال روانی
dysbulia اختلال اراده
clamper برای قط ع اختلال
character disorder اختلال منش
dysmenorrhea اختلال قاعدگی
mental disorder اختلال روانی
dystonia اختلال تونوس
emotional disorder اختلال هیجانی
background noise اختلال پس زمینه
apselaphesia اختلال بساوشی
ageusia اختلال چشایی
factitious disorder اختلال ساختگی
psychiatric disorder اختلال روانی
thought disorder اختلال فکر
personality disorder اختلال شخصیت
perturbation انحراف اختلال
personality disturbance اختلال شخصیت
perturbation theory نظریه اختلال
neuroses اختلال اعصاب
unbalance اختلال مشاعر
neuroses اختلال روانی
neurosis اختلال اعصاب
quantization noise اختلال تدریج
radar trapping اختلال رادار
neurosis اختلال روانی
unbalancing اختلال مشاعر
time jitter اختلال زمانی
sexual disorder اختلال جنسی
time flutter اختلال زمانی
interference اختلال در سیگنال
neuremia اختلال اعصاب
noise immunity مصونیت از اختلال
oppositional disorder اختلال نافرمانی
organic disorder اختلال عضوی
perturbations انحراف اختلال
paramnesia اختلال حافظه
dyspepsia اختلال هضم
unbalances اختلال مشاعر
unsoundness of mind اختلال مشاعیر
neurotic دچار اختلال عصبی
eating disorder اختلال خورد و خوراک
generalized anxiety disorder اختلال اضطراب فراگیر
pip اختلال مزاج خال
pipped اختلال مزاج خال
pipping اختلال مزاج خال
pips اختلال مزاج خال
font id conflict اختلال شناسایی فونت
formal thought disorder اختلال صوری فکر
somatoform disorder اختلال جسمانی شکل
somatization disorder اختلال جسمانی کردن
maiming اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maims اختلال یا از کارافتادگی عضوی
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
amimia اختلال بیانگری چهره
acute brain disorder اختلال مغزی حاد
transmission خطای ناشی از اختلال در خط
transmissions خطای ناشی از اختلال در خط
dyspeptic دارای اختلال هاضمه
acopia اختلال استنساخ شکل
maimed اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maim اختلال یا از کارافتادگی عضوی
content thought disorder اختلال محتوایی فکر
dysmetria اختلال حرکتی- تخمینی
protanomaly اختلال سرخ بینی
shared paranoid disorder اختلال پارانویایی مشترک
deranyement اختلال مرهم زنی
disorderliness اختلال بهم خوردگی
dyscrasia اختلال مزاجی یا دماغی
dysaesthesia اختلال حواس جسمانی
radar trapping اختلال پیدا کردن رادار
paresthesia اختلال حس لمس بصورت خارش
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
dystonia اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
perturbation [terms] آشفته [در نظریه اختلال] [فیزیک]
backgrounds اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalancing بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
background اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalances بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalance بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
babbles اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
corruption خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
babbled اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babble اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
quantize اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
noises اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
signalled اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
induce اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
noise اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
disaster dump اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
induced اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
signal اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
inducing اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
signaled اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
induces اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
noises توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hit دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
noise توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hitting دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hits دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
voltage خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
bends بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
voltages خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
parkinsonism اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
center of gravity limits محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
surges افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surged افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surge افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
interference اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
trapezoidal distortion اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
electromagnetic اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
flutter کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttered کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttering کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutters کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
shell shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell-shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
noisy mode رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
glitches یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
NetShow سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
glitch یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
crash protected دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
intermittent error خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
degradation کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
flickers تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
saturated colour که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com