Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (10 milliseconds)
English
Persian
thought disorder
اختلال فکر
Search result with all words
induce
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
corruption
خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
background
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
backgrounds
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
pip
اختلال مزاج خال
pipped
اختلال مزاج خال
pipping
اختلال مزاج خال
pips
اختلال مزاج خال
hit
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hits
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hitting
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
disturbance
اختلال
disturbances
اختلال
degradation
کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
neuroses
اختلال اعصاب
neuroses
اختلال روانی
neurosis
اختلال اعصاب
neurosis
اختلال روانی
neurotic
دچار اختلال عصبی
bends
بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
voltage
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
voltages
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
signal
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
signaled
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
signalled
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
flutter
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttered
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttering
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutters
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
noise
اختلال
noise
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noises
اختلال
noises
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noises
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
shell shock
اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell-shock
اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
babble
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbled
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbles
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
unbalance
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalance
اختلال مشاعر
unbalances
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalances
اختلال مشاعر
unbalancing
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalancing
اختلال مشاعر
tribulation
اختلال
tribulations
اختلال
perturbation
انحراف اختلال
perturbation
اختلال
perturbations
انحراف اختلال
perturbations
اختلال
irregularity
اختلال
interference
اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
interference
اختلال در سیگنال
maim
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maimed
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maiming
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maims
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
flicker
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickers
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
surge
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surged
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surges
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
dyspepsia
اختلال هضم
glitch
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitches
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
transmission
خطای ناشی از اختلال در خط
transmissions
خطای ناشی از اختلال در خط
electromagnetic
اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
disorder
اختلال
disorders
اختلال
dyspeptic
دارای اختلال هاضمه
acopia
اختلال استنساخ شکل
acute brain disorder
اختلال مغزی حاد
affective disorders
اختلال های عاطفی
ageusia
اختلال چشایی
amimia
اختلال بیانگری چهره
apselaphesia
اختلال بساوشی
background noise
اختلال پس زمینه
bipolar affective disorder
اختلال عاطفی دو قطبی
center of gravity limits
محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
character disorder
اختلال منش
clamper
برای قط ع اختلال
conduct disorder
اختلال رفتاری
content thought disorder
اختلال محتوایی فکر
convulsive disorder
اختلال تشنجی
crash protected
دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
cyclic disorder
اختلال دورهای
derangement
اختلال
deranyement
اختلال مرهم زنی
developmental disorder
اختلال رشدی
disaster dump
اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
disorderliness
اختلال بهم خوردگی
dissociative disorder
اختلال گسستی
distribance
اختلال
Other Matches
neuremia
اختلال پی ها
line hit
اختلال خط
line noise
اختلال
impairment
اختلال
impariment
اختلال
mental disturbance
اختلال روانی
mental disorder
اختلال مشاعیر
neuremia
اختلال اعصاب
psychiatric disorder
اختلال روانی
dysmenorrhea
اختلال قاعدگی
mental abnormality
اختلال مشاعر
mental disorder
اختلال روانی
kettle of fish
اشفتگی اختلال
dysbulia
اختلال اراده
dystonia
اختلال تونوس
emotional disorder
اختلال هیجانی
emotional disturbance
اختلال هیجانی
lalopathy
اختلال گویایی
mental defectives
اختلال حواس
magnetic anomaly
اختلال مغناطیسی
factitious disorder
اختلال ساختگی
quantization noise
اختلال تدریج
radar trapping
اختلال رادار
sexual disorder
اختلال جنسی
time flutter
اختلال زمانی
time jitter
اختلال زمانی
unsoundness of mind
اختلال مشاعیر
perturbation theory
نظریه اختلال
personality disturbance
اختلال شخصیت
personality disorder
اختلال شخصیت
oppositional disorder
اختلال نافرمانی
organic disorder
اختلال عضوی
paramnesia
اختلال حافظه
noise immunity
مصونیت از اختلال
eating disorder
اختلال خورد و خوراک
font id conflict
اختلال شناسایی فونت
formal thought disorder
اختلال صوری فکر
dysmetria
اختلال حرکتی- تخمینی
dyscrasia
اختلال مزاجی یا دماغی
generalized anxiety disorder
اختلال اضطراب فراگیر
dysaesthesia
اختلال حواس جسمانی
shared paranoid disorder
اختلال پارانویایی مشترک
schizophreniform disorder
اختلال اسکیزوفرنی شکل
schizoaffective disorder
اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
organic mental disorder
اختلال روانی عضوی
protanomaly
اختلال سرخ بینی
somatization disorder
اختلال جسمانی کردن
somatoform disorder
اختلال جسمانی شکل
post traumatic stress disorder
اختلال فشار روانی پس اسیبی
perturbation
[terms]
آشفته
[در نظریه اختلال]
[فیزیک]
paresthesia
اختلال حس لمس بصورت خارش
dystonia
اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
radar trapping
اختلال پیدا کردن رادار
schizoid
مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
quantize
اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
parkinsonism
اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
trapezoidal distortion
اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
noisy mode
رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
NetShow
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
intermittent error
خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
saturated colour
که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com